جهانگرد

ژوئن 12, 2010

تولد این بلاگ

Filed under: مناسبت,اجتماعی,سیاسی — جهانگرد @ 12:39 ب.ظ.

به نام خدا

3 سال پیش با نوشتن اولین نوشته و با اغراضی خاص که کم و بیش دنبال شد و نشد شروع به نوشتن نمودم.
اما امسال اصلاً به طور کل فراموش کردم که همچین جایی هم برای نوشتن دارم و می نویسم و… دو دلیل برای این بی توجهی و کم کاری یافتم.
* اول آن ها اینکه الحمدلله در سال قبل فیلتر شدم که این عنایت بزرگی است که شامل حال افرادی با بصریتی در حد جلبک می شود هرکه را بخواهد خوار و هر که را بخواهد در بیتش آقا می گرداند باشد که متذکر شوید.
*دومین دلیل هم به اولین دلیل مرتبط است آن اینکه اوضاع سیاسی و اتفاقات خرداد که مرحوم بنیانگذار از آن زمان تا آخر عمرش انتظار فرج از نیمۀ آن می کشید مرا نیز به خود مشغول و تمام حواس پنجگانه ام را به خود معطوف داشته و این شد که اصلا فراموش کردم که مرا نوشتن گاهی بود به نام جهانگرد که هر از چند گاهی در آن ناله ای سر می دادم .

باری الان هم دیر نشده و باید به گذشته بنگرم که چه نوشتم نوشته ها بوی درد و رنج می دهد نوشته های سال قبل تاریک تیره و خاکستری (البته خوش بینانه!) بوده و امید دارم در سال پیش رو به شرط حیات بتوانم هر روز از بهبودی ها و ترمیم های شکاف بین طبقات اجتماعی و ترمیم اوضاع سیاسی اقتصادی و فرهنگی کشورمان روایت کنم.
سه محور سیاست اقتصاد و فرهنگ برای خودم به شخصه از اهمیت والایی برخوردارند که نباید با بی توجهی به آن نظر کرد.
4ژوئن در واقع سالروز ولادت این وبلاگ است که دراینجا مشاهده می نمایید کاغذی بین هاشمی رفسنجانی و «رئیسِ حاکم خواندۀ» فعلی رد و بدل شد که هاشمی بعداً محتوای برگه را درخواست باز پس گیری تهمت های مناظره سوم ژوئن سال قبل یعنی 13 خرداد 88 اعلام نمود درخواستی از جانب هاشمی رفسنجانی که دوسه ماه بعد از آن تاریخ هیچ واکنش اصلاحی از جانب آن کاندیدای عزیز کردۀ حاکمیت صورت نگرفت که واکنش آشکار و پر معنای هاشمی را در نماز عید فطر همان سال به دنبال داشت که بر عدم رضایت او از اوضاع کشور دلالت می کرد و همین دوسه روز پیش در پاسخش در مورد یکی از مقالات روزنامه های دولتی رهبری را و سیاست سکوت او در قبال تهمت ها را دلیل بی حرمتی ها و اوضاع کنونی دانسته این نامه در سالگرد نامه بعد از مناظره 13 خرداد 88 هاشمی به رهبری نوشته شده است. به مجموعه این مطالب که خوب بنگریم تشویش و عدم ثبات سیاست را در رتبه های بالای سیاسی کشور کاملاً آشکار شاهد خواهیم بود که دود این عدم ثبات به چشم مردم خواهد رفت و لاغیر.

در سالگرد انتخابات هستیم و امروز که از تولد و سه ساله شدن دفترچه اینترنتی ام خبر می دهم دقیقا! سالروز انتخابات 22 خرداد 88 است با این تفاوت که پارسال چنین روزی جمعه و طبیعتاً امسال شنبه است هنگامی می نویسم که طبق اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی که تجمعات بی سلاح و بی اهانت نسبت به اسلام را بلا مانع بلکه حقی ملی برای مردم معرفی می کند بنا بود الان در خیابان باشیم و دست کم حضور 85% مردم در انتخابات سال قبل را جشن بگیریم. حضوری هم پای 2 خرداد که در تقویم ماندگار شد. اما میزان آلودگی که در این روز بر تقویم نقش بسته ،مقامات را از اینکه مردم با سکوت بدون شعار به خیابان بیاند، سخت می ترساند. چرا که حضور مردم و تعداد ایشان اینجا حائز اهمیت است؛ نه صدا و ندا. که این دو خود در جای خویش قابل تامل و قابل استتار اند.

بعضی از مردم لغو تظاهرات،از سوی موسوی و کروبی برای حفظ جان انسان ها را مایه سرشکستگی و نشانۀ ضعف این دو بزرگوار می دانند و آن را عقب نشینی و همقطاری ایشان با حاکمیت تلقی نموده اند! این طرز فکر مرا به ساده اندیشی این جماعت متوجه می کند که در نظرشان هرگونه حضور پر طمطراق و هرج و مرج را پیروزی قطعی و هر گونه سکوت را شکست حتمی می دانند.

به چند خط از سخنان مسعود بهنود عزیز این روزنامه نگار برجسته و تحلیلگر کارکشته توجه کنید :
«در حقیقت می توان گفت که حکومت دارد با وزن سنگینی، روی لبه نازکی حرکت می کند و به همین جهت از اینجا به بعد نهضت می تواند هزینه زیادی ندهد.
با لغو راهپیمایی، آقایان موسوی و کروبی به هواداران خود این پیام را دادند که آنقدر تعداد شما زیاد است یا بنا به آن شعار معروف، چنان بیشمار هستید که حکومت می ترسد به شما اجازه دهد حتی بدون شعار به خیابان بیایید.
از اینجا به بعد مسئولیت بر عهده مردم است. رهبرانشان با یک نامه ساده به آنها علامت دادند. حکومت را امتحان کردند و نمره رفوزگی دادند.
به نظرم اکنون زمان دلسردی طرفداران جنبش سبز نیست، بلکه باید به این فکر کنند که رهبرانشان حاضر نشدند به نداها اضافه کنند، به سهرابها اضافه کنند و مردم باید بیشتر دنبال راهکارهای یک نهضت ضد خشونت آرام باشند.»

 در حقیقت آقای بهنود دقیق مطالب را نگریسته و موسوی و کروبی هم به صبر ،حوصله، سعه صدر و استمرار مبارزه تاکید ویژه نموده اند من تصور می کنم حکومت بیست ساله ای که بر پایه های دروغ رسوایی و بی اخلاقی که تا قبل از انتخابات بسیاری از موارد خلافش را می پوشاند و در عوام فریبی ید طولایی داشت و این شرکت حداکثری مردم بود که مشت ایشان را باز نمود یک شبه و یک روزه اصلاح نخواهد شد و نیاز به زمان دارد تا در واقع او را تادیب و اصلاح شدن را به او تحمیل نماییم.
به گفته فریدون فرخزاد:
«باشد تا آفتاب برآید»

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: