جهانگرد

فوریه 24, 2010

شوریدگی

Filed under: فیلم,فرهنگ,هنر,اجتماعی — جهانگرد @ 8:31 ق.ظ.

به نام خدا

فیلم دیگری که در روزهای گذشته دیدم و توجه ام را یک سره جلب نمود، فیلمی از نوشته های کارگردان مورد علاقه ام -البته مثل کارگردان قبلی- جناب «اینگمار برگمان» کبیر، کارگردان نام آشنای سوئدی است. این فیلم در 1944 ساخته شده یعنی سالهای جنگ دوم بین الملل.

نام این فیلم به فارسی «شوردگی» یا «آشفتگی» اگر ترجمه شود به نظر زیبا می آید. اما در سوئد آن را «Hets » می گویند در انگلستان آن را به نام «Frenzy» و نهایتاً در ایالات متحده به نام «Torment» می شناسند اما این فیلم چه ویژگی داشته و دارد که من دیوانه دیدنش شدم؟ نیز بعد از تماشایش همین الان که می خواهم در موردش دو خط بنویسم باز هوس دیدن دوباره اش به سرم زده؟
بله اینگمار بزرگ در این فیلم نیز مثل همه فیلمهایش عشق و ایمان را تم اصلی قرار می دهد و با بیننده در این زمینه حسابی لاس می زند در حین این لاس زدن ها مسئله آموزش را به نقد تیز و برنده می گیرد و بر آن با قدرت می تازد ،روند آموزش و پرورش آن روز را نفی می کند. طبیعی است که در زمینه آموزش بچه دبیرستانی ها را باید به میان بیاورد. خوب شور ،عشق و جوانی مال این دوران است و این تلاقی باعث روغن کاری چرخ های داستانی این فیلم می شود.
اما آن قدر مسئله آموزش مورد نظر این کارگردانِ کارکشتۀ معروف دنیای سینما قرار گرفته که فیلم در نظر من مثل یک فیلم مستند در زمینه آموزش آمد. اما چه کنم نمی توانم عشق و عشق بازی دوران دبیرستان را هم نادیده بگیرم گویا فیل در رابطه با روان شناسی عاشقانه دو جوان مطالبی را به واکاوی می نشیند. پاکبازی جوان دبیرستانی را نمایش می دهد .
علاوه بر اینها در این فیلم ابعادی از ترس ،بی ایمانی و عقده های فرو خورده را هم می شود به وضوح تماشا کرد که چطور استادانه به تصویر کشیده شده اند.
خلاصه هرچه بگویم در مورد کار های برگمان می بینم خودم برای تماشا تشنه تر می شوم دیگرنمی گویم بروید و تماشا کنید.
اما براستی من به این گفته که: «هر کارگردانی در عمرش تنها یک فیلم می سازد و باقی آثارش تفسیر و بسط همان اثر است» ایمان آورده ام و برایم حداقل در مورد برگمان این گفته مصداق حقیقی دارد و من همان یک اثر برگمان را دوست دارم و لذا برایش احترام قائلم و به حرمت همان یک اثر هر فیلم ندیده ای از او را ندید می ستایم و جالب اینجاست که پس از تماشا از ستودن قبل از تماشا احساس غرور می کنم چرا که دقیقا درست ستایشش کرده بودم.  

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. من فیلم توت فرنگی های وحشی(امیدوارم درست باشد)را از تلویزیون دیده ام(همان سکانس اول رویای مرگ کافیست تا بدانید که با یک فیلسوف سروکار دارید)/مجموعه کارهایش(24یا22فیلم) را هم باغ فردوس می فروشد 86یا88هزارتومان که فعلا ندارم وبه همین تعریف تو بسنده می کنم ومن هم با اوج رساندن خیالم(یقینا در این مورد بلاهت هم باید همراهی کند)در لذت فیلم دیدن تو شریک میشوم.

    دیدگاه توسط سیداحمدجعفری — فوریه 24, 2010 @ 6:16 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: