جهانگرد

ژوئیه 28, 2009

بازداشت گاه

Filed under: مناسبت,سیاسی — جهانگرد @ 4:56 ب.ظ.

به نام خدا
روز گذشته رهبر انقلاب دستور فرمودند تا زندانی را که از نظر معظم له غیر استاندارد یا غیر قانونی بوده است تعطیل کنند.
بسیار خوب ،این نشان دهنده تیز بینی و اشراف حضرت ایة الله بر امور ،خاصه امور قضایی و کیفری است و در عین حال نشانگر عدم اشراف و بی مسئولیتی حضرت ایة الله شاهرودی می باشد. چرا که هیچ عکس العمل قابل توجهی از معظم له در این خصوص مشاهده نشده که شخص رهبری نظام به عنوان ناظر بر عملکرد این قوه رأسا به دخالت مستقیم مجبور گردیدند.

از اینها گذشته حضرت ایةالله العظمی خامنه ای را به عنوان ولی امر مسلمین جهان مورد خطاب قرار می دهیم که چرا ما تاکنون به گوانتانامو و ابو غریب و زندان های مخوف و زیر زمینی فرانسه و انگلستان که سالها قبل وجود انها لو رفت و مجامع طرفدار حقوق بشر به اعتراض وسیع دست زدند را مورد نظر قرار می داده و می دهیم، که هیچ ،اصلا در یک کلام انها را نصب العین و ورد زبان ساخته بودیم و دائم از لوث این جنایات علیه بشریت دم می زدیم حال انکه تنها موردی زندان غیر استاندارد یا زندان غیر قانونی یا زندان مسئله دار وبی محل داشته ایم ؟!!!!!!
آیا این هم مثل همیشه، مثل همه کار های دیگرمان دیدن مژه در چشم غرب و نادیده انگاشتن دسته بیل در چشم خودمان نیست؟!
شاید پاسخ این باشد که»ان وقت که ابو غریب و گو انتانامو وجود داشتند ما چنین زندان هایی نداشته و بری از هرگونه جنایت بوده ایم.»
ما هم قبول می کنیم و حق را به شما می دهیم و می گوییم این زندان ها در این آشفته بازاری که «اغتشاشگران» برای شما بوجود آوردند از باب حکم اضطرار و اکل میته بوده و جبرا به تشکیل آن تن دادید اما چیزی که حائز اهمیت است همانا این مسئله است که بالاخره از جنایات غرب که دائما مد نظر حضرات بوده و مورد طعن و لعن ذره ای آموخته ایم و آن جنایت های بی ریبه غربیان جنبه هایی آموزشی هم برای روز مبادا داشته، که نمونه آن را تنها در یک مورد که رهبر دستور پلمپ آن را صادر فرمودند ملاحظه می نمائیم.
حال ما کاری نداریم که این همه هجوم مجرم بدون تفهیم اتهام از کجا بوده؟ کار نداریم که حضرت ایةالله شاهرودی دستور رسیدگی و پایان غائله بگیر و ببند طی یک هفته اخیر را صادر فرمودند.

در روزنامه شماره 123 اعتماد ملی مورخ 6 مرداد 88 صفحه دوم :
نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي يادآور شد: «ايشان در حوادث اخير با حساسيت فراوان دستورات اكيد به مسوولان دستگاه‌هاي مختلف صادر فرموده‌اند تا خداي ناكرده به كسي ظلمي نشود و چنانچه ‌خلاف موازين به كسي فشاري وارد شده يا ظلمي در حق كسي رفته به دقت بررسي و پيگيري شود. ايشان به همان ميزان كه بر پاسداري از آراي مردم و نتايج آن تاكيد داشته‌اند بر مقابله جدي با هرگونه تعرض به امنيت، جان و حقوق مردم هم تاكيد فرموده‌اند. موارد ياد شده بر اساس اين دستورات صريح و تاكيد مقام معظم رهبري، كميته‌هايي در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در حال بررسي و پيگيري است.»
این حساسیتی که معظم له بر ان تاکید نمود می بایست از رئیس قوه قضا مشاهده می شد که نشده. نیز در مورد ظلم و حق طلبی نمی فهمم که کشته شده گان و شکنجه شدها و باتوم خورده های خیابان از دائره ظلم خارج هستند یا خیر؟!
پاسداری از آرای مردم را هم مشاهده کردیم چطور پاسداری شد طبعا دادخواهی نسبت به آسیب دیدگان وضعش ،نوعش و جنسش معلوم ،واضح و مبرهن خواهد بود.
به هر حال انچه تاکنون شاهد بودیم هیچ کدام را نمی توان در جهت تامین منافع ملی ایران و ایرانی برشمرد. به عنوان شهروندان این سرزمین توقعات بیشتری از مسئولینی که به مدد خون عزیزترین عزیزان این مردم که نام شان -و به تازگی تصویرشان هم در پایتخت- بر کوچه پس کوچه های این سرزمین نقش بسته است داشته و داریم. به گفته مادر ندا اقا سلطان(نقل به مضمون) ابدا فکر نمی کردیم بچه این انقلاب در همین خاک و به دست همین انقلابیون به خاک و خون کشیده شوند.

Advertisements

ژوئیه 17, 2009

فصل الخطاب به این می گن

Filed under: مناسبت,سیاسی — جهانگرد @ 1:30 ب.ظ.

به نام خدا
26 تیر در برابر 29 خرداد 88 .
عجب سالی شد این سال 88 .20081125105656mi350-jeld011
بار دیگر گمانه های سیاسی ام درست از آب در آمد. خوب که چی می خواهم بگویم که من خیلی سیاسی ام ومی فهمم؟ نه اشتباه نکنیدهمچنین قضاوت زود هنگام هم نکنید. می خواهم بگویم خوشحالم که آنچه فکر می کردم اتفاق افتاد. خوشحالم که بهبودی اوضاع منتظر (به فتحه ظ بخوانید) است.
یک روحانی دیگر هم مثل کروبی و خاتمی به صف مردم پیوست و با حاکمیت قهر کرد. گرچه قهر بود اما حسابش را با حاکمیت در پیشگاه مردم تسویه نمود و به مردم فهماند که من از شمایم نه از اینان که در برابر شمایند.
من فکر می کردم که اگر هاشمی رفسنجانی بیاید به نفع حاکمیت صحبت کند یا حداقل به نحوی بیاید و توصیه کند» که خوب خندیدیم بیایید حد وسط را بگیرید جمش کنید و وحدت و آشتی ملی را پیشه کنید.» در ان صورت مردم به خیابان می آیند و داد و قال مردمِ از همه جا رانده و مانده به هوا می رود که «ای خدا به داد ما برس که بی پناه شدیم» و این در واقع بنزینی بر اتش خشم عمومی خواهد شد تازه اقای موسوی هم ریسک نمی کند با این شرایط اعلام حضور کند و خلق الله مخالف و معترض را به میدان بیاورد و به کتک و درگیری بکشاند
اما اگر هاشمی بخواهد علیه رهبر صحبت کند و به سبوی دوستی 53 ساله شکسته شده در 29 خرداد اشاره کند یا انتخابات را مردود اعلام کند یا از موسوی دفاعی اشکار کند یا هر چه که مزاج حاکم را بر هم زند آسایش خودش و باز هم به هم ریختن جو عمومی را به همراه دارد.
اما انچه به نظر من می رسید -شاید از ندای درونی من بر می خواست- این بود که هاشمی رو به مردم می کند و آنچه می خواهد بگوید باز بستگی به شرایط دارد که البته همین هم شد و هاشمی خود را در برابر آن 29 خرداد مشهور قرار داد و پاسخ نماز خونبار آن روز را داد و من باز این را می پنداشتم که هاشمی هر چه بگوید با توجه به دو احتمال قطعا حرف تازه ای دارد که آمده آن هم بعد از بیش از 50 روز غیبت از تریبون نماز جمعه. و نیز تصور داشتم که هاشمی هر چه بگوید نماز جمعه اش چه از لحاظ وسعت حضور مردمی و چه از لحاظ سیاسی،اجتماعی با نماز معروف رقابت خواهد کرد و در واقع 26 ام در برابر 29ام خواهد بود و این دو برگی در تاریخ ایران خواهد شد که اوراق تاریخ را تشکیل می دهند.
آنچه مهم است و قابل توجه است فرداست که آیا شنبه بعد از این نماز هم مثل شنبه بعد از نماز جمعه 29 خرداد خواهد شد یا خیر؟
که امیدوارم مردم با تیز هوشی و عدم درگیری تن به این فجایع که حکومت در پی آن است ندهند.
نکته دیگر سانسور مورد انتظار از تلویزیون ایران بود که از خطبه ها و از تصاویر فکر نکنم در اخبار ساعت 2 بیش از دو دقیقه پخش کرده باشد که تصور من ان است که جمعیتی که از داخل دانشگاه پخش شد مال امروز نبوده و برای پخش شب هم به میکس ماهرانه خواهد پرداخت علاوه بر آنکه از خیابان های اطراف ابدا تصویری نداد که دوستان من که حاضر بودند و مورد وثوق من هستند جمعیتی بالا را نقل نمودند که تا نزدیکی چهار راه ولیعصر فلسطین و… بوده اما آنچه بی بی سی مطرح کرد آمار دو میلیون نفر بوده است. یکی از نزدیکان من نقل نمود که مردم را نزدیک وزارت کشور بعد از نماز گله ای ودسته ای به داخل وزارت کشور که این روز ها سلاخ خانه است برده اند و از سر شناسان دستگیر شده در این روز می توان به خانم شادی صدر اشاره کرد که بصورت وحشیانه بدون ارائه حکم قضایی و با لباس شخصی بی نام و نشان در واقع با هیبت آدم ربایی قبل از نماز در خیابان کریم خان دستگیر شده است که در واقع جای بسی تاسف دارد.
من این را برای حکومت به فال شر می گیرم و این اعمال به مثابه تسریع در روند سقوط و تغییر حکومت خواهد بود مگر به فریاد این نظام پایمال شده برسند و آنچه باعث خدشه دار شدن آن می شود را از آن بزدایند.

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.