جهانگرد

سپتامبر 12, 2011

شیرین تبار

Filed under: فلسفی,هنر,اجتماعی — جهانگرد @ 10:34 ق.ظ.

به نام خدا

من هم حق دارم ترانه ای را دوست بدارم .
مگر شعر و ترانه چیست؟
غیر از اینکه باید به دل آدم بنشیند و یا باعث برانگیخته شدن احساسات و یا
جلوه گر مافی الصدور باشد؟

شیرین لبی شیرین تبار
مست و می آلود و خمار

مه پاره ای بی بند و بار
با عشوه های بی شمار

هم کرده یاران را ملول
هم برده از دلها قرار

مجموع مه رویان کنار
تو یار بی همتا کنار

زلفت چو افشان میکنی
ما را پریشان میکنی

آخر من از گیسوی تو
خود را بیاویزم به دار

یاران هوار مردم هوار
از دست این بی بند و بار

از کف بدادم اعتبار

می میزنم جام پیاپی میزنم
هی میزنم هی میزنم بی اختیار
همای

البته این ترانه «پرواز همای» را به هم خوان کردم و می توانید به سایت ایشان مراجعه کنید و آن را از حنجره خود او بشنوید.این ترانه برای من به عنوان ترسیم یک روح انسانی شریف است که چنین انسانی را نمی توان ستایش و تجلیل ننمود.

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: