جهانگرد

فوریه 15, 2009

ولنتاین …. روز عشاق !

Filed under: مناسبت,اجتماعی — جهانگرد @ 9:59 ق.ظ.

به نام خدا

عشق! کدام عشق!
عشق را بعضی برگرفته از نام گیاه عشقه که در فارسی ان را پیچ می گویند می دانند منظور از پیچ هم ان گیاهی است که به دور چیزی می پیچد وبالا می رود وبالا می رود که انواع مختلفی دارد. گیاه عشقه دارای برگهایی است كه به صورت دایره ای دور ساقه مستقیمی می پیچند. نباتی است مثل لبلاب و بسیار کم برگ و شاخه های او بغایت از لبلاب قوی تر و درازتر، و بهر درختی که پیچد خشک کند لهذا عشق مشتق از اوست.
ومنوچهری نیکو گفته : حکیمان زمانه راست گفتند که جاهل گردد اندر عشق عاقل .
خوب این است عشق همان که عامل حیاة وبه گفته مرحوم صدر الدین شیرازی :عشق به معنی عام خود ساری در تمام موجودات و ذرات عالم بوده و هیچ موجودی در عالم وجود نیست مگر آنکه به حکم عشق فطری ساری در موجودات در جریان و حرکت است.
اما عشقِ عارضی، که من به عنوان یک انسان به دوستی انسانها بپردازم همو حقیقتا عشق است. عشقی عمیق به بشریت. اما به زعم ونظر من اینکه من خود را عشقه وار به دور نفسی از نفوسی انسانی بپیچانم و او را دوست بدارم این قسمت کردن عشق است بین مردم و معشوق و ان را برنمی تابم و این را نمی پسندم بلکه عشق ان است که به تمام دنیای بشری عاشق باشیم و در این عشق بسوزیم. این عشق بر گرفته ازعشق به خالق است و خلقت خالق و عشق به خالق و مخلوقش چنین در زندگی جریان دارد و نباید این عشق را الود .
عربها در زبان زیبا و فرهنگ غنی عربی یک جمله دارند زیباست و برای من مورد پسند است. وان اینکه عرب ها به ازدواج می گویند «قفس ذهبی» به معنی قفس و حصار طلایی .
ازدواج هر چه باشد طلایی است ولی هر کارش کنی قفس است.دوستان به این نوشته وعبارت عربی از لحاظ جنسی نگاه نکنید. این یک مطلب است که برای کوته فکران و کسانی که جز نوک بینی و چند وجب پائین ترش را نمی بینند واجد اهمیت است وانان هستند که هوس رانان وبهایم اند. که به ازدواج نزدیک نشوند و خود را محدود به رابطه با یک نفر نمی نمایند تا بتوانند هر گلی را ببویند و حرمسرایی بسازند و اینان پست تر از چهار پایان هستند. اما محدود شدن در ازدواج که من ان را فرا جنسیتی می دانم . ازدواج و تشکیل زندگی مشترک که غالبا هم اشتراکی در ان نیست برای طرفین محدودیت به بار می اورد ما ملتی هستیم که ظرف تنها سی سال جمعیت مان دو برابر شد. و این نمایانگر ازدواج های پیاپی است. معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ملي جوانان که حجه الاسلام حاج علی اکبری باشد با افتخار از روند رو به رشد ازدواج ها خبر می دهد هر ساله شاهد ازدواج های گروهی دانشجویی و کمیته امام برای محرومان همراه با تهیه جهیزیه هستیم وهمۀ هم وغم اینان رواج ازدواج است و تسهیل در این امر مقدس وهدف این اقایان در واقع بیمه کردن جامعه در برابر فساد و فحشاست که هدفی بسیار عالی است اما این قضیه در کدامین جامعه اتفاق می افتد؟ ایا به این قضیه هم توجهی شده؟ بین این زوج های دانشجو ومحرومینی که با جهیزییه و کمک های مراکز خیریه به خانه بخت می روند ایا تفاهم وهمزیستی و مشارکت ودوستی وبقا وجود دارد؟ ایا از امار طلاقی که بین این زوج ها اتفاق می افتد هم خبری به گوش می رسد؟ این ها حقایق جامعه ای است که قاری قرانش را که بنده می شناسم که با داشتن عروس همسرش را هنوز به باد کتک می گیرد و وحشیانه ، بدترین رفتار ها را با او انجام می دهد که پسرش قدرت مبارزه با چنین پدر بی فرهنگ و بربروغار نشین را ندارد لذا با گریه به خواب می رود. دوستان این رهاورد ازدواجی است که دو نفر به ظاهر انسان از سال 62 تا کنون چنین زندگی می کنند. توجه کنید سال 62 اول انقلاب ایران اوج ساده گرفتن عروسی و راهی کردن جوانان به خانه بخت.
این روند افزایش جمعیت ایران بود که علمای اسلامی فرمودند خطر کم جمعیتی شیعیان را تهدید می کند و این اندیشه و روند مبارزه با کمبود نفوس کار را به انجا رساند که انسانها را جفت کردند و دو جین دو جین در تهران و شهرهای بزرگ سکونت دادند و روستا ها ویران و خلوت شد ، کشاورزی ودامداری نابود شد والحمدلله از زمان اقای خاتمی که جشن گندم گرفتیم تاکنون همچنان بزرگترین وارد کنننده گندم هستیم.
ایا این عشق است که زنان برای برخورداری از کمترین حقوق خود باید تلاش و کوشش و مبارزه کنند و بعد دستگیر شوند و بعد درمشهد اقا بگوید کمپین یک میلیون امضا در واقع کمپین امضای فواحش است ؟(نقل به مضمون)
حال شما بگویید این عشق است که مردان نامردانه به مبارزه با زنان وپایمال نمودن حقوق انها بپردازند؟ این است که هوس بازانه حقوق انان را بعد از استمتاع جنسی از میان ببرند؟
ایا عشق هم خوابی با زنانی است که انها را تا حد ارضا کننده جنسی پائین اورده ایم؟
عشق چیست؟ عشق محدودیت ومصونیت است؟ عشق واکسن سالم سازی اجتماع است؟ عشق مخرب وکشنده است ؟ عشق چیست؟عشق رابطه مسخره دختر و پسری جوان باعشوه وغمزه و لوس بازی است که پسرک برای دوستش و نامزدش خالی ببندد که دوستت دارم و… دخترک خودش را بر او عرضه کند و کرشمه هایی از سر نمی دانم نیاز جنسی تحویل دهد؟
نمی دانم به گفته وبلاگ دوستی ولنتاین هم به مسخره بازی های به اصطلاح عاشقانه این ملت اضافه می شود و ولنتاینی می شنوند و پیاز داغ ش را افراط گرایانه زیاد می کنند ویک رسم غربی را که حالا به ما رسیده به لجن می کشند .این رسم ما ایرانی هاست که با یک قضیه طوری برخورد می کنیم که ظرف سی سال دوبرابر شویم و یا شاید اگر اراده کنیم ظرف سی سال اینده به نصف جمعیت کنونی بدل می شویم.
عشق مبارزات مردمی با گشتهای پلیس را هم به همراه دارد، که وب پر است از فیلم های این درگیری ها که برای عشق گاهی شرافت ،عزت وشخصیت انسانی افراد مورد هتک ماموران قرار می گیرد این مبارزه درواقع مبارزه با چیست؟ مبارزه برای چیست برای ارضای شهوات و تخلیه جنسی؟!به چه قیمت؟ به قیمت شرف ادمی وعزت انسانی فرد؟!

Advertisements

14 دیدگاه »

  1. به نظرم فرقی نداره اسمش ولنتاین باشه یا هر چیز دیگه ای، مهم اینه یه روز به یاد عشقامون باشیم

    دیدگاه توسط دکتر پرتقالی — فوریه 15, 2009 @ 9:45 ب.ظ. | پاسخ

  2. کی تو این اوضاع به فکر عشقه؟ این چیزا واسه پولداراس بابا

    دیدگاه توسط DESERTER — فوریه 17, 2009 @ 9:05 ق.ظ. | پاسخ

  3. سلام.. بد نیست اگه یه ذره بیشتر به این روز یا هر زمانی که خودمون برای این روز تعیین می کنیم، فکر کنیم!نه! چونکه به نظر من توی این روز بیشتر به خودمون فکر میکنیم تا کس دیگه.
    راجع به ازدواج نوشتید: در خصوص دهه 60 هیچ نظری ندارم چون نمیدونم اون موقع دوست داشتن چه جوری بوده یا اصلا بده یا نبوده.. به نظر بنده در مورد ازدواج هم باید بیشتر تأمل کرد.. حالا چه تک زوجی چه چند زوجی (البته برای زن و مرد به طور مساوی)..

    دیدگاه توسط آزاده — فوریه 18, 2009 @ 10:55 ق.ظ. | پاسخ

  4. سلام دوست عزیز!
    معطلی پیام گذاری ام را امید با بزر گواری به بخشایید.
    نوشتهء زیبای شما بر معیار محبت ها میان دوستان تیره دلان را سوز وساز یست که به محبت ره نبرده اند.
    این روز پر افتخار عا شقان را ذوقیست که دوستی هارا به جان خریدارند در واقع انسان ذاتا وفطرتا تشنهء محبت است.
    هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جریدهء عالم دام ما
    کلام حافظ شیراز زرین وار بر صفحهء گار درخشش خاصی دارد که:
    هر که بی عشق بمیرد به یقین مردار است
    نیست بر مردهء مردار روا بسم الله
    ویا
    دل که خالی شود از عشق بدورش انداز
    شیشه بی باده چو گردید شکستن باید
    درین مورد سرود گران زیبا شناسان و فیلسوفان را بر وسعت اندیشه گفتاریست افزون که از حوصلهء این پیام خانه فراتر امید همین را مکفی بشمارید نازنین دوست خوبم سپاس از پیام پر محبت شما دعادارم همیش عاپق بمانید تا به والینتینا بیشتر بیندیشید.
    ظریفی

    دیدگاه توسط حضرت ظریفی — فوریه 18, 2009 @ 11:11 ق.ظ. | پاسخ

    • دوست عزیز!
      شاعر این شعر کی است

      هر که بی عشق بمیرد به یقین مردار است
      نیست بر مردهء مردار روا بسم الله

      دیدگاه توسط محمد — اکتبر 17, 2012 @ 4:21 ب.ظ. | پاسخ

  5. سلام دوست گرامی

    مطلب زیبایت را بخوان گرفتم واستفاده بردم به امید اینکه موفق باشی

    چشمه ساران منتظر نظریات سازنده ی شما با کعبه قلب هاست

    دیدگاه توسط رضائی — فوریه 18, 2009 @ 12:43 ب.ظ. | پاسخ

  6. سلام دوست!
    ممنون شماتازه را که میخواستم ثبت کنم سهوا روی صفحه آمده دیلت میکنم و تازه همین محبت را میگذارم جهانی سپاس ظریفی

    دیدگاه توسط حضرت ظریفی — فوریه 18, 2009 @ 9:46 ب.ظ. | پاسخ

  7. سلام
    والا منم می گم عشق مال کتاب ها و فقط تو قصه هاست………

    دیدگاه توسط سپیده — فوریه 19, 2009 @ 10:17 ق.ظ. | پاسخ

  8. salam
    man ye mazerat khahi be shoma bedehkaram babat inke azam pass word khastid o nadam.
    rastesh passwordamo be kasaee ke nemishnakhtam nadam va forsat ham nashode bod biyam inja ro bekhonam va bahat ashna sham.
    alan jaye shoma khali neshasatam taghriban hameye arshivetono khondam.
    ba inke zaheran kheyli baham fargh darim vali batenan ziyad tavot nadarim.
    az in be bad ham miyam inja ro mikhonam faghat age bara bazi posta nazar nazashtam bebakhsh chon aslan hosele masaele siyasi ro nadaram o hes mikonam raje be in masael man nazar nadam sangintaram!!

    rasti !alan khastam pas wordamo bedam behetoon . harchand ke to yadashthaye khososim fekr nakonam matlabe jalebi baraye shoma bashe . vali inja zaheran nemishe comment khososi gozash!!
    age hanouz pass wordamo mikhay e mail bede befrestam barat.

    دیدگاه توسط samira — فوریه 20, 2009 @ 2:42 ق.ظ. | پاسخ

  9. من همیشه یه چیزی عذابم میداده اینکه همه فکر میکنن اگر رابطه ایی بین 2 نفر خارج از ازدواج هیست به این صورته که جنس مذکر تنها کسیه که از رابطه سود میبره و جنس مونث مورد استفاده قرار گرفته یا سرویس داده یا هزارتا چیز دیگه در حالی که تا زمانی که ما به این مساله با این دید نگاه کنیم هرگز نمیتونیم رابطه ازادی رو قبل از ازدواج در جامعه داشته باشیم(این لزوما نظر من نیست؛و به این معنی نیست که من این رو تاییدمیکنم این خواسته یه جامعه مثل امروز ایرانه که سعی میکنه یک رنسانس سیاسی و مذهبی داشته باشه )چرا هیچوقت فکر نمیکنیم که جنس .مونث هم نیاز ها و خواسته هایی مشابه میتونه داشته باشه این یه طرز تفکر عقب افتاده هست که سابقه طولانی تو جامعه ما داره و حالا حالاها نمیخواد دست از سر مابرداره…
    به مساله عشقش حالا کاری ندارم عشق رو هر کس در وجود خودش پیدا میکنه یه چیز قلبی و درونی هست که لزومانشانه هاش و راه و طرز بیانش برای همه یکسان نیست امامعمولا یک الگو برای ابرازش هست و نتیجه اش که منتهی شدن یه رابطه به ازدواج ه برای همه یکسانه…
    همونطور که میدونی بعد جنگ خمینی بود که گفت جوونا تو جبهه کشته شدن(خودش فهمید خودش چیکار کرده) و ترویج چند فرزندی کردو به همین خاطر هست که الان هم سن و سالهای من 3-4 تا بچه تو خوانواده هستند و بالاخره اینها ازدواج میکنند و برای همین هم هست که امار ازدواج این سالها زیاده و طبیعتا طلاق هم… اما چیزی که من یکی ازعوامل اصلی طلاق میدونم نارضایتیه جنسیه واینکه عده ایی فکر میکنند ازدواج راه حلی(مذهبی و سنتی) هست برای فرو نشاندن آتش تمایلات جنسی…اگه طرفین اون رابطه ازاد رو که بالا گفتم رو داشتن و از لخاظ رابطه جنسی در چهارچوبی خارج از ازدواج ارضا میشدن دیدی متفاوت خواهند داشت به ازدواج.
    ولنتاین هم یه مبارزه تجدد خواهی نسل ماست، نسل من میخواد مخالفت کنه, با هرچیزی که بتونه این کار رو میکنه،اگر دوستی دو جنس مخالف جرمه؛میخواد مخالفت کنه حتی با پررنگ تر کردن یک روز و یک جشن بیگانه…جالبیش اینه که حالا میگن چرا نمیایین روز اسپارمذگان(اسمش رو مطمئن نیستم!) رو به جای ولنتاین جشن بگیرین که ایرانیه و ریشه تاریخی داره و فلان یکی نیست بگه قبل از اینکه ولنتاین مد بشه کسی اومد بگه یه همچین روزی هم هست؟یا ما فقط سریع میگردیم دنبال یه جایگزین…

    من واقعا نمیدونم چرا با خوندن متن بالا اینابه ذهنم رسیدو نوشتمشون اما درونا جوری ربط و پیوستگی تو این زمینه میبینم!
    راستی سلام :دی

    دیدگاه توسط زیکی — فوریه 20, 2009 @ 11:58 ق.ظ. | پاسخ

  10. درود بر شما.
    دستتان درد نکند. سر فرصت می خوانم.
    وبلاگ «بوف کور» که نوعی ادای دین – به سهم من – به صادق هدایت است، راه اندازی شد. چشم به راه شمایم.
    اگر به دوستان خبر بدهید؛ مرا سپاس گزار خود می سازید.
    به امید دیدار.

    دیدگاه توسط صادق هدایت — فوریه 22, 2009 @ 8:38 ب.ظ. | پاسخ

  11. واقعا بجا نوشتید و درست.
    درود بر شما

    دیدگاه توسط خورشيد خانوم — فوریه 25, 2009 @ 8:19 ب.ظ. | پاسخ

  12. [گل][گل][گل]
    شاد باشین
    همنفس گل به روز شد!
    منتظرم!

    من فریادم را از آینه آموختم
    آینه که هیچ وقت…
    [گل][گل][گل]

    دیدگاه توسط همنفس — مارس 2, 2009 @ 10:01 ق.ظ. | پاسخ

  13. سلام

    مطلب کامل و جامعی بود .استفاده بردم.

    به روزم با شعری از پوریا میررکنی و منتظر حضورتان.

    شاد باشید.

    دیدگاه توسط شهرزاد — مارس 5, 2009 @ 6:47 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: