جهانگرد

سپتامبر 30, 2008

برگ ریزان طبیعت

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 11:56 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا
دوباره دور خورشید یک ربع دیگر از گردشمان را کامل کردیم و به فصلی پر زرق و برق با رنگهای چشمگیر رسیدیم  فصلی که درختان را اهسته اهسته دربرابر چشم همگان عریان می کند تا با بعدی دیگر از طبیعت  وزیبایی های ان اشنا شویم .
فصلها چنان بی مرز وموذیانه عوض می شوند که ادم نمی تواند بفهمد از چه زمانی پاییز از تابستان جدا شد و این باعث سرما خوردن می شود درست مثل الان من که یکی از سوراخ های دماغم از کار افتاده و تا اطلاع ثانوی مسدود است این هم از غافلگیر کننده بودن طبیعت است و طبیعی است که ادم نتواند موضع خوبی را اتخاذ کند در این فصل انسان به یاد مرگ ومردن و ذره ذره اب شدن می افتد  نمی شود از بین رفتن زیبایی درختان را که خودش زیبایی خاصی دارد ببینی ان وقت به یاد از میان رفتن انسان واب شدن او نیافتی انسان با رنجی این شکلی مواجه است وباید در این باره هم راه کاری بیابد .
اما ایا حقیقتا راه حلی برای فرار از رفتن ومردن هست ؟
انچه مسلم است انسانی را سراغ نداریم که بیش از 150 یا نهایتا 200 سال زندگی کرده باشد وما او را ببینیم که از مثلا 200 سال قبل تا کنون در کنار ما باشد وما را ازسالیان دوری که در ان زیسته  با خبر کند که اگر کسی بیش از این مقدار سن وسال را در کنار خود می یافتیم ان وقت به بودن تا ابد ایمان می اوردیم چه برسد به این که می بینیم در اطرافمان ادمها یکی یکی مثل شمع خاموش می شوند.اما هزاران ادم را در اطراف خود می بینیم که با خلق اثر از خود ،خود را جاودانه می سازند فکر می کنم رمز جاودانگی یا خلود وابدی زیستن در دنیا بر جا گذاردن اثری نیک در این دار فنا باشد برای اطلاعات بیشتر به کتاب جاودانگی اثر   میلان کوندرا نویسنده شهیر اهل چک مراجعه فرمایید .

Advertisements

سپتامبر 17, 2008

سونات پاییزی همکاری2 برگمان

Filed under: فیلم,فرهنگ — جهانگرد @ 10:53 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا
فیلم سونات پاییزی فیلمی در باره عشق ونفرت فیلمی درباره زندگی مدرن وجدید، نمونه ای از زندگی امروزی وتقابل ان با زندگی صحیح وحقیقی، فیلمی ستودنی مانند کارگردان وبازیگرانش.
فکر می کنم ادای احترامی به اینگرید کبیر بوده باشد ونیز به تصویر کشیدن گونار بیورنستراند درسکانسی کوتاهی در قطارنشانگر ابراز علاقه اینگمار بزرگ به او  می باشد .

خواستم به قولم وفا کرده باشم وانچه از فیلم وکتاب می خوانم و تماشا می کنم به معرض نمایش برای دیگران قرارداده باشم البته اسم وادرس وتوضیحات خودم در رابطه با ان اثر را به نمایش می گذارم تا شاید راهنمایی برای دیگران باشد .
فیلم مزبور ساخته اینگمار برگمان خداوندگار سینمای سوئد در سال 1978 می باشد که با بازی اینگرید برگمان،لیو اولمان ، گونار بیورنستراند و هالوربیورک می باشد که در مورد داستان ان در بالا صحبت کردم  و نمی خواهم چیزی از محتوا را بیش از این بیان کنم و من نقد و کالبد شکافی فیلم را هم نمی دانم و در توانم هم نیست لذا چیزی که برای من اهمیت داشته ودارد این است که فیلم ساخته برگمان است و من قبلا فیلمنامه ان را خوانده بودم و ندیده عاشق دیدنش بودم تا اینکه پا داد و دنیا براین منوال گردید که دیدن فیلم نصیب من شد که بسیار خوشحالم که انچه را که انتظارش راداشتم دیدم .
من یکی از دوستداران کشور های اسکاندیناوی مخصوصا بزرگترین ان یعنی سوئد هستم و به این کار گردان هم بیش از بیش علاقه مندم و فیلم های اورا برای خودم -فارغ از صحیح وغلط – در رده فیلمهای خاص وهنری دسته بندی کرده ام و از دیدن انها لذت می برم ممکن است کسی فیلم را تماشا کند و بگوید این حرفها چه فایده ای داشت این فیلم کسالت بار که اکثر صحنه ها در یک اپارتمان نسبتا بزرگ می گذرد چه مفهومی می تواند داشته باشد ؟ اما باید با نگاه برگمان همراه شوی تا بتوانی از فیلمش لذت ببری واین فیلم تنها فیلم برگمان با هموطن سوئدی اش اینگرید برگمان بزرگ در سالهای کهولت  و بیماری اوست چرا که وی در زمان بازی فیلم مبتلا به سرطان سینه بود و به نظرم کلوز اپ های طولانی از او به معنای ثبت ابدی این بانوی سینماست. من به شخصه از این اثر لذت بردم به دوستداران سینمای خاص اروپایی و دوستداران اینگرید برگمان و علاقه مندان اینگمار برگمان توصیه می کنم اگر تاکنون این فیلم را ندیده ای برای تماشایش عجله کنید بی ضرر ومعرکه است .

سپتامبر 13, 2008

دنیای گوردر در دنیای سوفی

Filed under: فلسفی,فرهنگ,کتاب — جهانگرد @ 8:40 ب.ظ.
Tags: ,

به نام خدا
دوست عزیزی بیان کرده بود که بیاییم در مورد فیلم وکتاب جدیدی که مطالعه می کنیم یا به تماشایش می نشینیم مطلبی بنویسیم وچند خطی درباره اش توضیح دهیم تا دیگران هم بتوانند در مورد ان اطلاعات بدست اورند وان را تماشا یا مطالعه کنند. بیاییم به این شیوه علاقه مندیهایمان را باهم تقسیم کنیم. این فکری زیبا وکار ساز است برای بالا بردن اطلاعات وبه روز بودن انها…
من هم به گفته وتوصیه ی این عزیز احترام می گذارم وان را انجام می دهم تا بتوانم خودم اولین نفری باشم که عملا به این توصیه عمل کرده باشم
خوب انچه می خواهم بیان کنم در مورد نویسنده وفیلسوف نروژی جناب» یوستین گوردر کبیر» است او متولد 1952 نروژ است وسالها در برگن نروژ فلسفه تدریس کرده  همو که مرموزانه 3000 سال را در 600 صفحه می گنجاند همو که برای همه فهم شدن فلسفه استین بالا می زند ودر این راه اولین نفری است که اقدام عملی می کند وبه نوشتن یک دنیای ساده وهمه فهم مشغول می شود در همین دنیا سوفی  وهیلده  دو دختر 15 ساله را دستمایه قرار می دهد تا البرتو کناکس فیلسوف انها را همراه با پدر هیلده از بیروت با فلسفه وساز وکار اندیشه وتاریخ اندیشه های فلسفی اشنا کند  ونام این دنیا که دریچه ای به سوی اگاهی وجستجودر کائنات است را دنیای سوفی نامیده است. این کتاب اولین بار در 1991 در کشورش چاپ شد ناگفته نماند که مباحث پیچیده فلسفه غرب را بی انکه مبتذل وبی ارزش شود با زبانی ساده شیوا وهمه فهم بیان و تشریح می کند وجالب اینجاست که دنیای سوفی یک رمان است، رمانی خوداموز، بسیط و روان در باره هستی وجهان وشاید علت محبوبیت جهانی ان همین بعد ان باشد.
من چاپ دهم را که زمستان 86 چاپ شده را دارم ومطالعه کرده ام همین که تصویرش را برای دوستان گذارده ام

این کتاب را «حسن کامشاد»از نسخه انگلیسی چاپ 1995 از انگلیسی به فارسی برگردانده ونباید ترجمه روان وخوش رنگ ولعاب اقای کامشاد را در شیوایی ورسایی این کتاب نادیده بگیریم که من شخصا از این ترجمه لذت بردم واز کتاب توشه ها برچیدم مطالعه ان را به همه دوستان توصیه می کنم.

سپتامبر 6, 2008

انتقاد

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 1:40 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا
انتقاد را در این جمله بیابید ومقام ومرتبه اش را لمس کنید.
محسن رضائی: انتقادات رفسنجانی از دولت از سر دلسوزی است
جمله بالا را روزنامه افتاب یزد16 /6/ 87 از اقای رضایی نقل کرده است
این بدان معناست که نوع دیگری از انتقاد هم داریم ان هم انتقاد از روی عداوت ودشمنی وپدر کشتگی با مسئولین است.
مثلا اگر من وشما به عنوان منتقد دولت بلند شویم و بگوییم این چه اوضاعی است که ما در این مملکت می بینیم برق نداریم با ان که صاحب ان همه سد و انرژی فلان و بهمان هستیم یا اگر بگوییم چرا در زمستان گاز نداریم ؟با ان که از تولید کنندگان برتر گاز در سراسر گیتی هستیم ؟ ما می شویم دشمن نظام و برانداز حکومت چرا؟ چون انتقاد کرده ایم و انتقاد یعنی چوب لای چرخ نظام اسلامی گذاردن است. حالا به قضیه از زاویه ای دیگر نگاه کنیم ما در سینما افرادی را داریم به عنوان منتقد فیلم که اصلا شاید در طول عمر کاریشان یک فیلم هم نساخته اند اما درمورد هر فیلمی که اکران می شود و بیرون می اید مطلبی انتقادی و نقادانه که بسیاری از موارد لحنی تند و تیزهم دارد ارائه می دهند حالا ایا درست  است جناب کارگردان بگوید نه اقای منتقد حق ندارد در مورد فیلم من صحبت کند او اصلا در حد و اندازه صحبت کردن در مورد ساخته من نیست او دارد سیاه نمایی می کند اودارد منفی گرایی می کند او به نقاط ضعف پرداخته و انها را بزرگ نمایی کرده او…
یا در عرصه ورزش که باز ترین عرصه و ازاد ترین عرصه در کشور اسلامی ماست دقت کنید ایا درست است اقای مربی به اقای فردوسی پور بگوید تو اصلا پایت به توپ خورده ؟ که این قدر صحبت می کنی اصلا از فوتبال سر رشته داری؟ که این مقدار با کمال پررویی کارهای مارا به باد انتقاد می گیری .
اگر برخورد با منتقد این چنینی باشد که به او به چشم خائن دشمن و یا اخلال گر بنگریم سنگ روی سنگ بند نمی شود تصور کنید من از جایی از نظام به ناحق انتقاد کنم و چیزی را که در نظام نیست به ان نسبت بدهم و انتقادی را ترتیب دهم این اقایان مسئولین بشنوند و در مورد حرف من تفکر کنند و مثل برنامه نود اقای فردوسی پور در شبکه تلویزیونی خودشان به شبهه یا انتقاد نادرست من پاسخ قانع کننده را بدهند در این صورت هم نادرستی حرف من مشخص می شود هم حسن نیت مسئولین وهم ازادی بیانی که در جامعه حاکم است .اما همیشه خلاف این را شاهد بوده ایم ودلیلش برمن مخفی مانده است.
اصلا چرا ما در ایران فقط در زمینه ورزش ان هم فقط فوتبال از دولتی سر اقای فردوسی پور می توانیم مراجع ذی ربط را نقد وبررسی کنیم ؟ ان هم در ورزش فوتبال.می بینیم که بسیاری از بازیکنان ومربیان به تیریج قبایشان بر می خورد که ای این اقا ما را زیر سئوال برده ابروی مارا برده به خدا و پیامبرش پناه می بریم و….
چرا نباید در سیاست هم مثل فوتبال تک تک اعمال سیاست مداران را زیر ذره بین نقد ان هم نقد ازاد از هر قید و بند ببینیم ؟ ایا این حق از داشتن انژی هسته ای برای ما ابتدائی تر وضروری تر نیست ؟
چرا باید اقای رضایی به انتقاد هاشمی رفسنجانی پوشش و پوسته خیر خواهی بزند تا در مورد اصل کلامش ایرادی از بالا دستان وارد نشود ؟ این جا در حقیقت چه خبر است ؟ ما در کجا تنفس می کنیم؟ ازادی اسلامی این است؟ این بود وعده خدا در قران که حکومت را به صالحان می سپاریم ؟ حقیقت هم این بوده روحانیتی که مردم به دنبال ان راه افتاد تا انقلاب کند بهترین ها بودند انهایی بودند که در حجره های تنگ و نمور به دنیا و مافیهای ان پشت کردند و تنها برای رضای خدا به درس و بحث پرداختند و در نهایت حاکمیت مملکت را بعد از مبارزه ای سرخ وخونین از دست شاه مخلوع که دیکتاتوری بد طینت بود و تمامی ابعاد قدرت را بین خود واقوام واشنایانش تقسیم کرده بود و طبقات مرفه و پا برهنه و مستضعف را بوجود اورده بود گرفتند و بر مسند حکومت به هر شکل ممکن تکیه زدند واخرش این شد که رفسنجانی که از اولین یاران و اولین روحانیان این انقلاب است به راحتی نمی تواند به انتقاد بپردازد و باید انتقادش رنگ خیر خواهی به خودبگیرد تا در امان بماند این چه ازادی وچه عدالتی ست؟  این مطلب را هر که می تواند برای منی که در این انقلاب نقشی نداشته ام و تنها میهمان ان بوده ام وثمره این انقلابم روشن سازد والا حرف همان است که امام این انقلاب در بهشت زهرا گفت که شاه و پدرش هردو غیر قانونی اند مجلس موسسان غیر قانونی اند وبرفرض هم قانونی باشند انها را پدران ما انتخاب کرده اند نه خود ما و ما از این ها مبری هستیم وخودمان را ازاین ها جدا می دانیم .
وبه دنبال انتخاب خودمان هستیم.

بدون شرح

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 12:02 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا
این تصویر را چگونه تفسیر کنیم ؟
لطفا ژانر این تصویر را بیان نمایید .
کمدی
پرنوگرافی
حادثه ای
دردناک

سپتامبر 4, 2008

خودکشی

Filed under: فلسفی,اجتماعی,داستان — جهانگرد @ 12:27 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا


در شیشه قرص را بست قرص ها را در لیوان اب ریخت و با قاشق هم زد نصف شیشه اکسپکستورانت هم در اب ریخت هم زد رنگ اب عوض شد اب از قرص وکپسول اشباع شده بود ان قدر هم زد تا مطمئن شود دیگر حل نمی شود هنوز مطمئن نبود دارد چه کار می کند می ترسید، درد نداشت می دانست اما می ترسید چرا که راه نرفته یا بهتر بگویم تنها راه نرفته عمر کوتاه اما پر مخاطره اش بود. در همین گیر و دار بود که  بنوشد یا بیشتر فکر کند  که تلفن زنگ زد. جواب بدهم؟ جواب ندهم؟ چه کنم حوصله ندارم؟ هرچه شد هر کی بود ولش کن. نمی دانست اصلا چه می خواهد نمی دانست کی هست؟ از کجا هست؟دوست داشت فراموش شود دوست داشت نباشد اما هر طرف می رفت نمی شد هر کاری می کرد با در بسته روبه رو می شدحتی هنگام خود کشی.
چرا خودکشی نمی کنم ؟چرا خود کشی نمی کنند ؟
اینها سئوالاتی بود که او متوجه خودش و دیگران می کرد و خودش هم جوابی برای ان نمی یافت.  خودکشی چند وقتی بود او را مشغول کرده بود که ایا مرتکبش شود یا خیر؟ شنیده بود البته از تلویزیون که می گفت: زندگی لذت دارد واین لذت زندگی است که مانع از خود کشی می شود اما او باور نکرده بود زندگی با این همه ابعاد سگی چه لذتی داشت ؟که او نچشیده بود وقتی به زن و شوهران جوان توی پارک و کافی شاپ ها نگاه می کرد می توانست این لذت بردن را حس کند اما او باور داشت انها خیال می کنند دارند لذت می برند او حقیقت را به شکل دیگری می دید او با خود می گفت این چه لذت زود گذری است ازدواج و رابطه جنسی نامشروع هر دویک چیزند و ان لذت زود گذر است لذتی که ادمی را می فریبد و در چنگال بدبختی قرار می دهد تا انسان مچاله شود خرد شود نابود شود بپوسد و بپکد .نگاه او تیره و تار بود اما او می دانست که تفکرش حقیقت دارد این خیال نیست این گمان نیست به ان ایمان دارد . گرچه سیاه و تاریک تلخ بد منظر باشد اما واقعیت است.

سپتامبر 2, 2008

فیلم ونقد وبررسی

Filed under: فیلم,فرهنگ — جهانگرد @ 11:47 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا
چند پست قبل در مورد دیدن فیلم ومطالعه درباره ان صحبت کردم بعضی از دوستان گفتند: بابا طرف می خواهد اخر هفته اش را پر کند جلوی تلویزیون دراز می کشد یک فیلم می بیند و بلند می شود می رود دنبال کارش.  در ایران اساسا وقت مطالعه و دل و دماغ این کار اون هم در مورد یک فیلم وجود ندارد .
خیلی حرف های صحیح و منطقی از طرف دوستان بیان شد چرا که این ها واقعیت های جامعه ایرانی است که اهل مطالعه نیست واین که به دنبال خواندن یک نقد یا یک اظهار نظر تخصصی به دنبال مشاهده فیلمی باشیم رویایی بیش نیست. اما ایا این روند به نفع این ملت و مملکت است ؟ ایا فیلم برای گذران وقت و شیرین نمودن اوقات فراغت خلق شده است ؟حقیقتا نمی دانم چرا تک بعدی به اطراف می نگریم ؟!در کشور ما در روز نیمه شعبان فیلم کمدی با بازی هارولد لوید سالیانی پخش می شد همان فیلمی که هارولد در ان از یک ساختمان بلند در امریکا بالا رفت و شنیدم این کار را بدون بدل کار انجام داد اری این نگاه مقامات و سران و گردانندگان صدا و سیمای این مرز و بوم بوده و هست که در روز عید فیلم کمدی پخش کنند که هنوز هم از این سیاست ها در پیش رو داریم.فیلم کمدی که بیانی تلخ دارد و خنده ای زهر اگین برای بیان پدیده های زشت اجتماعی و سیاسی  را برلب مخاطب می نشاند در روز عید سعید چه و چه پخش می کرد . جای تاسف است اینها خاطرات دوران خردسالی من بود که در  اعیاد ملی و مذهبی به دنبال این فیلم های شادی اور _بدون فهمیدن مفهوم فیلم _لحظه شماری می کردیم امروز هم که بیست سال از ان ایام سپری شده وبیست سال به جلو رفته ایم هنوز رویکردهایی مانند بیست سال قبل داریم .
در ان زمانها بیاد دارم که برنامه هایی تحت عنوان کمدی کلاسیک که به بررسی سینمای کمدی و کارکردها و رویکردهای ان داشت ان هم در روزهای تعطیلات عید پخش می شد و به قصابی کردن فیلمها می پرداختند و موذیانه از میان فیلمی دو ساعته یا یک ساعت و نیمه از لورل هاردی واستند لورل یا چاپلین و یا بسیاری دیگر از کمدین های کلاسیک سینما یک ربع تا بیست دقیقه را به نمایش می گذاشتند وان هم لحظات بی خطر اما سرخوشانه فیلم بود .ناگفته نماند که باز در ان میان توضیحاتی را مجری برنامه_جمشید گرگین _ برای  پر شدن برنامه و هم برای اطلاع رسانی درمورد سینمای کمدی برای مردم باز گو می نمود .جالب الینجاست که امسال هم مانند همین برنامه را ازسیمای جمهوری اسلامی شاهد بودم البته بدون مجری وتوضیحات کسل کننده وبی ربط وغیر لازم او .
از سینما و مطالعه در ان صحبت به میان اوردم تا به این مهم برسم که سایتی در زمینه فیلم اخیرا راه اندازی شده که بعضی از گردانندگان ان را که از جوانان عاشق سینما و هنر هستند می شناسم و سایتی وزین و چشمگیر است که من در پیوند ها ان را با نام خودش سرزمین فیلم معرفی کرده ام سایتی که در زمینه نقد نویسی من به ان مراجعه کردم و در باره فیلم پرتقال کوکی مرحوم کوبریک کبیر نقدی را ارائه کرده بود که به کارم امد .من واقعا مثل این حر کتها را مفید می دانم چرا که اگر نجنبیم  و تکانی نخوریم در بر همین پاشنه خواهد گردید و وای بر ما که ایراد کارمان را بدانیم و با تنبلی و عدم پی گیری و نشستن، حسرت کشورهای پیشرفته و متمدن دنیا را بخوریم .
جوانان پاریس در می 68 به دنبال مطالعه واگاهی در سینما تک به بحث و نقد وبررسی می پرداختند و اگاهی را حق خود می دانستند که به خاطر ان انقلاب فرهنگی عظیمی در اروپای ان زمان به راه انداختند والا اگر در مطالعه مثل ما ایرانی ها شل وبی حال بودند که نمی توانستند این انقلاب را به پا کنند و نمی توانستند این تغییرات را بوجود بیاورند . دانستن واگاهی حق ماست وباید برای این حق مسلم هم مثل دیگر حقوق مسلم به پاخیزیم .

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.