جهانگرد

دسامبر 31, 2009

تعزیه قسمت دوم

Filed under: مناسبت,سیاسی — جهانگرد @ 2:37 ب.ظ.

به نام خدا
دیروز وقتی حکومت درخیابان تعزیه ای دیگر به پا کرده بود، درحمام بودم. می دانستم باید بروم تعزیه ببینم اما مخصوصا نرفتم. به جای آن به حمام رفتم ومشغول تطهیر شدم. تطهیر بدن ازغمِ از دست دادنِ انسانیت در کشورم. تطهیرروح ،جسم وجسدم ازآن همه تلخی که بعد از تعزیه روزعاشورا درظاهرو باطنم رسوب کرده بود. در حمامی سرد با صدای هلی کوپترها می لرزیدم در حمامی که آب روان، بر جسم نحیفم جاری می شد تا ظاهر جسمم را پاک کند، دائم تصاویرِعاشورایِ خونین را درمقابل دیده می دیدم واین تصاویرو یاد تلخ شان در ذهن و جانم می ماسید و جرم می بست. آری یاد آن روزِ آلوده به خون درذهن من کِبِره بسته دیگر باید جرم گیر آورد شاید بشود کاری کرد که از بین برود.
صدای هلی کوپتر ها را که شنیدم یاد روزعاشورا افتادم که هلی کوپترها بالای میدان ما یعنی میدان امام حسین می چرخیدند. این کجا وآن کجا دیروز یعنی در تعزیه حکومتی دوم هلی کوپترها برای بزرگ نماییِ تعداد افراد حکومت آمده بودند اما درعاشورا ودرتعزیه حکومتی اول هلی کوپترها برای رد یابی مردم و شناسایی محلِ تجمعات مردمی و گزارش به عمال حکومتی بر سر ما بال می زدند تا بروند و در روزعاشورا مردم را به باد کتکِ ناجوانمردانه بگیرند.
به هر حال دیروز را به سر آوردم تا مغرب وتاریک شدن آسمان خدا؛ گرچه دیروز هم مثل روزهای قبل و بعدش آسمان هرچند روشن اما باز هم تاریک وظلمات بود. اما با تاریک شدن ظاهری فیلم سخنرانی جناب آیة الله علم الهدی را از یوتوب دیدم گرچه می شد از تلویزیون دید. اما به آن بدبینم چرا که جز دروغ ازآن نشنیدم ودلیل دیگری که سراغش نمی روم اینکه من وجسم وجان نحیفم هر دو بیماریم وبیماریمان را تلویزیون حکومت -که بار ها تاکید کرده ام که به دروغ ملی اش می خوانند- تشدید می کند.

القصه در ویدئویی که بچه های سبز ایران زمین آن را بر این سایت گذارده بودند واز شبکه خبرضبط شده بود چندین وچند مطلب دیدم شنیدنی :

– اولاً: آیةالله در حالی صدایش به گوش می رسید که تصویرتلویزیون چهار قسمت شده بود و یکی از این چهار قسمت -یعنی قسمت بالا دست راست بیننده- خودش دو قسمت شده بود و یکی از آن دو قسمت -قسمت پایین دست راست- بود که در بالا داشت تکرار می شد.

– ثانیاً: آیةالله وارداتی بود و از مشهد الرضا به تهران وارد شده بود چرا که همو امام جمعه مشهد است. حالا در تهران قحط الرجال است که دست به واردات آیة الله زده اند؟! نمی دانم.

– ثالثاً: ایشان افاضاتی بس شنیدنی نمود از آن جمله :»اصل ولایت فقیه که قطره قطره خون شهدا به پای آن ریخته شده آن وقت یک مشت گـوسـالـۀ بـزغـالـه جلوی چشم مردم به آن توهین می کنند» (نقل به مضمون با اندکی تفاوت البته شاید)

– رابعاً: حضرت آیة الله اگریک مشت گوسالۀ بزغاله توهین می کردند آن وقت شما در جملۀ بالا چه می کردید؟!

-خامساً: حضرت آیةالله آیا آیةالله هم این قدر با ادب می شود؟!

-سادساً: اساساً شما آیة الله هستید یا پاپانوئل که برای مردم انقلابی ایران شبِ کریسمسی ساندیس و کیک و نوشته های طنز آلود هدیه آوردید و به جای گذاشتن در خانه شان آنها را به خیابان آوردید و یک جا هدایا را تقدیم نمودید؟!

-سابعاً: در تصاویر قسمت بندی شده مردم را نشان می داد که به یک اشاره -البته یک اشاره سه روزه زیر نویس شده زیر همه برنامه ها، با اتوبوس، بالإجبار،راس ساعت یک ونیم و…- با سر دویده بودند به خیابان ها آمده بودند تا به توهینی که به عاشورا شده مشت بکوبند (آفرین به این ملت قرمان در رشته بوکس، چرا که سه دهه در حال تمرین است وان شاء الله به زودی به رینگ وارد خواهد شد) اما همه اش ازولایت ،آقا، انقلاب و…صحبت شد وبه جای عکس عاشورا عکس هایی فوق العاده بی ربط به دست داشتند من در واقع متوجه نشدم توهین به عاشورا شد یا به ولایت بالا؟!
البته گمانم این طور باشد که در روز عاشورا به عاشورا توهین شد یعنی مردم را ولایت به خاک وخون کشید و این توهین آشکارا بود و در تعزیه دوم مردم که ضارب هم بودند وعاشق والی به خیابان آمدند تا این توهین را محکوم کنند وعکس توهین کننده واقعی را به دست گرفتند و برعلیه توهین کننده موهومِ خود شعارسردادند، ساندیس، کیک، سخنرانیِ آیةاللهِ با ادب و در آخر مداحیِ مداحان بادمجان کارِ دورِقاب کارکن (هنری دررده آینه کاری وتذهیب کاریِ صفحۀ قرآن است)
اما یکی از مردم را که دیدم دلم شاد شد و متعجب؛ یک مرتبه در بین مردم! سردار نقدی که دردل آدم هول می افتد تا نامش می آید را با لباس شخصی دیدم.راستی اربابان او نمی دانند مردم با دیدن قیافۀ مارک دار این افراد ولو بدون لباسِ نظامیِ خاصش یا بهتر بگویم حتی لخت مادر زاد هم که باشد او سریعاً شناسایی می شود؟!
این مطالبی بود که دیروز برای من مهم به نظر آمد و دیگر به بقیه ماجرای تعزیه دوم کارندارم .

اما برایم یک مطلب دردلم از تعزیۀ اولباقی مانده. آن اینکه ماه محرم ماه حرام بود و هست عرب جاهلی این ماه و سه ماه ذی القعدة و ذی الحجة و رجب را حرام می دانستند. و حرمت در این ماه به این معنا که هر نوع جنگ وخون ریزی را ممنوع می کردند و به کار خود مشغول می شدند تا بعد از این ماه های حرام دو باره به جنگ بپردازند در اسلام هم این چهار ماه حرام نامیده شد وسنت قبل را ادامه دادند چرا که چه چیز بهترازقطع جنگ حتی موقت؟
اما یزید در سال 61 ه.ق. این سنت را شکست وثابت کرد حتی به سنت جاهلی بت پرستان هم پایبند نیست، چه رسد به سنن اسلامی. گرچه او را امیر المومنین می نامیدند. امروزه برای حفظِ نظام، مصالحی هست که تشخیص مصلحت نظام را هم در آن راهی نیست وتنها وتنها والی است که به شرط مطلقه بودن حق تعطیل واجب یا جاری نمودن حرام را دارد، ومن توجیه گرانه به قول اساتیدم به این مطلب می پردازم که او حق دارد این کند یا آن کند بله عزیزان اوست که تشخیص داده و یک تنه تشخیص داده که سنتی که عرب جاهلی هم به آن پایبند بود باید شکسته شود واین برای نظام، مصلحت است.این می شود که در ماه حرام در روزعاشورا سنت یزیدی زنده می شود و…

در آخر عرض کنم الان که این مطالب را می نوشتم دو یا سه مرتبه صدای هلی کوپترهای مذکور در بالا را باز شنیدم الان ساعت نزدیک 17است و من در مرکز تهران ام نزدیک میدان و این هلی کوپترها با صدای بلند با ارتفاعِ پائین بر سر ما می گردند تا نکند سبزی به یاد کشته های عاشورا به خیابان بیاید. هیهات از این همه ترس، قربان دلِ ترسانِ حکومت.
باز شنیدم در میادین اصلی شهر زره پوش نظامی آورده اند تا رعب و وحشت را بی نظیرترسازند همان گونه که سردار احمدی مقدم سفاک فرموده بود. بیچاره های زبون نشنیده اند که مردم مکرر ذکر کرده اند «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» مردم این چنین به هم دلگرمی می دهند و از مُردن مانند امام شان که شما بخیلان به نفع خود مصادره اش کردید نمی ترسند.

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: