جهانگرد

ژانویه 3, 2009

میراث

Filed under: Uncategorized,هنر,کتاب,داستان — جهانگرد @ 1:43 ب.ظ.

به نام خدا

… اهسته گفت: «گوش کنین یه خواهشی ازتون دارم :مشروب نخورین !وقتی شروع کنین به مشروب خوری دخل تون اومده .اگه سه چهار بار سراغ این مسکن مصنوعی وبی دوام برین ،یه ماه نمی کشه که کارتون ساخته س .باور کنین، تسکین با هوشیاری بدپه دست می اد.»سکوت کرد. نصف شب بود ،از بیرون صدای بالا امدن اب به گوش می رسید .پنجره را باید به خاطر فراموشی می بستیم ،همین طور در را،هوا بوی ماندگی می دادسکوتی مرموز در اتاق سنگینی میکرد .از جابلند شدم،بدون اینکه سئوال کنم چراغ را خاموش کردم و در و پنجره را باز کردم ، هوای سبک وخنک ،فرحبخش و تازه تو امد . دنباله صحبتش را گرفت :»من از موعظه بدم می اد .نمی خوام معلم اخلاق باشم .به هیچ قیمتی نمی خوام اهل تظاهر باشم .می خوام بگم من فرق می کنم ،اهل این حرفها نیستم .نگاه کنین ببینم ازتون خواهش می کنم به خودتون بیاین .»بعد یکدفعه بالحن مهیج وسرزنش امیز پرسید:»از مشروب خوردن چی عایدتون می شه ؟»در حلی که جا خورده بودم دنبال جوابی می گشتم وچیزی به نظرم نرسید به جز این شعار قدیمی :»فراموشی وبی خیالی .» حرفم را تکرار کرد :»بی خیالی کدوم بی خیالی ؟ما به دنیا نیومدیم که بی خیال باشیم .به دنیا اومده یم که رنج ببریم،بفهمیم که چرا رنج ببریم.رنج ما تنها چیزی یه که باید برای زندگی مون نشون بدیم.اعمال نیک رو فقط چندتا قدیس می تونن انجام بدن ،نه ما…و اما دعا…شاید شما سر در نیارین یا شاید بهتر از من سر در می ارین …کدومش درسته؟» … نوشته های بالا قسمتی از متن کتاب میراث «das vermächtnis» اثر نویسنده چیره دست و ضد جنگ المانی یعنی «هاینریش بل» که از برندگان نوبل ادبی نیز می باشد، انتخاب شده. این کتاب را برادرم چند روز پیش اورده بود تا مطالعه ان را شروع کند. من هم ان را برداشتم تا نگاهی به ان بیاندازم . دیدم تا صفحه 16 کتاب را خوانده و بوک مارکی در صفحه شانزده گذاشته، از اول خواندنش را اغازیدم. به خود امدم دیدم از بوک مارک او رد شده ام. چند روز هر شب قبل از خواب ان را خواندم تا تمام شد. انچه جالب است این است که زمان مطالعه این کتاب برای من با زمان جنگ غزه و درگیری های خونین و کشتار بی رحمانه در این منطقه همزمان شد. تازه الان می فهمم که هنوز هم بشر باداشتن چنین میراث ضد جنگی هنوز اسیر جهل ، حماقت ،کینه و دشمنی های خود باقی مانده ! ارزوی صلح برای جهان در سال نو میلادی یعنی 2009 را دارم. همچنین ارزوی ارمش در باریکه غزه و سرزمین پر اشوب پیامبران صالح الهی را دارم همان پیامبرانی که اهل صلح ،ارامش و دوستی ،بلکه منادی سعادت دو دنیای بشر بودند، اما پیروانشان این چنین با نا دیده انگاشتن ان پیام های زیبا به مخاصمه و دشمنی علیه یک دیگر می پردازند .

Advertisements

4 دیدگاه »

  1. مهربانم، جنگ افرینان هم پندهای زیبا می دهند. در مورد نطرت و نوشته خودم ! آن یک تجربه شخصی بود.انسان بودن مشکل نیست، وقتی که خود را در جود دیگری ببینی، حتی در آغوش یک روسپی و به نام انسانی ات، با او انسانی رفتار کنی. می بوسمت اردوخانی

    دیدگاه توسط اردوخانی شوخی و جدی — ژانویه 4, 2009 @ 12:54 ب.ظ. | پاسخ

  2. سلام
    ممنون..من هم اميد صلح و دوستي دارم

    دیدگاه توسط آزاده — ژانویه 6, 2009 @ 7:39 ق.ظ. | پاسخ

  3. جهانگرد عزیز! باور کن من از خیلی چیزها مست مست می شوم. از خواندن یک رمان یا داستان و شعر زیبا. از دیدن هر زیبایی. و به ویژه اخز خریت خود چنان مست می شوم که به رقص در می آیم و بنوغ ، و ذات خدا در خریت خودم می بینم. مطلب ذیگر من از طرف اغلب گره های اپوزیسویون خیر سرشون با ایمیل فحش می شنوم. چون خودم هستم. حتی یک جا خیر سرم سخن رانی می کردم بین طرفدارن من مخالفینم کار به جاهای بالا کشید. بعضی ها تحمل طنز های بی غرض مرا نداشتند…

    دیدگاه توسط اردوخانی شوخی و جدی — ژانویه 7, 2009 @ 1:06 ب.ظ. | پاسخ

  4. غقاید یک دلقک هاینریش بل را بخوانید.وصد البته کتابهای کورت ونه گات.

    دیدگاه توسط سارا — فوریه 4, 2009 @ 11:11 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: