جهانگرد

مه 22, 2012

رقص میهن پرستان با مرگ

Filed under: فیلم,اجتماعی,سیاسی — جهانگرد @ 9:10 ق.ظ.

به نام خدا
زندگی زیباست و باید زیست به شرط آنکه پا از حیوانیت فراتر نهاده در محدوده انسانیت داخل شویم.اگر ماورای «خور و خواب و خشم و شهوت»بنگریم مسائلی به چشم می آید که با توجه به آنها می شود زندگی را رنگ انسانی زد.می شود انسان و توان انسان را ،انسان و تفاوت انسان را،انسان و مسئولیت او رابراق و درخشنده نمود.

انسان موجودی اجتماعی است و فطرت او بر مبنای جمعیت و خردورزی شکل گرفته؛اگر چنین موجودی اجتماع را رها و به منافع شخصی بسنده کند و در خواسته های فردی اش خلاصه شود، کوچک می شود. تنازل می یابد و قطعا از مسیر معهود خلقتش خارج می شود.موجودی که خلاف طبیعتش از جمع به فرد گرایش یافت یعنی تنها به فردیت و منفعت فردی تمایل یافت در این صورت است که به مقصود اصلی آفرینشش خیانت کرده و از مسیر اصلی منحرف شده.

اما اگر انسان در صراط حقیقی خلقتش بود،فردیت را نمی بیند جمع را می بیند.بشریت را می بیند.انسانیت را می شناسد.به خرده ها به ریزه ها به اشخاص نمی پردازد حتی به شخص خود.او کسی می شود که بشریت را می داند و می شناسد.مرزها زبان ها و محدودیت ها او را از، کل اصلی و جامعه بزرگ بشری دور نمی کند.
زبان ها مختلف اند اما انسان ها واحد اند،زبان بشر زبان طبیعت است. زبان بشر مثل زبان باد و زوه اش در سراسر زمین پهناور متحد و یک شکل است.گرچه ظاهراً زبان ها متفاوت اند. این است که طبیعت انسان بر مبنای فرد گرایی و خود خواهی نیست. جهانی است. جهان شمول است. بزرگ است و وسیع است.

در فیلم سوفی شول به صراحت می بینیم یک وطن پرست و خیر خواه اجتماعی یک مخالف خوان سیاسی، چطور ارکان وجودی یک حاکمیت تمامیت خواه و زیاده طلب را به باد انتقاد می گیرد. او بدیهی ترین خدمات موهوم حاکم در منظر هوادارانش را که اکثریت قریب به اتفاق اند زیر سئوال برده و یک تنه نادیده می گیرد. سوفی همه چیز حاکم را منحوس می داند و قبل از هر چیز مقامش راو جایگاهش را،مسئله دار و نامشروع می داند. در چنین موقعیتی نمی توان برای حاکم وقت آلمان و زمام داران پیرو ایده های وی خیر و برکتی برشمرد. تنها در صورتی می توان مزایا و خدمات را شمارش کرد که اساس کار بر ریشه ها و بنیان های قوی استوار باشد و الا کاخی که بر پایه ستم و ظلم بنا شده حتی اگر منظره زیبایی برای شهر و شهروندش بیافریند باز هم منظر زیبایش تیره و تار دیده می شود.و کام بیننده را تلخ می کند.
این فیلم بازگو کننده آخرین روز حیات «سوفی شول»و مقاومت و ایستادگی اش در برابر ظلم ظالمی به نام هیتلراست.در این فیلم تحقیر شدن نظام هیتلر بازگو شده،به زعم من اگر نگاه به این نظام چندان تحقیر آمیز هم نبود با دیدن و شنیدن آنچه از آن جرثومه عالمگیر باقی مانده همراه با حکم تاریخ جز ننگ، برای آن تئوریسین بزرگ و منضبط حزب نازی، چیز دیگرینمی توانست باشد.او یک نظام توتالیتر با روکش ملی گرایی و عدالت اجتماعی و برابری را بر پایه های خطابه های آتشین و ژست های عوام فریب و خیر خواه بنا کرده بود.امروز بیان این ویژگی ها و شناخت آن بسیار راحت و دست یافتنی است. گویا بدیهی است. اما آن روزها، فریبایی آن نظام، تنهادر افسون ذهن آزاد و معصوم از زشتی ها عاجز می ماند و الا مکر آن هر ساده اندیش و هر فرصت طلبی را مسحور می کرد؛لذا نبودند -یا کم بودند- افرادی که ببینند و بیاندیشند و استنتاج کنند. اگر چنین افرادی بودند، باز کم بودند آنها که جهان بین باشند.کم بوده اند و کم هستند کسانی که وسیع ببینند و عمیق. وسعت و عمق اندیشه اگر آزادگی را هم داشته باشد، سودمند می شود و سودش به حساب مردم و نوع بشر واریز می شود.

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. قشنگ بود متنتون اگه واقعا ایمان داشته باشید به فکرتون که اکنون رنگ کلام گرفته است………..

    دیدگاه توسط sephous — ژوئن 9, 2014 @ 2:49 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: