جهانگرد

دسامبر 27, 2009

تاسوعـــا

Filed under: مناسبت,سیاسی — جهانگرد @ 1:49 ب.ظ.

به نام خدا
امروز تاسوعاي حسين است. او اين روز را که بنا بود آغاز جنگ لشگر عمر بن سعد با اصحابش باشد با مذاکره در صلح و آرامش نگه داشت. امروز در ميان جوانان بودم امروز از هر قشري براي تاسي به تفکر حسيني به خيابان مي آيند. امروز را ما در ايران ارج مي نهيم. جواني از من سئوال مي کرد که آيا امروز ابوالفضل العباس شهيد مي شود؟! جواب شنيد که خير فردا همه حسنيان شهيد مي شوند نه امروز.
اما حقيقتاً امروز را چرا روز ابوالفضل مي نامند؟
هنوز بعضي -شايد بي راه نباشد بگويم بسياري- چنين مي پندارند تاسوعا روز قتل عباس بن علي است. ايشان متهم يا مقصر نيستند. پس چه کسي مقصر است؟
کسي مقصر است که سالها روضه خوانده و پول گرفته. صحبت هايي بي محتوا تازه به زعم خودشان در حال ترويج مکتب حسين نيز هستند. اما زهي خيال باطل، لابد تصور هم مي کنند که فردا در برابر حسين و اولاد و اصحابش طلبکارانه مي ايستد و مي گويد:» يابن رسول الله حقم را بده که مي خواهم بروم و وقت هم ندارم!»
اما امروز چه ديدم؟ جالب است بگويم از ظهر تا الان که غروب است بردلم درد مانده و زخم.
چرا که هرچه شنيدم دربار? چشم و ابروي بي مثال عباس بود در وصف قطع دو دست حق جويش ونيزکلماتي درمواجه اش با آب و ترسيم نوع شهادتش. حالا بماند دروغ هاي آشکاري که به عباسِ مظلوم منتسب کردند. بماند بي حرمتي هايي که به شان امام عدالت جو يعني حسين شد. من شاهد بودم واستخوان در گلويم گير کرده بود و نمي توانستم اعلام انزجارم را از اين همه نا مردمي ابراز نمايم.
چيزي که بيش از هرچيز به چشم مي آيد اين است که روز تاسوعا عباس مورد امتحان بسيار سختي قرارمي گيرد. او پسر علي و ام البنين است و مادرش خواهر شمر بن ذي الجوشن دشمن درجه يک حسين عليه السلام بود، شمر در واقع دايي عباس است و دايي در اين هنگام به عملي متوسل مي شود که هم فريبنده است هم اگر تيري که در چله کمان دارد به هدف اصابت کند لشگر حريف يعني سيد الشهدا را بيش از پيش متزلزل مي کند. بله او ازعبيد الله امان نامه اي براي عباس و دو برادرش مي آورد وازخواهرزادگانش مي خواهد که به حسين پشت کنند و در عوض درامان باشند وجان سالم به در برند واينجا عباس بين زندگيِ غرقِ در نعمت و جان باختن در رکاب براد ناتني اش اباعبدالله مخيير مي شود. حال وقت امتحان پس دادن است. اين بهترين مميزه ومشخصه ابوالفضل پسرعليِ مرتضي است.
که تنها يک خط در موردش شنيدم و نه بيشتر!
خوب چرا اين مشخصه را پررنگ کردم؟
چرا نبايد پررنگش مي کردم؟!
بايد بگويم دست مقطوع ،چشم مجروح، سرمضروب به ميله اش؛ دردَش در تاريخ براي پسر علي عليه السلام ثبت شد وهمه هر سال شنيده ايم. اما بايد بگويم و هنوز هم مي بينم که بي سند با روغن داغ و پيازداغِ فراوان، قضايا را به خوردمان داده اند و حقايق را که دست کمي از اين افسانه هاي اکثر مداحان ندارد واژگون برايمان نقل نموده اند ،علتش اين است که اگر به همان بسنده مي کرديم در آن صورت احدي نمي گريست! واز مداحان به وفور شنيده ايم که بايد گريست. به هرزحمت يا بازهم شاهد همان قاعد? «هدف و وسيله» هستيم. بايد عرضه بدارم که اشک بر زخم تاريخي که از آن روز دقيقا 1370 سال مي گذرد(1) سود که ندارد که هيچ ضرر پر وسعتي هم دارد چرا که همانا تحميق توده ها و خلق ضرر بزرگ آن است ومن اين را گناه بزرگي مي شمارم.
اما حقيقت روز عباس که آن امتحان بزرگ باشد تا امروز تازه و موثرمي ماند. چرا که اين صحبت واين دعوت ها در طول تاريخ بشري تکرار مي شود. هنوز مفهوم فيلم ها و داستان ها ورمان هاي بسياري را مقابله خير وشر مي بينيم و در دنياي ما هميشه خير و شر در برابر هم جنگيده اند و کمتر خير بر شر و نور برظلمت پيروز بوده است.
پس بايد بگويم توجه به اين قسمت از تاريخ عباس برادر حسين مي تواند به نفع توده ها گردد با پافشاري بر اين قسمت از تاريخ مي توانيم به تنويرافکارعمومي و تصحيح تفکراتشان بپردازيم.
متاسفانه ما به جاي پرورش مردم پاي منبرها ومداحي ها به ناداني آنها دامن زده ايم. نه اينکه به خواهم مردم را مورد اهانت قرار دهم خير؛ بلکه مردم درهرقشر وسطح سواد و فرهنگي هم که باشند ممکن است در مورد تاريخ ودين بي اطلاع يا کم اطلاع باشند. در اين صورت وظائف اين قشر از جامعه که در حسينيه ها و منابر ظاهرمي شود اين است که بسياري از چيزها را که مخاطبان شان نمي دانند به آنها بياموزند تا اينکه روزي اين مردم به غناي فکري برسند.
آه آه از تفکرات من که چه مي گويم؟ چه مي پندارم؟ شايد بهتر است بگويم شتر در خواب بيند پنبه دانه…
چرا که من به عين ديدم که اين قشر گويي عمدي در ناآگاهي جامعه دارد. چرا که به جاي آنکه سطح دانش مردم را بالا برند و با سواد و مطلع شان سازند، تا مردم دهان ياوه گويي مداح ومنبري متوهم را که به داستان سرايي مي پردازد خرد کند؛ به خواست و ذائقه غلط عوام مردم تن داده تا شايد کمي چرب تر ببرند.
القصه امروز که روز عباس و امتحانش بود و خود را در برابر محضر تاريخ منزه نمود، از او واين امتحانش بحث نشد. بل عکس قضيه را شاهد بودم که سخت بر کامم تلخ آمد و به همين خاطر آن حسينيه را ترک کردم بله امروز مداحي که دور و بري هايش را به برهنه شدن براي سينه زني تشويق کرده بود با صدايي گوشخراش و نخراشيده به عنوان دعا گفت: «خدايا رهبر ما را، مرجع ما را از گزند آسيب بدخواهانش مصون بدار. وبدخواهانش را ريشه کن و نابود بفرما» (نقل به مضمون)
بله موج کينهف موج خشم نامقدس، موج نفرت، تعفن وبيزاري از مردم را از اين هيئت شاهد بودم. خشک شدم، چرا که کسي را دعا کرد که دست به خون مردم آلوده وآمرِ به قتل بوده و همه شاهد بوديم که در 29 خرداد گذشته چگونه حکم تير صادر کرد و در کهريزک چه ها به دستورِ -دست کم غير مستقيم- حضرتش صورت نگرفت. اوالان حاکم بلامنازع مسلمين است او خود را و پيروانش ولي امر مسلمين مي نامند.
من مي خواهم بدانم آقاي احمدي نژاد؛ آيا کشوري را که آزادي اش را نزديک به مطلق مي ناميد، آيا ممکن است در آن به منِ گوينده هم تريبون دهيد تا با صراحتِ اين مرد بد صدايِ کينه توز، به مقايس? روزگار خودمان با 1370 سال قبلِ کربلا و جهان اسلامِ آن روز بپردازم؟! قول مي دهم از حد توازن وانصاف خارج نشوم.
آقاي احمدي نژاد از کي تا به امروز دروغ گو را حسين يا جانب دار حسين مي نامند؟! که تو و اربابت خود را سخنگوي حسين مي دانيد.
آقاي احمدي نژاد؛ بنيانگذارجمهوري اسلامي جمله اي با اين مضمون داشت «محرم و صفر را زنده نگه داريد اين محرم و صفراست که اسلام را زنده نگه داشته است.»
ومن مي خواهم بگويم 100% با اين جمله موافقم اما مي خواهم آن را تکميل کنم و بگويم اين محرم و صفر است که عدالت را زنده نگه مي دارد اين محرم و صفر است که حق طلبي را مواج مي کند و طوفان حق جويي اين محرم و صفراست که مثال زدني است. به شرط آنکه حق محرم و صفر ادا شود. و إلّا فائد? محرم و صفر جز اشک چشم و يک يا چند پرس غذا بيش نيست. چنين محرم و صفر را مي توان محرم و صفر بي خطر ناميد محرم و صفري که جز خرافه باقي نمي گذارد.
امروز در پل چوبي تهران مردم ما که به وضع کنوني و محرم و صفرِ همراه با خفقان سياسي اعتراض کرده بودند، مضروب شدند و قطعاً فردا که عاشورا باشد بهتر از امروز نيست و امنيت مردمِ حق خواه ما قطعا کمتر از امروز است. اتفاقي که حقاً ستودني است اين است که شاهِ مخلوع را جرئت نبود تا در عاشورا و تاسوعا مردم را بزند و ياد محرم وکربلا را و خاطره تلخ يزيد وعبيد الله را زنده کند.
اما اينکه فردا احتمال حرمت شکني زياد باشد دور از ذهن هم نيست.اما کاش خلاف احتمال متصور شده راشاهد باشيم.

………
پی نوشت :
1431ه.ق._61ه.ق.

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: