جهانگرد

مه 27, 2009

درد

Filed under: متفرقه,سیاسی — جهانگرد @ 12:08 ب.ظ.

به نام خدا
large4cherries
سالها قبل شبی تابستانی وگرم از میهمانی با پدر و مادرم بر می گشتیم در تاکسی پدر نشسته بودیم شبانگاهان بود و پدر به سوی خانه می راند رادیو روشن بود و مصاحبه ای پخش می کرد ما هم در ماشین مشغول شنفتن و دیدن مناظر خیابان های نه چندان اباد ان دوران بودیم اما الان ارزو می کنم یا ان را نمی شنیدم یا ان مصاحبه دروغ و طنز می بود و حقیقت نداشت.
طرف از پیر زنی در یک خیابان تهرانِ ان زمان می پرسید (گویی پخش زنده بود) :
مادر چند ساله گیلاس نخورده ای ؟
پیر زن با صدای خش دار وخسته از رنج زمانها گفت: نمی دانم چند سال هست
باز پرسید: ایا مزه گیلاس را به یاد داری ؟
پیرزن خنده ای از سر خجالت نمود و گفت: نه
سالها از این ماجرا گذشته و من دیگر از این حرفها از صدای جمهوری اسلامی نشنیدم امروزه این نوع برنامه هارا سیاه نمایی واین خاطره مرا که نقل می نمایم غرض ورزی می نامند
امروز همه گیلاس می خورند؟chezlatina_1706_912884
خدارا شاهد می گیرم که وقتی از این میوه های متنوع تابستانی وبهاری می خورم تا گازی به این میوه ها می زنم چهره ان طفلک هایی که سیه چرده اند از سوزش افتاب و بوی شاش می دهند از فرط کثیفی بدن و در کوچه هایند از سر فقر ومحمود احمدی نژاد دست انها را می بوسد و شاید ده هزار تومانی به انها بدهد تا انها را به گدایی وگدا بودن عادت دهد جلوی چشمم می ایند و شیرینی این میوه های خوش بو و مطبوع در کامم از زهر مار تلخ تر ودنیا پیش چشمم از تاریکی گور تارتر می شود
من نمی توانم ببینم وخاموش باشم
اقایان دولتمردان خدا، صاحبان نماز شب، ای دارندگان پیشانی های متورم از فرط سجود، ای کسانی که ظل الله هستید، ای جانشینان حجت غایب خدا:
ایا توانستید تنها طعم میوه ها را، طعم گوشت را، طعم رفاه برای شکم و زیر شکم را از لحاظ شرعی برای مومنین وغیر مومنینی که تحت حکومت شما زندگی می کنند فراهم کنید؟

من این سئوال را پرسیدم چرا که تمامی کتب روایی ماخبر می دهند از رساندن اقلام اساسی به تک تک شهروندان توسط امامانی که جانشینی انها را مدعی هستید ایا شما هم چون پیشوایانی که ادعای پیروی انها را می نمایید هستید؟

Advertisements

مه 25, 2009

اقای رئیس جمهور:

Filed under: مناسبت,سیاسی — جهانگرد @ 8:21 ق.ظ.

به نام خدا
471crax12636_630haste-enteghadkhatami-moosavi
در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی هستیم. اینجا جاییست که بحبوحه انتخابات تنها بیست روز یا بیست و پنج روز قبل از انتخابات صورت می گیرد. در همین بازه زمانی کوتاه نامزدها با بیان کمبود ها نقایص و توقعات خود و مردم به میدان می ایند و برنامه های خود را از طریق رسانه ها با مردم در میان می گذارند تا ارای مردم را جلب کنند.
حرفها و انتقاداتی که صورت می گیرد از ان جنس حرفهایی است که اگر خارج از این بازه زمانی از دهان یک شهروند در هر مقام،منصب و لباسی بیان شود مجازات زندان به همراه خواهد داشت و اینکه این شبها با کمال ناباوری حرف دلمان را از 4 نامزد ریاست جمهوری یا بهتر بگویم سه نامزد می شنویم متعجب می شویم و در دلمان قند اب می شود و احساس می کنیم کشوری با فضای باز سیاسی داریم و یا احساس می کنیم در یکی از دموکرات ترین کشور ها زندگی می کنیم.
ایا همه این حرفها که به عنوان وعده انتخاباتی که طبیعتا برای جلب و جذب اراء عمومی صورت می پذیرد عوام فریبی ،دروغ ، کذب محض و بی اساس است؟! و بعد از انکه هریک از این نامزدها به کرسی نشست به گفته ها پشت می کند؟ و مردم را در خماری چهار ساله باقی خواهد گذاشت؟! من به عنوان یک شهروند ایرانی توصیه می کنم رئیس جمهور اینده این کار را نکند و برای فریب مردم حد اقل نو اوری کند و اصلاح الگوی مصرف را در مورد استفاده از فریفتن مد نظر داشته باشد. و کمتر از این مقوله استفاده کند. در دوره قبلی فیلمی در یوتیوب منتشر شد که اقای رئیس فعلی از بی اهمیتی ارایش مو ها صحبت کرده صریح و رک هم صحبت کرده و نتیجه به خلاف وعده اش صورت گرفت و به خاطر مو و پوشش و حجاب با زور و خون ریزی دختران مردم و زنان را کبود کردند وبه راه راست در اوردند (البته اگر اقا باز هم انکار نفرمایند در موارد متعدد از جانب خود ایشان این انکار صورت گرفت و اخیرا هم استاد اخلاقش که متن مکتوب و فیلم موجود در مورد پول نفت و سفره مردم را انکار فرمود دیدنی وشنیدنی بود ان شاءالله که ایشان نا اگاه و جاهل به قضیه بوده باشند.)
اقایانی که دولت کنونی و ادامه این روند را پرتگاه می دانید. اقایانی که به شورای نگهبان می تازید و عملکرد ان را زیر سئوال می برید. اقایی که از کرامت انسانی صحبت می کنید. چقدر می توانید هزینه بپردازید؟ ایا حاضرید بخاطر جمهور ایرانیان هم وطن خود،برای زندانیان سیاسی که سالها این مرز و بوم از داشتن چنین عنوان زندانی بی نصیب نبوده و هنوز به جایی که چنین عنوان منحوسی برای مجرمین قائل نباشیم را به دست نیاورده ایم کاری کنید؟ اقای رئیس جمهور اینده، ایا حاضر هستی برای ازادی دانشجویان، نویسندگان مطبوعات مختلف، برای ازادی زندانیان سیاسی،کارگران،زنان در بند و ازادی بیان، تهدید به استعفا نمایی؟
ایا حاضری از پست خود برای اصلاح حقیقی استفاده کنی و پستت را ابزاری برای برقراری ازادی نمایی؟ مردم ما ایا حق ان را دارند که عزیزانشان به خاطر بیان نظرات مخالف سیاسی ازادانه در جامعه و در کنار احزاب در کنار مردم همدوش مردم زندگی و ابراز نظر کنند؟ ایا شمای رئیس اینده می توانی چنین تضمینی ر ا برای جامعه ما به همراه بیاوری؟
ایا درمورد نظرات اقتصادی که بیان می کنید تضمینی هم برای اجرایی شدن و اصلاحات اقتصادی یا انقلاب اقتصادی دارید؟
من از همین نوشتنگاه به شما اعلام می دارم مردم ما از لحاظ فقر، اعتیاد ،اقتصاد و مسائل ابتدایی معیشتی چون بهداشت و درمان به جان امده اند چه می خواهید بکنید؟ ایا تنها رای ملت را می خواهید یا خود را در برابر ملت و خدای ملت ملزم و مسئول و جوابگو می دانید؟
سطح بی اعتمادی وبی اعتنایی و دلسردی جوانان از نظام تان را می دانید؟ می گویم نظامتان چرا که جوانان زیر سی سال ما (البته با مسامحه کاری) به این نظام رای اری یا نه نداده اند. بلکه پیرو پدران و مادران خود در این کشور زیسته اند و حق انتخابی هم نداشته اند لذا ان را نظام تان می دانند نه نظام شان البته کم هم نیستند که با دلایلی که می اورند خود را همکار و هم رای نظام می دانند ولی در واقع منافع مشترک با این نظام دارند و لذا ان را از خود و خود را از ان می شمارند در هر صورت برای این جوانانی که معتقدید اینده این نظام هستند چه کرده اید که دلخوش باشند؟
حرف بسیار است و این سطور را از ان لحاظ که شبها فضای سیاسی را باز تر می بینم نوشتم و منتظر مامورین می مانم اما اگر ازادی بیان و سیاسی بیش از این حرفها بود عقده های دل می گشودم و سفره ای به درازای تاریخ سی ساله انقلاب می گستردم و می گفتم انچه که بیخ گلویم را می فشارد.
تهران 4 خرداد 88

مه 23, 2009

دوم خرداد

Filed under: مناسبت,متفرقه,سیاسی — جهانگرد @ 7:43 ق.ظ.

به نام خدا
Milad880209ak3
دوم خرداد است. ده سال پیش مادر بزرگی که چون مادرم دوستش می داشتم در 31 اردیبهشت 1377 از دنیا رفت و اول خرداد دفن شد و مرا برای همیشه داغدار خود کرد. الان ده سال از ان روز غم انگیز گذشت چه بد خاطره ای برای من شد.
اما امروز دوم خرداد و سال روز پیروزی قاطع محمد خاتمی بر رقبای انتخاباتی انچنانی اش که باعث وزیدن نسیم در این کوی و برزن شد می باشد.
امید دارم این بار اصلاح طلب ها با تاکتیک با هوشی و فرصت طلبی و استفاده از دقایق در انتخابات شرکت کنند و پیروز شوند و برای ملت کاری کنند کارستان. نه مثل قبل با شکست از صحنه خارج شوند .

برای ما که در داخل زندگی می کنیم این مقدار فضا هم برا ی تنفس قابل توجه هست، اما دوستانی که در سایه پیشرفته ترین و قدیمی ترین دموکراسی های دنیا زندگی می کنند و روزگار می گذرانند شاید کار ما احمقانه و سادلوحانه به نظر برسد. اما اشکال ندارد ما باید به تاریخ صد ساله ازادی طلبی بنگریم تا بتوانیم با درس گرفتن از تاریخ، اشتباهات گذشته را رها ساخته و اینده را رقم بزنیم و ازادی را یک بار برای همیشه در این سر زمین اهورایی در این خاک که ریشه های هزار ساله دارد نهادینه سازیم به امید ان روز می جنگیم و می رزمیم.

مه 12, 2009

استقبال ايرانيان از امام علي (عليه السلام)

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 10:04 ق.ظ.

445086_orig
به نام خدا
ایا این استقبال غلط از جانب ایرانیان صورت گرفته ؟
اما در این وبگاه دوستان محقق دینی این موضوع را بررسی کرده اند ودر اینکه استقبالی غلط از جانب مردم از امیر المومنین شده شکی نیست. اما اینکه از جانب هموطنان ایرانی ان دوره بوده یا از جانب دهقان های الانبار عراق بحث است و اما و اگر وجود دارد. ولی من فکر می کنم اگر امروز را مد نظر قرار دهیم و به دور و بر خود نگاه کنیم می فهمیم اگر ایرانیان ان استقبال کنندگان نبودند اما امروز ان اشتباه تذکر داده شده از جانب امیر المومنین هنوز تکرار می شود. فاعتبروا یا اولی الابصار.

مه 5, 2009

درد دل پُر درد

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 1:21 ب.ظ.

election_afghanistann
به نام خدا
از روزی که جناب مستطاب اقای وزیر محترم اطلاعات مجتهد بزگوار شیخ غلامحسین محسنی اژه ای فرمودند اس ام اس ها را هم چک می کنیم نوشته ها را هم می خوانیم نمی دانم تلفن ها را هم شنود می کنند یا خیر؟! ما هم ننوشتیم ،پیامی با تلفن همراه ارسال نکردیم البته در زمینه انتخابات.
او وعده داغ و درفش داد ما هم غلاف کردیم صدایمان در نیامد لذا برای احدی نه تبلیغ کردیم و نه از عقاید و باور هایمان نسبت به عمل کرد این دولت سر کار که وزیر محترم اطلاعات یکی از اعضای ان کابینه است صحبتی کردیم.
بماند که در کشور های دیگر حداقل چند ماهی مناظرات و متینگ های احتمالی و مبارزات انتخاباتی را بر سر به دست گیری قدرت انجام می دهند و یا وعده و وعید هایی در مورد یک موضوع نسبتا جزیی بیان می کنند تا بشود با ان وعده ها انتخاب کرد.
دولت فخیمه چنان فضای محدود و تنگ انتخاباتی برقرار کرده که جای نفس کشیدن نیست و نه جای تصمیم گیری. من توقع زیاد داشتم که حداقل کاندیداها درباره وزرا یا بعضی از وزرای دولت بعد که بر سرش رقابت می کنند وعده می دادند تا ما مثل همیشه هندوانه در بسته به خانه نبریم.
من شخصا با وزیر فرهنگ، وزیر بهداشت و درمان و طبعا وزیر رفاه و اقتصاد سر و کار دارم. چه می شد اگر می دانستم اقای احمدی نژاد ایا باز هم صفاری را وزیر فرهنگ می کند که ارزوی بستن و یا ایده بستن سینما را دارد؟! یا اقای کروبی و یا موسوی و رضایی چه پیشنهادی برای وزارت فرهنگ دارند؟
چرا عالی ترین مقام حکومتی از صحبت از انتخابات جلوگیری کرد ایا از ان روز تا کنون برای سین جیم کردن کاندیداها درباره برنامه های اینده نمی شد کاری کرد؟
ایا اصلا کاری که بدون برنامه ریزی و تحقیق باشد نتیجه بخش است؟ ظاهرا تا امروز هرچه بوده و دولتهایی که امدند ان طور که خواستند پیش بردند و به احدی از ملت هم پاسخ گو نبودند در قضیه کردان نمایندگان و مردم بدهکار هم شدند که چرا دروغ گو و کذابی مثل او را که امده بود بچاپد و کار گذشته اش را ادامه دهد زیر سئوال بردند و در هفته های گذشته رئیس دولت او را که ارزش بقالی هم ندارد که در مورد بقال «ویل للمطففین» دارد به عنوان مشاور برگزید. دقت کنید ملت پس زدند و عزل کردند و او برگزید و نصب کرد.
اما شما بگویید من به عنوان یک ایرانی صاحب رای چرا نباید ابراز عقیده کنم؟ من اگر نفی می کنم ،اگر رد می کنم، اگر دفاع می کنم این ها عقاید سیاسی من است ایا حق ابراز عقیده سیاسی دارم یا نه؟
چرا بگیر و ببند؟ چرا داغ و درفش؟ چرا محرومیت از تحصیل؟ همیشه برای داشتن برنامه ای سالم و بی طرف اما جنجالی در مورد مسائل سیاسی مانند برنامه نود در زمینه ورزش حسرت خورده ام چرا که نود توانست دست مسئولین را برای مخاطبانش باز کند و مخاطب هم طرف برنامه را گرفت تا هر گونه حق و ناحق در زمینه ورزش را نیست و نابود کند و فضای ورزش را هر روز شفاف تر سازد.
اما اما اما در سیاست اصلا نیازی به شفافیت نیست.
دلم گرفته دلم پر است دلم می سوزد هر روز وقتی به مسجد بزرگ محل می روم و می بینم جوانان شهرستانی بی کار را که به امید یافتن کار به تهران امده اند و اما چیزی نیافته اند و یا می بینم معتادان زیر 40 سال را اتشی به جانم می افتد که اینها حاصل عدم شفافیت است اینها حاصل قدرت افسار گسیخته است.
دلم می سوزد و اطمینانی ندارم موسوی کروبی و یا رضایی تغییر دهنده باشند و حقیقتا مصلح امروز. ما را مصلحی باید تا گره گشا باشد این گره کور و این کلاف سردر گم سیاست و اقتصاد و قدرت را .
دلم گرفته بود این ها را نوشتم و تیزی درفش را نادیده انگاشتم شما بر من خیره سرِ زبان دراز خرده مگیر.

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.