جهانگرد

نوامبر 22, 2011

شیخ و مرد نمازهای جمعه

Filed under: متفرقه,اجتماعی,داستان,سیاسی — جهانگرد @ 8:02 ق.ظ.

به نام خدا

مردی از جنس مردان نماز جمعه که گویا تنها برای شرکت در نماز جمعه پرورش یافته اند و این مراسم عبادی سیاسی چنان در عمق روحشان نفوذ کرده که جز آن فرهنگ! نمی بینند؛ نزد شیخنا در دفتر مسجد رسید.
بعد از تعارفات معمول شیخ را مخاطب قرار داد که:» چرا در این مسجد بعد از نماز تکبیر و مرگ بر و … نمی گویند؟!»
البته کلامش مقدمه ای این چنینی داشت:»حضرت امام فرمودند حفظ نظام از نماز هم واجب تر است.»بعد از شیخنا پرسید:» شمااین را شنیده اید؟»شیخ تائید کرد.او با استناد به این کلمه قـصارتوضیح می خواست بداند که این مسجد چرااز جاده حق منحرف شده؟ شیخ سربعاً خود را با او هم آهنگ کرد و گفت:» اینجا بعد از مغرب تکبیر می گویند.»
مرد نماز جمعه شلوغ کنِ ما، در اینجا مثل کسی که مچ گرفته باشد پرسشگرانه و توضیح خواهانه گفت:»فقط مغرب!؟ حفظ نظام چی؟»
شیخ ماجرا تصمیم گرفت او را شیر فهم کند صدا صاف کرد و توضیح داد:»ببینید آیة الله خمینی چنین نظری دادند و امروز دیگر این نظر برای تکبیر گفتن در مسجد داده نمی شود. فقهای امروز چنین نمی کنند»
با صلابت پاسخ داد»حضرت امام که از همه اعلــم تــر !بودند»
شیخ متوجه فاجعه انشسانی پیش رویش بود.لذا جواب داد:» ببینید آقا من اینجا نشسته ام تا مردم را در امور دینی راهنمایی کنم الان شما فرض کن ما مسلمان شیعه در لبنان یا کویت و یا سعودی باشیم آیا باید بعد از نماز این تکبیر ها را بگوییم و حفظ نظام و این حرف ها؟اصلا مسلمین آنجا چنین می کنند؟!»
مرد جمعه های کوبنده گفت:»من دارم مملکت خودمان را می گویم نه دیگران را ما به دیگران چه کار داریم!»
شیخ دست بر قرآن پیش رو گذارد و گفت:» این کتاب برای ایران اسلامی ما نیامده این قرآن فرامرزی است ربطی نداردکه بگوییم خودمان و خودشان»
مرد سکته ای در مناظره اش ایجاد شد شیخ دوباره رشته کلام را به دست گرفت گفت:»مردم اسلام شان به قبل و بعد از انقلاب تقسیم نمی شود. شما قبل از انقلاب چه می کردید؟ نماز نمی خواندید؟ نماز می خواندید دیگر.خب این تکبیر ها هم که نبود. یعنی همه نماز های قبل از انقلاب تان پشم !همه مالیده؟!»
مرد مبهوت شده بود گفت:» نه نمالیده پشم هم نیست»
شیخ گفت:»خدا قبول نمی کند؟»
مرد پاسخ داد:»به کرمش برمی گردد»
شیخ گفت:»بله آن که قطعاً اما نمی توانید بگویید این نماز تر است.»
مرد گفت :»اما تکبیر واجب تر از نماز است امام…»
شیخ حرفش را برید و گفت:» الان آیةالله فوت کرده اند نظرات را مراجع فعلی فتوا می دهند شما مقلد کی هستید؟»
طبق انتظار گفت:»حضرت آقا»
شیخ گفت:» خب شاید ایشان هم مثل آیة الله خمینی فتوا دهند اما ما نمی توانیم چنین بگوییم»
او گفت:»اما حفظ نظام واجب است »
شیخ پرسید:»شما فقیه هستید؟الان داریم مسئله را از لحاظ فقهی و علمی بررسی می کنیم نباید مثل شعارهای نماز جمعه و راهپیمایی حرف زد! من اینجا به امور دینی مردم می رسم»
مرد پرسید:»یعنی شما حرف آقا و امام را رد می کنید؟»
شیخ جواب داد:»کدام حرف؟»
یاد آوری نمود:»این که حفظ نظام واجب است؟»
شیخ گفت:»من به امور دینی می رسم اگر دین و سیاست یکی باشند وقتی من کار دینی می کنم سیاست هم خود به خود حفظ می شود و اگر چنین نباشد که دیگر هیچی من کار دینی می کنم»
مرد تشکر کرد و برخاست با هم دست دادند و او از دفتر رفت.

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: