جهانگرد

سپتامبر 11, 2011

کی…تو…!

Filed under: فرهنگ,متفرقه,اجتماعی — جهانگرد @ 3:05 ب.ظ.

به نام خدا
قابل توجه خوانندگان: این نوشته با بدترین و رکیک ترین الفاظ همراه است که لازمه نگاشتن این خطوط استخدام آن کلمات است .

همسایه دعوا می کند. کلاً در محله ما دعوا می کنند. دعوا به معنای واقعی کلمه. حنجره می گذارند، تارهای صوتی پاره می کنند، نعرۀ مردانه! یا بهتر است بگویم نَرانه یا حتی مستانه می زنند دعوا سر هر چه که باشد. جدی است .
.دعوای جدی را من دعوایی تلقی می کنم که اوج خشم، نفرت و کینه را در خود داشته باشد و منتج به یک تراژدی کلامی، یا خدای نخواسته جانی گردد.
.به هر حال دارند دعوا می کنند و همه مولفه های دعوا از منظر من، متاسفانه موجود است نعره ای که تاریکی یازده شب مرا دریده! گوش را بر بالش می فشارم تا صدای فحش و دویدن .و پرتاب شدن افراد را کمتر بشنوم
چند بار وسوسه می شوم جلوی پنجره بیایم! اما می گویم :»نه به تو چه مربوط» راست گفت آن عزیز که:» اگر کاری ازت ساخته است برو جلو و الا فلا!»
خوابیدم اما گوش هایم می شنود. صدای فحش ها یکی نعره می زند: «کس کش» یکی دیگر می گوید:»خوارتو می گام» یکی از ایشان از خانه خارج می شود. توسط افرادی که شاهد دعوایند و از خود خانه محسوب می شوند و اکنون نقش اطفاء حریق درگیری را بر عهده دارند از خانه بیرون می شود. در کوچه ای که با کور سوی چراغ های تیر چراغ برق از ظلمت کامل نجات یافته فریاد می زند:» کیونی دیوث »
و از داخل خانه صدای طرف مقابل به کیرم تو دهنت ؛کیرم تو کیونت بلند می شود.

تمام این ماجرا را نگاشتم تا بگویم حقیقتاً تا به حال توجه کرده اید که وقتی مذکری خشمگین می شود و کار به فریاد و نعره که نمایان گر عریان خشونت کلامی است می رسد، چرا از آلت نرینگی به عنوان حربه و یا به عنوان تفاخر و سلاح استفاده می کند؟!
چرا زیباترین، عاطفی ترین و خصوصی ترین بخش زندگی که هم آغوشی و هم بستری، زناشویی است را در خیابان با نفرت بیان می کند؟ آن هم به نیت تجاوز و شکستن فرد مقابل؟!

آیا این فرد را می شود انسان نامید؟!
من این مفهوم را نمی فهمم که انسان با یکی از اعضاء بدنش بخواهد فردی را تهدید کند! در حالی که تا اسم عضو مزبور و نوع تهدید را به میان می آورد موجی از انزجار، فضا را پر می کند.موجی از نفریت و کراهت نسبت به خود این شخص؛ نسبت به کلامش، نسبت به الفاظش و وعده های پلید و تو خالی و نشدنی اش .

باز شاهد خرد شدن و نادیده گرفتن انسانیت زن هستیم. آن که اینجا به اصطلاح مورد هتک حرمت واقع می شود زن است.
کدامین زن؟مادر،خواهر،همسر و دختر کسی که مورد اهانت واقع شده؟!نه. نمی شود به راحتی گفت که یکی از این زنان مورد هتک واقع شده اند! چرا که اینها یک مشت اراجیف آلوده، از زبانی که خود عین نجاست است، تهمت وار به زنان مذکور نسبت داده شدهفقط همین.
از جهتی فردی که این همه فحش و ناسزا را می شنود. نسبت به حرمت مادرش و همسرش و… احساس حقارت می کند. گرچه به نظر شخصی بنده هیچ جوابی بهتر از عبور و نگاه عاقل اندر سفیه به این سفیه مشهود؛ نمی تواند حق مطلب را ادا کند.شاید دیگرانی باشند که بگویند تا خون هتاک را سفاکانه نریزم قلبم! آرام نخواهد شد! و جراحت زبان این بی شرم التیام نخواهد یافت !
اما من این را جواب نمی دانم و این پاسخ را غیرت و همیت نمی نامم.
به هر حال شب را با این افکار و شرم از تجسم خود به جای آن فرد عصبانی به سر می برم و خواب این مسکن بی بدیل داروی روح خسته ام می شود

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: