جهانگرد

دسامبر 14, 2011

نژاد پرستی

Filed under: فلسفی,مناسبت,اجتماعی — جهانگرد @ 8:22 ق.ظ.

به نام خدا
در قدس غربی گروهی مجهول الهویة به مسجدی حمله کردند و بر دیوار های آن به پیامبر اسلام توهین کردند و به عرب بودن انسانهای مسلمان و بومی منطقه تاختند.مثلا بر دیوار مسجد نوشته اند:»العربي الطيب هو العربي الميت».
یعنی عرب خوب عرب مرده است!

خیلی را دیده ام که می گویند من از عربها خوشم نمی آید. اَه اَه من از هر چی عربه بیزارم …
عرب بودن را معیار ننگ بودن. عرب بودن را نشان بی هویتی و…
با حساب سرانگشتی که سالیان قبل انجام دادم به شکل ثبت شده بنا بر جمعیت ساکنان کشورهای عربی جهان عرب بیش از سیصد میلیون نفر جمعیت دارد که اگر بشود جمعیت عرب های اروپا و آمریکا و استرالیا را محاسبه کنیم شاید بیش از اینها باشد.که همین طور هم هست.

اما از بزرگانی که از عربها بیزارند و عرب را با عفونت یکی می بینند، می خواستم بپرسم از سیصد میلیون آمریکایی هم بیزارید؟!
از اروپایی ها هم بیزارید؟!
از چینیان چطور؟!
از سرخپوستان هم رنجیده خاطر می شوید؟!!!

عمر بن خطاب به ایران حمله کرد و اسلام را وارد این سرزمین کرد. با زور مردم را مسلمان کرد و بعد مردمی از این ایرانیان حتی از اسلام به در شدند و …
ماجرا ها بوده که باید تاریخ را مو به مو بررسی کرد که در راستای عرب ستیزی این دسته از افراد که تاریخ کف دستی می شود برای ایشان که همه آن را خوب می شناسند و به راحتی میدان اظهار نظر را محیا می بینند. لذا از نظریه پردازی و تئوری پروری هیچ مضایقه نمی کنند.

البته باید اعلام داشت که هر واقعه تاریخی از مجموعه خوبی ها و بدی های رفتار افراد ذی نفوذ وقت تشکیل شده که نتایجی زشت و زننده یا زیبا و سازنده بر جا گذارده. که باید با موشکافی و دقت، واکاوی گردد. این به معنای تائید یا عدم تائید صرف یک جریان نمی باشد.

مطلب اصلی این نوشته این بود که راسیست تنها در مورد سیاهپوستان و یا رنگین پوستان-سیاهان دنیا قربانیان اصلی و مهم این پدیده شوم بوده اند-نمی باشد. بلکه به نگاه ما در قبال رفتار و گفتار هم زبانانی به نام افغان ها هم مربوط می شود.چه کسی می تواند از زشتی گویش کسی که برای توهین به رفیقش او را «افغانی»می نامد صرفنظر کند؟!
آیا این رفتار را می شود متمدنانه تلقی کرد؟
مع الاسف می بینیم که بسیارانی هستند که این نوع رفتار را از خود بروز می دهند و چنین سلوک می کنند و بعد هم هنگام ادعا چه اراجیفی که به هم نمی بافند.

دیده ام ایرانیانی که خود و ملیتشان را برترین ها می دانند، مثلا قائلین به :»هنر نزد ایرانیان است و بس» گروهی از این دست هستند اگر اختلاف خود اینها را با بلوچ،عرب اهواز، لر لرستان، ترک آذربایجان،اصفهانی و تهران و…نادیده بگیریم، معتقدند که ما ایرانیان! در طول تاریخ به کسی یا ظلم نکرده ایم و یا خیلی کم ظلم کرده ایم!این بینوایان یادشان رفته بیست هزار جفت چشم را.ایشان فراموش کرده اند چه مقدار پسر به دست پدر نابینا شدند، آن هم به خاطر کشمکش بر سر اریکه قدرت. فراموشکاری شان نادر افشار را هم در بر گرفته.وای از کورش کبیر و تاریخ وی. چه کنم که با ثبت این عقاید گروهی را بر علیه خود به هیجان می آورم اما باید بگویم تاریخ را بخوانیم اما به آن افتخار نکنیم. تاریخ را بخوانیم تا اگر با ادبی نبود با رویگردانی از ظلم و تجاوز و جنایات پیشینیان از آن طریق مودب به آداب گردیم.

عرب ستیزی در ورودی ،راهروی طولانی نژاد پرستی است.و اگر برای ابتدای کار به جای عرب ستیزی اروپایی گریزی را جایگزین سازیم من تردید دارم که باز به این راهروی تنگ و نم دار و تاریک با نگذاشته باشیم.

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: