جهانگرد

ژوئن 13, 2013

چرا منِ تحریمی ،اصرار بر شرکت در انتخابات دارم

Filed under: مناسبت,اجتماعی,سیاسی — جهانگرد @ 1:29 ب.ظ.

به نام خدا

«می گویند:انقلاب.
انقلاب؟
انقلاب؛از هر گلوله ای کارگر تراست،از هر تیری هدف دوزتر ،از هر شمشیری برّاتر.
انقلاب از هر جنگی کثیف تراست،از هرحادثه ای خودکامه آفرین تر،از هر فاجعه ای خونبار تر.کلمه انقلاب می کشد _میلیون ها نفر بخاطرش مرده اند.انقلاب به جز خفقان ره آوردی ندارد_ میلیون ها تجربه اش کرده اند.images
انقلاب!انقلاب کبیرفرانسه!انقلاب اکتبر روسیه!انقلاب فاشیستی آلمان!انقلاب فرهنگی چین!کدام ازاینهاالگوست؟الگوی انقلاب مذهبی ایران؟…»

به هر شکل «انقلاب» آنچه درست یا غلط بود و خانم امیرشاهی در مقدمه «در حضر» چنان توصیفش نموده محقق شد و امروز بیش از سی سال و اندی از آن واقعه سپری شد.هزار هزار حادثه و سانحه دیدیم و تلخ و شیرین چشیدیم.فراز و فرودی پیمودیم…
شایداین خاصیت مردم ساکن خاورمیانه است که هر روز کشورشان آبستن حادثه و کارثه پیش بینی نشده و جدید باشد!اما خاوردور، اروپا و آمریکا کی چنین بوده اند؟!

رای دادن نماد دموکراسی وانتخاب کردن است. تحریم نماد قهر و پشت کردن به منویات یک حاکمیت خطاکار.شاید بشود گفت تحریم راهی برای تنبیه است.
نمی دانم تحریم را می توانیم براندازی نرم،انقلاب مخملی یا چیزی شبیه این موارد هم تعبیر کنیم؟!!

چرا باید تحریم کنیم؟
چراباید رای دهیم؟

من می خواستم تحریم کنم.من نمی خواستم رای بدهم.راستش وقتی گفت: مشتی خس و خاشاک… خون به سرم دوید. ضربان قلبم شدت گرفت،حتی رودررویم نبود تا تف ناقابلی در پاسخ کلام سخیفش بر روی قبیحش پرتاب کنم. پس تصمیم گرفتم که: «بر من دو صد لعنت اگر دوباره در انتخاباتی شرکت کنم و رای دهم»اما سال های سخت گذشت و سال انتخاب فرارسید و محمود ثانی به نام «جلیلی» در برابر دیده ام حلول کرد! با خود گفتم وظیفه دارم رایی بدهم تا از قدرت گرفتن این مرد پیشگیری کنم.
می دانم و خوب آگاهم که شاید رایم را نخوانند.اما نخواندن رای مفت نیست. هزینه دارد. و بهای آن بس گزاف است و جان گداز. موی سر و صورت را سپید و کمر را خمیده می کند. خوب به کسانی که رای ها را نخواندند بنگرید.

اما رای ندادن چه دلیلی دارد؟
کسی که جمهوری اسلامی را قبول ندارد-البته هر که در این انتخابات و یا هر انتخاباتی شرکت کند معنایش قبول داشتن نظام حاکمه نیست، گرچه ادعای نظام این است، اما حقیقت چیز دیگری است- و رای نمی دهد برای رای ندادن چه راه حل بهتری سراغ دارد؟ به قول دکتر «زیبا کلام» استاد علوم سیاسی:» چه آلترناتیوی برای تحریم صندوق رای دارید؟»
اگر رای ندهیم پس چه کنیم؟ سمعاً و طاعتاً تسلیم مطامع سلطان باشیم؟ تا هرچه برید و هرچه دوختند بپوشیم؟ یا…؟
64989_WrBIcQQA
در این کشور خفقان، تک صدایی و تمامیت خواهی فریاد می زند.از سویی منت داریم که آیا ندیدید که همه نامزدهای انتخاباتی از تریبون صدا و سیما صدایشان را و نظرشان را آزادانه به گوش مردم رساندند؟!! که تو گویی از میراث پدری و ماترک مادری شخصی ،به نامزد ها کمک شده تا به مقصد مقصود برسند!

از سوی دیگر فیلم تبلیغاتی را آنچنان مثله می کنند که کارگردان هم نتواند فیلم خود رابشناسد و برایش شبهه می شود مگر قرار نبود امشب فیلمی که من برای فلان کاندیدای ریاست جمهوری ساختم را پخش کنند؟!!
ناگهان دیگران نهیبش می زنند که ای ساده دل چه نشسته ای؟! آنچه می بینی همان فیلم توست! که از تدوین تا صدا گذاری و میکس و موسیقی و همه اجزایش دستخوش تغییراتی، البته سازنده -گرچه به نفع سازمان- شده است.

در خصوص ادعای فوق فیلم تبلیغاتی دکتر روحانی است که می توانید ببینید و اگر در خاطر داشته باشید تفاوت های اساسی آن را با آنچه از رسانه ملی/میلی پخش شد مقایسه کنید.

اما با همه واقعیات موجود، مفهوم کلام دکتر زیبا کلام، زیباو زینت بخش پایانی این نوشنگاه باشد که تنها راه تغییر، تنها راه نجات و ایجاد تعادل در کشور اصلاح است. باید از راه دموکراتیک با تمرین شنیدن و تن دادن به رای و نظر مخالف،با سکوت هنگام صحبت های پرتنش رقیب و تحمل کلمات پر نیش و آتشین او آینده را رقم زد.»راه معتبر و مطمئن از صندوق رای نامعتبر و ناامن وزارت بد سابقه کشور می گذرد.» رای ندادن راه نیست و ایست است. اما رفتن پای صندوق تحمیل رای به کسانی است که رای ما را بر نمی تابند. تمرین دادن ایشان است. آموزش دادن اجباری و وادار نمودن آنها به رعایت قوانین دموکراسی است. باید به آنها اصول اولیه دموکراسی را با زحمت آفرینی حقنه کرد که البته رنج فراوان و هزینه سنگین و طعم زهرآگین هم دارد. اما آینده را تضمین می کند.

Advertisements

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.