جهانگرد

فوریه 11, 2009

بوی نامطبوع خون

Filed under: Uncategorized,مناسبت,سیاسی — جهانگرد @ 3:33 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا
427780_orig1
سید محمد خاتمی نامزد انتخاباتی هم در 22بهمن درراهپیمایی شرکت کرد و سی امین سالگرد انقلاب مردمی ایران را تکریم کرد. به گفته اگاهان دور ایشان طبعا مملو از طرفداران شد و… شعارهایی برضد یا بهتر بگویم به نفع دیگران داده شد که در جواب ان شعار هایی در حمایت از خاتمی داده شد که نزدیک بود منجر به یک درگیری تمام عیار شود چرا که چماق وچوبی در تصاویر ثبت شده است. (البته اگر انگ فتوشاپی بودن چوب ها را فراموش کنیم )
خوب عجیب است؟! به نظر من اصلا هم تعجب ندارد.
بعد از اینکه جناب احمدی نژاد وحزب حاکم و دست راستی های افراطی حکومت را به دست اوردند حزب چپی یا اصلاح طلب دست به قلم برد و بنا به نقد عمل حکومت کرد که این نوشتن ها و اطلاع رسانی ها را نقد ناسالم نقد مغرضانه وانتقاد نا به جا وخلاصه انتقاد را با هر پسوندی که چهره انتقاد را مخدوش کند اوردند و مدعی شدند که اینها کارشکن هستند و حزب حاکم و دولت فخیمه ای که فراموش نمی کنم اولین جلسه هیئت دولت را در حرم رضوی برگزار کرد از هرگونه پشتیبانی به جا و نا به جا وهر گونه پشت گرمی و دست مریزادی برخوردار شدند و به توقیف نشریات و روزنامه ها پرداختند من از میان آن روزنامه های توقیف شده به روزگار شرق هم میهن و… اشاره می کنم و این روند ادامه داشت تا کار به اینجا و امروز رسید مرا اعتقاد بر این است که از شبی که محمد خاتمی اعلام کاندیداتوری نمود خواب از چشم حزب حاکم وطرفدارانش ربوده شد و به فکر چاره افتادند و نمونه این چاره اندیشی ها را من ازان جا ناشی می دانم که تا اعلام شد که خاتمی یا میر حسین در صحنه انتخابات وارد می شوند بنای تخریب شروع شد وکار به صحن علنی مجلس هم کشید واعتراض بعضی از نمایندگان را هم به همراه داشت.
اما نکته جالبی که نباید فراموش کنیم این است که به محض ان که جناب اقای خاتمی قدرت را برای اولین بار به دست گرفت و دوران حکومتش را اغازید هر روز با کشمکش و فشار و تهدید و ترور و خون ریزی و چماق داری وعربده کشی سیاسی که بعضی امروز دوران ان را پایان یافته می دانند همراه بود ا زآن نمونه ها من به قتل های زنجیره ای ترور، حجاریان ،18 تیر، زد وخوردهای مختلف اشاره می کنم وامروز هم دوباره چماق را برسر سید خندان می بینیم خوب این چه نشانه ای است ؟
من منطق مخالفان خاتمی را ترور و حذف فیزیکی می دانم و منطق خاتمی و هوادارنش را بیان و گفتمان می دانم البته نباید طیف وسیع روزنامه ها و نشریاتی را که در دوران حکومت خاتمی توقیف شد را فراموش کنیم اما من قصد ماست مالی یا تخطئه خاتمی و یا حتی دفاع بی مورد از او را ندارم اما چیزی که مسلم است این است که شواهد و قرائنی در دست است که دولت خاتمی کمترین دخالت را در این توقیف ها داشته 427782_orig است چرا که در نقد توقیف ها فیلم کاغذ بی خط را می بینیم ازادیِ بیان به مراتب بیشتر در سینما و تئاتر را شاهد بودیم که تئاتر هایی درمدح ازادی بیان و جایگاه ان می دیدیم و یا اینکه توقیف نشریات تقریبا منحصر به نشریات سیاسی بود و مجله های پر سابقه فیلم و سینما را از دست نمی دادیم. اما امروز فیلمِ مجوز گرفتۀ، برنده جایزه شدۀ «سنتوری» را چند روز پس از نصب بیلبورد از دست دادیم و از دیدن ان برای همیشه محروم شدیم امروز روزگار بسته شدن مجله «دنیای تصویر» سینمایی است که از مجلات منحصر به فرد در زمینه هنر هفتم بود و این نشان از تعطیلی بیان دارد.
در اخر اینکه بوی خون وترور استشمام می شود من قصد ترسیدن و ترساندن ندارم اما با مطالعۀ گذشته حسابی درس گرفته ام وعملکرد مخالفان اقای خاتمی را درک می کنم فراموش نمی کنم از روزی که ریاست جمهوری را تحویل صاحب کنونی داد تا به امروز مورد تخریب دولت کریمه بوده است. البته ناگفته نماند که دولتهای قبل از جناب خاتمی هم هر از چند گاهی از این تخریب ها وسیاه نمایی ها از جانب مسئولین بی بهره نماندند.

Advertisements

نوامبر 14, 2008

انتقاد

Filed under: اجتماعی,سیاسی — جهانگرد @ 5:39 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا
انتقاد در لغت به معنای اشکار کردن عیب خرده گرفتن ونقد کردن به معنای بررسی وباز خوانی یک روش ، رفتار ،کردار وعمل دیگری می باشد البته معانی دیگری هم دارد که به بحث ما مربوط نمی شود و با این معانی اختلاف کلی دارد که بهتر است برای یافتن انها به لغت نامه مراجعه نمایید .
بحث کلی من در این نوشتار حول عیب جویی مشفقانه است اگر عیب جویی با غفلت از عیوب شخصی همراه باشد این عیب جویی نکوهیده و ناپسند است. اما گاهی عیب جویی از سر خیر خواهی یا از جهت سیاسی اجتماعی می باشد که اغراض شخصی کنار می رود. در مسئله حکومت و حاکم رویکرد این چنینی وجود دارد که حتی غیبت پشت سر حاکم هم جایز می باشد و بر غیبت کننده حرجی نیست چرا که حاکم خود را بر سر زبان ها انداخته با خواست خودش بر منصبی تکیه زده است که این منصب مورد اشاره سر انگشتان است مثل اینکه کسی بگوید ایا هنر پیشه مشهور هم می شود؟ که پاسخ این سئوال کاملا بدیهی است که هنر پیشگی و شهرت لازم وملزوم هم هستند وبه هم بستگی کامل دارند ونمی شود این دو از هم جدا شوند. حاکم هم در تمام اعمال و رفتار زیر ذره بین مردمان است و نباید از این انتقادات که برگرفته از خواسته های مردم است ناراحت شود و من در اینجا باید روشن کنم منظورم از حاکم تمامی طبقه حاکم بر هر جامعه ای می باشد چرا که اعتقاد ندارم که حاکم یک نفر است بلکه این گفته شامل حال  تک تک گروه حکام می شود. و شکی در این گفته نمی باشد.
در ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب مردم ما در اینکه ازادانه بتوانند مسئولین وحاکمان را به باد نقد و بررسی و بازخوانی بگیرند یا در نهایت ازادی از انها خرده بگیرند یا عیب جویی کنند در مضیقه بوده اند که من نمونه هایی از انها را برای شما به عنوان مشتی از خروار است در روزگار معاصر می اورم :
اخیرا  شاید یک سال پیش یا کمتر یا بیشتر طی یک مراسم تقدیر، تندیس منتقد دولت را به دستان قلم به دست کسی مثل اقای حسین شریعتمداری می دهند که همه شاهد بوده اند که در تقدیس و تنزیه دولت و حکومت و نظام ان قدر به جلو حرکت کرده که گویی ایراد و اشکالی در این حکومت و دولت وجود ندارد و حکومت ،حکومت معصومین است این اقدام این معنا را دارد که منتقد اگر الگویی باید داشته باشد ،الگوی نیکو و اسوه حسنه برای او همانا حسین شریعتمداری است نه امثال سیامک پور زند دشمن در پوستین میش و نه نیک اهنگ کوثر.

به جای انکه مردم و نمایندگان مردم به انتقاد و طعنه و عیب جویی و بازجویی از مسئولین نظام بپردازند کار وارونه شده و مسئولین به مردم و نمایندگان انها خرده می گیرند . بعد از انکه اقای کردان از جانب مجلس استیضاح شد رهبر انقلاب اظهار داشت: به گزارش خبرگزاری ایلنا، رهبر جمهوری اسلامی که بارها از دولت محمود احمدی‌نژاد به خاطر پایبندی به «اصول انقلاب» حمایت کرده است، امروز (چهارشنبه) در دیدار با کارگزاران اجرایی و فرهنگی حج گفت: «این فضای بی‌‏بند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آن‌‏ها بگذرد.» که این گزارش را زمانه نقل کرده است. و نمایندگانی که به استیضاح کردان رای نداده بودند و او را مستحق وزارت می دانستند اظهار داشتند که سخنان موافقان استیضاح مصداق انتقاد رهبری بود. یعنی موافقان استیضاح و موافقان برکناری کردان، بی بند و باری نسبت به حکومت را روا داشته اند و مستوجب  قهر الهی را برای خود فراهم اورده اند. البته این تفسیر حرف این نمایندگان است.
خوب توجه کنید ببینید چطور جای منتقد و انتقاد شونده عوض شده است. اضافه بر این مسائل مسئله ء دیگری مطرح است که به کرات شنیده ایم که نقد را به انتقاد سازنده و انتقاد خیر خواهانه و….تقسیم می کنند و در حوزه این انتقادات اقدام علیه امنیت ملی را نیز قرار می دهیم که انتقاد مخرب که مقابل انتقاد سازنده و خیر خواهانه است به این اقدام بر اندازنده حکومت منجر می شود .
اما انچه عجیب به نظر می رسد این است که در گفتار مسئولین جملات و کلماتی در ستایش نقد پذیری دیده نمی شود و این جای تعجب دارد ،ناگفته نماند که اگر هم بوده بسیار کم رنگ وبی رمق بوده که چندان تاثیری هم نداشته است.
دوستی داشتم در یکی از مراکز اموزش عالی اتاقی داشت و شبانه روزی در انجا مشغول تحصیل بودند روزی برایم تعریف می کرد می گفت :یک روز مدیر و مسئول موسسه مرا به دفتر احضار کرد و گفتگویی کردیم از هر دری صحبت شد بعد در اخر به من گفت اقای فلانی شما جوان خوب و برازنده و درس خوانی هستید اما یک عیب دارید و ان هم اینکه خیلی انتقاد می کنید. گویا این مدیر گوشه چشمی به گذشته این دوست ما داشته چرا که او را به خاطر زبان درازش و عیب جویی هایش از شعبه ای از این موسسه در شهرستان اخراج کرده بودند یا بهتر بگویم تبعید کرده بودند . و دوست ما با عبرت از گذشته اش هیچ انتقادی اعم از سازنده و مخرب در موسسه جدید روا نمی داشت لذا از بیان این مقام مسئول سخت در تعجب فرو رفته بود. توجه بفرمایید در دانشگاهها و مراکز اموزشی ما مبارزه با انتقاد و خفه کردن اصوات مخالفین را نیز اموزش می دهند .
من به شخصه معتقدم انتقاد و لو اینکه نقدی مخرب و همراه بادشمنی باشد خیر و رحمت و برکت است چرا که اگر با سعه صدر پذیرای هر نوع انتقادی باشیم این باعث می شود خود نقد کننده رسوا شود و دست او رو شود و اگر نکته بسیار باریک در میان انبوه انتقادات منتقدین مخالف هم باشد برای نقد شونده زیرک وباهوش می تواند ابتدای راه باشد و نکته مثبتی برای پیشرفت باشد.

اکتبر 13, 2008

دکتر!

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 7:56 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا
…اوضاع واحوالمان بد نیست ملالی نیست جز دوری شما .ملال که چه عرض کنم، تا حدودی ملالی نیست. اینجا خرده مشکلات روزانه ای هست که گه گاه گلوی ادم را می فشارد وکمی ادم را اذیت می کند می دانید وقتی گفته شود ازادی مطلق داریم وان وقت هنر پیشه زن می ماند سر دو راهی که ایا می توانم به ایران برگردم یا نه؟ ایا دستگیر می شوم یا تنها ممنوع التصویر ؟ ویا اینکه دانشگاهها روزانه زندانی برای رفتن به زندان تربیت می کنند و یا وقتی می شنویم رئیس مجلس شورای اسلامی بحثش در دانشگاه شیراز نیمه تمام می ماند وبا اعتراض دانشجویان روبرو می شود  که باز هم تریبون را در اختیار گرفتی و حق صحبت را از ما گرفتی واقعا حیرت می کند شنیدم دانشجویی در میبد یزد همراه با لپ تاب اش با هم به جایی نامعلوم برده شدند باری اینها با ازادی مطلق تلاقی دارند وهردو با نبودن ملال . رک بگویم کمی ملال هست وان هم به خاطر اوضاع اقتصادی،  نه اشتباه نکنید اوضاع اقتصادی امریکا واروپا و ورشکسته شدن بانک های اروپایی وامریکایی را مد نظر ندارم ان چه مورد نظر من است تورم و نرخ بی کاری و اوضاع اسف بار اقتصادی در ایران خودمان است ایا سزاوار است که باز هم بگویم ملالی نیست ؟!
تنور انتخابات ارام ارام داغ می شود وسیاستمداران برای شرکت در انتخاباتی که معلوم نیست نتیجه اش چگونه خواهد شد در انتظار رقابت بر سر کرسی ریاستند ریاستی غیر تام بله ریاستی فرمایشی نه ازادانه تازه از الان هم معلوم است که دولت بعدی بهانه ای بزرگ به دست دارد ان هم جمع وجور کردن گند کاری های دولت فعلی است که لابد عمر نوح می خواهد تا به صفر برسیم وتازه از انجا می توانیم از دولت بعدی توقع بیلان کاری خودش را داشته باشیم واین دقیقا کاری است که دولت فخیمه کنونی که خدا از عمرش بکاهد دائم برای ما گوش زد کرد ویاد اوری که بله از اول انقلاب یا بهتر بگویم ان قلاب هر دولتی سر کار امده برای دولت نهم سنگ اندازی کرده ودولت نهم تنها مسئول جمع اوری زباله های به جا مانده بوده است. ما هم مردمی از بره، بره تر و حرف گوش کن تر اماده ایم تا برای مان یک برنامه راهپیمایی علیه مثلا دولت لتونی یا مجارستان بریزند تا با سر بعد از نماز عبادی سیاسی جمعه تا میدان فلسطین با تمام ربطش به لتونی یا مجارستان راه را بپیمائیم وعلیه ستمگران عالم شعار دهیم ومشتمان را به دهان هرکس که حکومت فرمود بکوبیم غافل از ان که مشتمانم در این سی سال در هم کوبیده واش و لاش شده است.
بله عزیز جان این از ملال ما بود که با تعارف به نبود هیچ گونه از انواعش اعتراف کردم اما خیلی دامنه ملال وسیع تر وگسترده تر از این حرفهاست چرا که وقتی لقب علمی دکتر را می شنویم مو بر انداممان سیخ می شود امروزه لقب دکتر با کلاش وکلاه بردار ان هم در سطح وسیع مترادف شده شاید بی راه نباشد اگربگویم کمتر دکتری را می یابی که عالم باشد دکترها قلابی از اب در می ایند تز ها وپایان نامه ها مسروقه اند ونویسنده انها جمعی از محققین اینده یعنی دانشجویان استثمار شده هستند که برای نمره به نوشتن همت گمارده اند .اوضاع واحوال علمی در دانشگاه حداقل در دانشگاه ازاد تاسف بار ورقت انگیز است نحوه تدریس اساتید ومیزان علمیت انها حیرت اور است و واحد های درسی عمومی وجنبی بسیار بهت اور هر دانشجو به اندازه موهای سرش انقلاب اسلامی، سیاست اسلامی، اخلاق اسلامی، وصیت نامه امام و…. پاس می کند ان هم با اساتیدی … که جای تامل دارد. جنبش نرم افزاری وتولید علم را نمی توانم درک کنم چرا که حقیقت چیزی است  که باز می گویم حداقل در دانشگاه ازاد می گذرد. اوضاع علوم انسانی وخیم است اساتید ودانشجویان بر سر نمره وپاس کردن واحدها ی درسی کلنجار می روند و…
دیگر دلت را بیش از این خون نمی کنم وبا خون دل خود می سازم ودم بر نمی اورم چرا که از ما خواسته شده بخورید بچشید بکشید اما دم بر نیاورید هر چه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید ومرگ را برای دشمن خارجی بخواهید وبه داخل ودشمنان داخلی خیره منگرید در داخل امنیت ملی می خواهیم ودر خارج بی امنیتی افتخار ماست پس بر سر خارجیان واستکبار جهانی وستم گران عالم فریاد بزنید فریاد داخل را هم در خارج بزنید ودر داخل صم بکم عمی باشید که این برای شما بهتر است.

ژوئن 25, 2008

تهران امروز

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 6:38 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا

خبرگزاري فارس در گزارشي به نقل از وزارت کار و امور اجتماعي دولت محمود احمدي‌نژاد، از اعلام انحلال انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران از سوي مقامات اين وزارت‌خانه خبر داد.
پروانه انتشار روزنامه تهران امروز به دليل انتشار مطلبي در ويژه‌نامه خود که طي آن کارنامه مالي و اقتصادي دولت احمدي‌نژاد را مورد انتقاد قرار داده، از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات لغو شد. اگرچه اين هيأت، دليل لغو پروانه را افترا و فقدان شرايط انتشار اعلام داشته است .
بله اين روزنامه لغو پروانه شد واصلا يکسره کارت قرمز گرفت امروز در ايران اين چنين مطبوعات و انجمن صنفي انان -بخوانيد خانه تيمي مخالفان نظام- بسته وپلمپ مي شود در اينجا قصد دارم به گفته هاي امام موسي صدر که خدا حفظش کند اشاره کنم
اما صدر رهبر معنوي و سياسي و اجتماعي لبنان در31 مي 1966مطابق با 10 خرداد 1345در هفتمين روز کشته شدن کامل مروه روزنامه نگار لبناني سخناني را درپاسداشت ازادي ايراد کردند که به بخش هايي از اين سخنراني اشاره مي کنم :

«…..مطبوعات با نظارت بر جامعه و ارکان ان و با جهت دهي به دولت و حاکميت و نهادها و با مشارکت درساماندهي اقتصاد و سياست و کوشش و تصحيح امور جامعه در حقيقت به جامعه بشري و محيط انساني نظم مي بخشد ….. برادران ازادي مهمترين ساز و کار فعال کردن همه توانايي ها و ظرفيت هاي انساني است هيچکس نمي تواند در جامعه محروم از ازادي خدمت کند و توانايي هايش را پويا و موهبت هاي الهي را بالنده سازد ازادي يعني به رسميت شناختن کرامت انسان و خوش گماني نسبت به انسان،حال انکه نبود ازادي يعني بدگماني نسبت به انسان و کاستن از کرامت او .کسي مي تواند ازادي را محدود کند که به فطرت انسان کافر باشد… ازادي حق روزنامه نگار است که جامعه اش بايد به او پيشکش کند ازادي خدمتي است به روزنامه نگار تا کار خود را به انجام رساند و خدمتي است به جامعه تا همه چيز رابداند. صيانت  از ازادي ممکن نيست مگر با ازادي . ازادي برخلاتف انچه مي گويند هرگز محدود شدني نيست و پايان يافتني نيست و در حقيقت ازادي کامل عين حق است حقي است از جانب خدا که حدي بران نيست … اگر بخواهيم ازادي را تعريف کنيم بايد بگويم که ازادي رهايي از ديگران و رهايي از نفس است اگر ازادي را اينگونه تعريف کنيم ديگر معتقد به حد ومرزي براي ازادي نخواهيم بود … برادران ،روزنامه نگار نبايد مرود اهانت و تحت فشار قرار گيرد نبايد به فقر و نداري بيفتد و نبايد در معرض تهديد و زور واقع شود …»
اينها نمونه هاي دستچين شده من بود از سخنراني مردي بزرگ و متفکري بي نظير که لبنان خود را به او و افکارش وامدار مي داند اگر مي خواهيد او را بشناسيد در زنگي و افکارش مطالعه کنيد و از مردم لبنان از او بپرسيد. با دقت در کلمات بالا تامل کنيد وتفاوت سيره عملي روحاني ان زمان در لبنان را با حاکمان روحاني اکنون در ايران مقايسه کنيد .
اين سخنان امام صدر از کتاب اديان در خدمت انسان چاپ موسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر پاييز 84 انتخاب شده است .

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.