جهانگرد

آوریل 29, 2010

روز معلم،روز کارگر

Filed under: Uncategorized,مناسبت,متفرقه,اجتماعی,سیاسی — جهانگرد @ 1:46 ب.ظ.

به نام خدا
11 و 12 اردیبهشت نزدیک است. اولی را در ایران «روز معلم» و دومی را در سراسر عالم «روز کارگر» می نامند.
کارگر نبوده و نیستم برای اینکه کارگر نیستم صد افسوس می خورم. معلم هم نبوده و نیستم اما گهگاهی آموزش هایی داده ام. اما برای اینکه معلم نیستم غمی هم ندارم، چرا که کار معلم را بس سخت تر از کار کارگران عزیز می دانم.
معلم را در سالیان سال همراه داشته ام و با آنها زندگی کرده ام. مثل همه کسانی که مدرسه و دانشگاه و مراکز آموزشی را تجربه کرده اند. الان دو سه سالی است که دیگر با هیچ معلمی سر و کار ندارم به اصطلاح بازنشسته شده ام یا شاید خود را بازنشست نموده ام. اما جالب این است که در هفته دو یا سه شب خواب معلم می بینم. خواب مقاطع مختلف درسی. با ایشان هنوز در حال اره دادن و تیشه گرفتن هستم؛ حقیقتاً عجیب است وحیرت آور .
در طول تحصیلم ممتاز نبودم، بی انضباط نبودم،بی ادب نبودم، شرور نبودم، البته در این فقره اخیر گهگاهی شرارت های مقطعی داشته ام آن هم نه به نسبت معلمین بلکه به نسبت بچه ها. این ها را گفتم تا بگویم پس چرا باید همیشه ایشان این قشر شریف را در خواب کابوس وار ببینم و صبح آن شب با نگرانی بیدار شوم؟
چرا باید از این خواب های پریشان به شکل رنج آور یاد کنم؟
چرا این خواب ها استرس روز مرا فراهم می کند؟

نه این طور ساده هم نیست. من در طول این سال ها با این قشر جامعه که مربی ،پدر ،راهنما و مغز متفکر جامعه اند بوده ام اما از ایشان ضرباتی خورده ام. نه از همه ایشان بلکه از خیلی از این بزرگواران. شاید ایشان هم مقصر اصلی نبوده اند. شاید سیستم غلط حاکم بر این ها مقصر است ، یا شاید من و پدر و مادرم مقصریم! نمی دانم. اما چیز هایی که از ایشان در ذهن دارم چیز هایی زیبا و سراسر نیکی و سپیدی نیست. چرا فریب کاری کنم؟ چرا نادیده بگیریم آنچه در روح من اثر گذارده؟! چرا نادیده بگیرم نا بلدی های یک دبیر یک معلم یک آموزگار را که بچه های پاک بچه های نازنین مردم چون ماده خام در زیر دستانشان به تفاله تبدیل می شدند؟! هرکس هر جرمی مرتکب شود باید محکوم هم بشود. باید دوران محکومیت و مجازات را هم تحمل نماید و این قانون قضایی هر کشوری را تشکیل می دهد من می خواهم در این روز که تنها از معلم به نیکی یاد می شود به بهانه این روز و این نام گذاری از معلمان کشورم گله کنم. گله می کنم چون خودم و دوستان هم قطارم را که در یک مدرسه در یک بازه زمانی خاص سالیان نه چندان دور درس می خواندیم محصول دستان آنها می دانم. ما محصول اندیشه و اعمال آنهاییم. من به خودم این اجازه را می دهم تا از شما معلمان عزیز اقامه دعوی کنم چرا که خود و بسیاری را قربانی عمل کرد غلط شما می دانم، گرچه سیستم غلط باشد.گرچه سرچشمه از جای دیگر گل باشد؛ اما معتقدم که شما عزیزان هم بی تاثیر نبودید که هیچ، بلکه مقصرهم بودید.

به تازگی خواب های پریشان مرا به این فکر انداخت که خوب است آنچه از این قشر دیده ام شنیده ام و رنج کشیده ام را بر کاغذ بنگارم شاید روزگاری به دردی خورد. شاید روزگاری به عنوان اشتباهات فاحش تعلیم و تربیت ثبت شد. شاید اثری داشت و اگر هیچ نداشته باشد دست کم یک تخلیۀ روحی است برای خودم .به هر حال نوشتم و نوشتم وقتی دست به قلم می برم برای یاد کردن از آن دوران از دوران ابتدائی از دوران آغاز تحصیل در دبستان چیز هایی به یادم می آید که تنم را می لرزاند. امروز تنم می لرزد آن روز ها به سبب کمی سن به نسبت امروز متوجه نبودم. که در اطرافم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اما امروز می بینم که چه شده. خیلی از مسائل آن روزگاران را در ذهن حاضر دارم و امروز به واکاوی آن مسائل مشغولم. حقیقتاً جنایتی عریان بوده در حق بی گناهانی بره صفت.

به یاد دارم که معلمی که در نوشته هایم زیاد از او یاد کرده ام از امتحان گرفتن برای تنبیه دانش آموزان 9 ساله استفاده می کرد و ریشه ترس از امتحان را در وجود خودم تنها این رفتار به علاوۀ رفتار های مشابه دیگر که با این مخلوط شده اند می دانم. رفتار این معلم درصد قابل توجه امتحان گریزی را در من رقم زد.چنانکه که اگر بگویید باید در این موسسه امتحان ورودی بدهی و پذیرش شوی حاضرم گیوتین را تیز نمایید و حاضر، اما من امتحان ندهم. امتحان در من حالتی هیستریک بوجود آورده که تماشایش اسباب خنده برای خودم را نیز فراهم می کند ایام امتحان ایام جان کندن و آرزوی مرگ من بودو…

اما امروز معلمان را دل سوزم. اما امروز معلمان را شرفای قوم بشر می دانم. اما امروز معلم را ارج می نهم. و برای آنها بهترین آرزو ها را دارم. معلم می تواند به همه بیاموزد من جملۀ شاگردانش می توانند مقامات کشورها باشند. بله حکام کشور باید در آن حال که مسئول اند شاگرد هم باشند و وقتی کار به جایی برسد که آموزگاران را در بند کشند، تمرد خود از آموختن را به منصه ظهور گذارده اند. من از آموزگاران کشورم می خواهم ظلم ستیزی را به مردم و مسئولین فعلی بیاموزند. بیایند و نترسند. بیایند به میدان و از مردم هم بخواهند به میدان بیایند. معلم کرسی رسانه ای در اختیار داردکه هرکسی را نصیب نیست. معلم باید به همه دانش آموزانش درس آزادگی و رهایی بدهد. معلم باید مردم را با خبر کند باید به مردم بخوراند. حقوق خود را خوستن چیزی است که معلم باید به مردم بخوراند.باید به مردم تزریق کند.

اما کارگر، کارگر که همیشه مورد استثمار و استعمار بوده و هست. کارگر به پا می خیزد و از حقش صرف نظر نمی کند. کارگر پدر هم هست کارگر رئیس خانواده ای کوچک یا بزرگ است. او عائله دارد. او خرج دارد. خانواده اش خرج دارند. اگر کارگران جامعه را تحمیق نمودند و به زعم خودشان با عدد و رقم ساختگی در آمد سرانه برای این مردم بی یاور رقم زدند در آن صورت اگر این بی نوایان بی نان و بی سرمایه ماندند، دود این آتش به چشم دُول استعمارگر و استثمارگر می رود در این شکی نیست کارگر اگر به زندان و بند کشیده شد تکثیر می شود دقیقاً مثل هر آزاده دیگری که تا به زندان افتاد تکثیر می شود. این صفت حق طلبی و حق جویی است. این صفت را از حسین امام شهیدان و آزادی خواهان جهان ابناء بشر به ارث برده اند. اگر این صفت نبود امروز کسی یادی از او و روز پر بلایش نمی کرد. حق ستاندنی است. هرکه به حکم خواسته قانونی اش به بند در آید، هر که به حکم خواسته قانونی اش جان ببازد، نمی میرد، محو نمی شود، جان می گیرد، ابدی می شود و پژواک می کند در گوش ها،در چشم ها
کاش می دانستند چه می کنند. کاش می دانستند که حق دیگری را خوردن و پایمال کردن شخصیت انسان ها، عاقبتی جز رنج ،درد، آزار و سقوط از مرتبه رفیع انسانیت ندارد.

به هر شکل این دو روز را به همه آزادمردان اعم از کارگران و معلمان تبریک می گویم. و سر افرازی را برای آنها و کشورم آرزومندم .

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: