جهانگرد

ژانویه 29, 2009

بازی وبلاگی

Filed under: متفرقه,تصویر — جهانگرد @ 10:04 ق.ظ.

به نام خدا
بلاگ برای تو  یک دعوت عمومی برای یک بازی وبلاگی زیبا گذاشته ایده جالبی است. که او هم از دیگری گرفته وخلاصه به ما رسید با این عنوان که از کجا می نویسید. من هم علاقه مندم به اطلاع برسانم من بصورت وحدت میان سنت ومدرنیته از روی زمین با یک لپ تاپ acer در اتاقی از خانه قدیمی مان از مرکز تهران منطقه امام حسین علیه سلام یا به قول قدیمی ها فوزیه برای خوانندگان و دوستان خود درد دل می کنم و نوشته های ان عزیزان را با جان و دل می خوانم واین لحظات زندگی را بهترین لحظه ها می دانم این نقطه که می بینید اتاق مهمان خانه ما ست (البته به اصطلاح والا ما از اینم قرتی بازی ها در این خانه درویشی قدیمی نداریم) این هم کیف لپ تاپ من ان هم حشره کش ان هم در ورودی اتاق و…توی عکس هر سئوالی دارید در خدمتم .در ضمن علاقه مندم یا (حس فضولی ام گل کرده) تا ببینم دوستان از کجا می نویسند.

image0001

Advertisements

18 دیدگاه »

  1. چه جالب من هم توی بازیتون شرکت میکنم.

    دیدگاه توسط گلصنم — ژانویه 29, 2009 @ 10:55 ق.ظ. | پاسخ

  2. با این عکس چه حس خوبی به من دست داد..
    من همیشه از بعضی کشورهای دنیا وبلاگم را اپ کردم و واقعا بعضی وقتها نمی دونم بنویسم از کجایولی الان از شهر خوبم اهوازم…
    پایدار باشید

    دیدگاه توسط خورشید خانوم — ژانویه 29, 2009 @ 5:38 ب.ظ. | پاسخ

  3. Ba dorod
    man fekr mikonam makan zendegig nv udk shn’d ziba va rahate

    دیدگاه توسط mahta — ژانویه 29, 2009 @ 10:58 ب.ظ. | پاسخ

  4. جالب بود 🙂 خونه ی پدری من هم اون قدیما زیاد از میدون امام حسین دور نبود و من از اونجا زیاد رد میشدم…

    دیدگاه توسط عموناصر — ژانویه 30, 2009 @ 12:00 ب.ظ. | پاسخ

  5. اون میزه یه کشوی کوچولو نداره اون طرفش که یه دستگیره گرد کوچولو بهش وصل باشه احیانا؟ 🙂

    دیدگاه توسط زیکی — ژانویه 31, 2009 @ 2:53 ب.ظ. | پاسخ

  6. امام حسین؟ .. چه جوری لان جهنم بی ریخت رو تحمل می کنی؟ … خدا بت صبر بده .. بدت نیادا ولی من از اون طرفا واقعا متنفرم.
    از ایسر راضی هستی؟ بعضیا میگن خرابیشون زیاده..!

    دیدگاه توسط DESERTER — فوریه 3, 2009 @ 8:40 ق.ظ. | پاسخ

  7. چه جالب
    خونه خیلی قدیمی به نظر میزسه یعنی از لحاظ سنتی بودنش
    بازم ممنون که این عکس رو گذاشتی
    مادر من هم همون اطراف به دنیا اومده و من خوشم میاد از اون منطقه

    دیدگاه توسط سپیده — فوریه 3, 2009 @ 9:10 ب.ظ. | پاسخ

  8. دفعه قبل لینک تو کامنتت نبود نتونسته بودم عکس رو ببینم.خونتون حال و هوای نوشته هات رو داره.یه چیزی از قدیم.فکر کنم از محلی که ادم ها برای نوشتنشون انتخاب میکنند خیلی میشه به روحیاتشون پی برد

    دیدگاه توسط جیران — فوریه 4, 2009 @ 11:41 ق.ظ. | پاسخ

  9. از نظرتون خیلی ممنونم شاید حرف دل خیلیا رو زدین.
    چه بازی جالبی. عجب پشتیهای قشنگی این حشره کشا رو بار اوله میبینم موثر هم هست؟

    دیدگاه توسط صدف — فوریه 4, 2009 @ 12:02 ب.ظ. | پاسخ

  10. ببین نه …قدیمی فکر نمیکی.حال و هوای قدیمی داره نوشته هات.سبکشون..هواشون.منظ.رم اندیشه هات نیست.

    دیدگاه توسط جیران — فوریه 4, 2009 @ 8:35 ب.ظ. | پاسخ

  11. خیلی جالب بود. همیشه کنحکاوم که بدونم هر نوشته از چه‌جور جایی پابلیش میشه!

    دیدگاه توسط ساسا — فوریه 4, 2009 @ 9:42 ب.ظ. | پاسخ

  12. چه بازی جالبی. چه حریم بی تکلفی. من هم تو بازی شرکت می کنم ان شالله وقتی سفرنامه نوشتنم تموم شد. من معمولاً می نویسم که از کجا آپ کردم وبلاگم رو ولی این بازی با عکس جالب ه بازی می کنم

    دیدگاه توسط کویریات — فوریه 5, 2009 @ 10:24 ق.ظ. | پاسخ

  13. البته زکار جالبیه که از جایی بگی که می نویسی شاید زاویه نگاهت بر نوشته های روی مانیتور تاثیر بذاره اما کاش عکسی از اونی که می نویسه هم میذاشتی

    دیدگاه توسط دکتر پرتقالی — فوریه 6, 2009 @ 6:45 ب.ظ. | پاسخ

  14. دوست می داشتم می شد در این فضا می بودم. فرش و پشتی و میدان امام حسین و لپ تاپ ایسر…

    دیدگاه توسط مریم — فوریه 7, 2009 @ 6:57 ب.ظ. | پاسخ

  15. میدونی من کلا مهاجرم.یعنی در دوران دبستان سه تا مدرسه دوتا شهر و نمیدونم چند تا خونه عوض کردم.و این باعث شده که احساس تعلق به جای خاصی نداشته باشم.قبلنها گاهی دلم میخواست مثلا مثل شما متعلق به محل خاصی باشم یا توی خونه ایی که بدنیا اومدم و کودکی ام رو گذروندم زندگی کنم اما الان دیگه برام مهم نیست.به هر حال بی تکلف بود دوست من..بی تکلف.

    دیدگاه توسط سارا — فوریه 22, 2009 @ 10:16 ب.ظ. | پاسخ

  16. ایول پس لیوان چایی کجاست من بدون چایی پشت کامپیوتر نمیشینم.
    نکته اساسی معلوم که آدم چاقی هستی چون زیر انداز نزاشتی پشت میز!!!
    راستی ملت همه کلاس بالا هستنا! تو رو خدا ببین این جماعت بی درد توی کامنداشون هم فخر میفروشن…

    دیدگاه توسط حامد — مارس 14, 2009 @ 6:45 ب.ظ. | پاسخ

  17. دلم لک زده برای یک ساعت مثل آدم روی فرش نشستن. از بازی خوشم اومد. شاید به زودی درش شرکت کنم.

    دیدگاه توسط مجتبی پویا — آوریل 1, 2009 @ 5:33 ب.ظ. | پاسخ

  18. بازتاب توسط ناشناس — اکتبر 30, 2009 @ 12:07 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: