جهانگرد

اوت 28, 2011

زن مسعود یا…

Filed under: فرهنگ,هنر,اجتماعی,داستان,داستان خیلی کوتاه — جهانگرد @ 5:39 ب.ظ.

به نام خدا

دیشب خواهرم را یک جوان بی زن ،یک جوان یکه و یالغوز گائیده بود. خبرش را که از بچه های محل شنیدم خون چشمانم را گرفت. نفسی کشیدم یک آه کشیدم،سر به زیر راه افتادم تا چشمانم را که اشک گرفته بود نبینند. اما اما دائم به یاد، مسعود شوهر خواهرم بودم. اصلا خواهر جنده ام که تن به این ذلت داده بود را به خاطر نیاوردم. فقط چهره خندان مسعود جلوی چشمم بود. او برای عیادت از مادرش به همدان رفته بود. مادر پیرش مریض است. امروز نه ،فردا نه، پُر پُر یک سال دیگه کارش تمومه. مسعود به خواهر پتیاره ام گفت بیا برویم پیرزن را ببینیم خواهرم هزار دلیل که من از آن بی خبرم آورد که تو با میثم و سعید بروید.

همین همین لجن هرجایی می خواسته خانه را برای خیانت فراهم آورد.مکان ساخته!
تف ،مگه مسعود چه کرده بود ؟!
قضاوت نمی کنم اما مسعود را می شناسم عُمرِشه و زن و بچه اش!
!خواهر جنده من چه دلیلی برای این کثافت کاری داشته؟!
!نان و آبش به راه نبوده؟!
!زندگی مهیا نداشته؟!
!چه مرگش بوده ؟

دخترۀ هرجایی کاری کرده که، نه خودش، بلکه همه فامیل خودش و فامیل شوهرش رو که همه در محدوده مشخص و نه چندان دور در یک شهر و محله زندگی می کنیم رسوا کرده. من به شهاب اون جوون یه لا قبا کار ندارم اون جوونی کرده و جهالت اون حروم لقمه اگر ناموس سرش می شد این طور به حریم دیگران تجاوز نمی کرد. نه ،نه ؛نمی گم اون بی گناهه اما نمی تونم بگم گناه کاره چون این خواهر لکاته ما ازش پول هم بابت یک شب گرفته. دِ آخه کجای آدم می سوزه که یکی بخواد خود فروشی کنه بره بده، اما نه تو خونش ..!
آخه زنیکه جنده پتیاره مگه خونه مسعود جنده خونه بوده؟
مگه ننه ات زیرخواب هر سگ درنده ای بوده؟
مگه بابات با هر تن فروش های لت و پار خوابیده بود؟
کدوم یکی از داداشات یا خواهرات تا حالا نگاه چپ به زن و بچه و خواهر و مادر مردم داشتند؟ که تو رفتی دادی کاش می دادی اما فقط از خودت خرج می کردی آخه قحبۀ بد طینت چرا مارو هم با خودت بدنام کردی.چی باید به مسعود بگم چی بگم…

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: