جهانگرد

اکتبر 3, 2008

اول مهر البته با تاخیر

Filed under: فرهنگ,اجتماعی — جهانگرد @ 12:12 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا
دوباره اول مهر شد ومدارس مملو از بچه های مردم، اما من در این روز بیشتر حواسم پرت بچه های کلاس اول یا همون شکوفه ها می شود و کمتر باقی را می بینم چرا که همه ی سختی یا نا ملایمتی این روز ها بر دوش این غنچه های باغ زندگی است .
هنوز در این مرز وبوم بچه ها با استرس، سختی وتنفر به مدرسه می روند شاید بگوئید من دارم سیاه نمایی می کنم اما من ومادرم- که من تحت تربیت او وبا نگرش او به مدرسه رفتم- هردو با هم به این حقیقت معتقدیم که در این جا با بچه ها به شکل نا جوانمردانه ای بدر فتاری می شود وبچه ها ورودی تلخ وزشت به درون جامعه بزرگتر دارند هنوز در ایران تنبیه وکتک هست هرچقدر هم ضعیف وکمرنگ شده باشد .اما هنوز معلم گوش بچه اول دبستان را می کشد پسر خاله ای دارم به اسم محمد وقتی از او پرسیدم معلمتان خوب است یا نه ؟
جواب داد: بد نیست…
گفتم: چرا بد نیست؟
گفت :اخه منو زد
گفتم :چطوری؟!
گفت :این جوری پیشونیم رو هل داد به عقب گویا با سه انگشت میانی پیشانی بچه را هل داده
در پاسخ به اینکه چرا این طوری کرد گفت:اخه مشقم رو بد نوشتم .
توجه کردید در اینجا هنوز مقابله فیزیکی هرچند کمرنگ ودوستانه وجود دارد واین در ذهن بچه تازه وارد بد جوری خصمانه جلوه گر می شود من هم خودم قربانی این مسئله بودم وزجر مدرسه وامتحان وتنبیه را دیدم معلم کلاس اول که بعد از دیکته وتصحیح ان با خط کش فلزی وسنگین به کف دست بچه ها می زد وانها را تنبیه می کرد ومن را هم بی نصیب نگذارد، الان از این معلم که معلمی ومدرسه وتحصیل را که بهترین کار ها هستند در دیدگان من تیره ساخت احساس تنفر می کنم  درست است من هنوز با کتاب وتحصیل در ارتباط هستم اما نباید مثل الانم باشم وان روزها را در این روز ها بی تاثیر نمی دانمچرا که من الان باید خیلی بیش از این حرفها باشم  همین مطلب را مادرم با ان دست به گریبان بوده بلکه شدید تر از مورد من بوده است  او که در زمان شاه به مدرسه رفته – اواخر دهه چهل شمسی در تهران – در ان زمان اصلا وابدا  قضیه زشتی وممنوعیت تنبیه مطرح نبوده بلکه شاید وظیفه معلم هم بوده که به تنبیه وتربیت بچه های معصوم وبی پناه بپردازد مادرم چنان تاثیر بدی از ان روزها گرفته که به قول خودش روز اول مهر غم دنیا به سراغش می اید و معذب می شود و همیشه به یاد روزهای اول خودش می افتد .
بله اهای معلم بد حقیقتی است که در ایران از قدیم و روزهای قبل از من تا ان روز که نوبت من شد وحتی تا امروز کش امده وفکر نکنم با این نظام اموزشی که معلم در ان ناراضی است ومحتاج نان شب بشود این مطلب را اصلاح کرد وتا مدتهای زیادی با این مسئله زشت و زننده دست به گریبانیم .
یکی از اقوام ما  در سوئد زندگی می کند می گفت: در مهد کودک که بچه را از 4 سالگی به انجا می سپارند تا مدرسه ودانشگاه در کانال تربیتی جامعه قرار می گیرد یعنی بچه دوسه سال زودتر از بچه های ما از خانواده سوا و در دامان جامعه قرار می گیرد درهر حال به والدین ومربیان می اموزند که تنبیه بدنی در هر حدی ممنوع است واگر بچه کار خیلی ناشایستی کرد باید دو طرف صورت بچه را بگیرید  وصورتتان را نزدیک صورتش بیاورید وبا صدای بلند تر ازحد معمول با او صحبت کنید وزشتی کارش را بگوئید واورا نسبت به کارش این گونه تنبیه کنید . شما را به خدا تفاوت یک مملکت پیشرفته اروپایی را با ایران خودمان ببنید تا کجاست، ما در این جا برای کرامت انسانی یک انسان کوچک که تازه وارد جامعه بزرگتری نسبت به خانواده شده چه راهکاری داریم واقعا اینها باید در وجود ما تاثیر گذار باشد انچنان که به فکر درمان وحل این مشکل باشیم،یا هنوز هم می توانیم به همان عملکرد های گذشته وپوسیده خودمان بسنده کنیم وجلو برویم ایا به قول قران کریم وقت ان نرسیده که بیدار شویم …؟!!!

Advertisements

11 دیدگاه »

  1. سلام
    خوبید؟
    از نظام آموزشی کشور نگید که وضع بد خرابه…
    راستی می خواستم به درخواست دوستان از دانمارک بنویسم یاد شما هم افتادم که از اسکاندیناوی می خواستید بیشتر بدونید آخه مردم کشور دانمارک نیز از دید زبانی و فرهنگی اسکاندیناویایی شمرده می‌شوند.
    می خواستم بدونم شما هم با دانمارک موافقید یا سوید و یا نروز مورد نظرتونه؟

    دیدگاه توسط سپیده — اکتبر 3, 2008 @ 7:49 ب.ظ. | پاسخ

  2. سلام جهانگرد عزیزم
    حسن هستم … ایمانی
    دوست قدیمیت
    راستی به این وبلاگ من بیا که همه دارن براش داستان کوتاه می فرستن . قراره که کتابی به نام » 88 قصه 88 کلمه ای » چاپ بشه
    دوست دارم که دوستای قدیمیم هم باشن
    منتظرتم ها
    حسن ایمانی
    http://WWW.88-GHESSE.BLOGFA.COM

    دیدگاه توسط حسن ایمانی — اکتبر 4, 2008 @ 2:21 ب.ظ. | پاسخ

  3. سفرمون به دانمارک شروع شد…..

    دیدگاه توسط سپیده — اکتبر 4, 2008 @ 9:23 ب.ظ. | پاسخ

  4. من یکی که کاملا با شما هم عقیده هستم.من پنج سال و نیمه بودم که به مدرسه رفتم و آزارهای روحی که در دبستان دیدم تا الان برایم غیر قابل حل و آزار دهنده باقی مونده.تازه مشکل فقط تنبیه نبود مشکل فرهنگ نوچه پروری هم بود مشکل بها دادن بیش از حد به بچه ایی که مثلا پدرش فلان پزشک معروف بود هم بود مشکل توهین های غیر مستقیم هم بود مشکل این بود که وقتی یک معمای هوش رو زودتر از همه حل کردم چون شاگرد اول نبودم خانم معلم فرمودند قبول نیست تو حتما قبلا این رو جایی دیدی!….دوبار داره یادم میوفته.

    دیدگاه توسط سارا — اکتبر 6, 2008 @ 8:34 ب.ظ. | پاسخ

  5. khili ziba goftid
    bedrod

    دیدگاه توسط marjan — اکتبر 7, 2008 @ 3:22 ق.ظ. | پاسخ

  6. سلام
    روزهای پاییزی خوبی داشته باشید.
    خوشحال می شم به جهت آشنایی با مقوله مجری گری و گویندگی مطالب وبلاگم را مطالعه کنید. اگه علاقه مند بودید افتخار بدید و نظرتون را بفرمایید.

    دیدگاه توسط مبین بهرازفر — اکتبر 7, 2008 @ 6:44 ق.ظ. | پاسخ

  7. مهربانم! اگر از دوران کودکی و مدرسه رفتن خود بگویم که به اندازه ای از معلم و ناظم و پدر کتک خوردم باورت نمی شود. با این وجود از آنها به خوبی یاد می کنم ، چون آنها هم کتک خوردگان و تحقیر شدگان بودند. و آموختم با فرزندانم آن چنان که با من کردند نکنم. دیروز یک احساس خاصی داشتم که به صورت شعر نوشتم. شادو تندرست باشی

    دیدگاه توسط اردوخانی شوخی و جدی — اکتبر 7, 2008 @ 10:15 ق.ظ. | پاسخ

  8. salam
    bebakhshid ke daram pinglish minevisam
    che matne jalbi gozoshtid va che akse jalbi , hesabi halo havaye avale mehro dadid be inja
    ba harfeton kamelan movafagheam, hata age masele ye tanbih nabashe, madarese irani estedad daran dar zamniye gereftane etemad benafs az bacehaha, hamaye ma iraniha az kamboode etemad benafs ranj mibrim va in ghaziye rishe dar tarbiyate ma dar madaresom dare
    ba arezoye inke roozi tak take kodakane irani az boodane dar madrese lezzat bebarand
    shado movafagh bashid

    دیدگاه توسط Mina — اکتبر 9, 2008 @ 1:22 ب.ظ. | پاسخ

  9. دانمارک قسمت دوم……..

    دیدگاه توسط سپیده — اکتبر 10, 2008 @ 7:38 ب.ظ. | پاسخ

  10. عيب نداره.. مگه چي ميشه اونام مثل ما عقده اي و خشن و بي هويت و گم شده و بي هدف بار بيان؟

    دیدگاه توسط DESERTER — اکتبر 12, 2008 @ 9:45 ق.ظ. | پاسخ

  11. سلام

    متاسفانه نظام آموزشی از دوره ی ابتدایی تا سطوح عالی پراز حرف و حدیث است و یکی هم همین موضوع مورد بحث شما بود که خوب هم به آن پرداخته بودید.علاوه برآن فقدان فضای شاد و بانشاط تحصیلی ، به خصوص در مقطع ابتدایی شورواشتیاق فرزندانمان را برای مدرسه رفتن وتحصیل کم تر می کند، حتی در مدارس غیرانتفاعی که در برابر هزینه ی بالایی که از والدین دریافت می کنند ، توقعتمان را برآورده نمی سازند.

    به روزم با مطالبی متنوع و منتظر حضورتان .

    مانا باشید.

    دیدگاه توسط شهرزاد — اکتبر 12, 2008 @ 5:09 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: