جهانگرد

ژوئیه 23, 2008

کتابخانه

Filed under: فرهنگ,کتاب — جهانگرد @ 5:55 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا

کانزبری اگر درست تلفظ کرده باشم شهری در جنوب شرقی نروژ است که دارای کتابخانه معروفی می باشد که شاهد تصاویر ان هستیداین کتا بخانه را که درفیلم شاهد بعضی از کارکردهای ان هستیم از کتابخانه های معروف دنیا می دانند که شامل ققسمت های مختلفی می باشد ونیز کارکردها و مناسبت هایی را هم به همراه دارد که من متاسفانه از زبان نروژی که توضیحات به ان زبان است سر در نمی اورم لذا من از دوستانی که می توانند کمک کنندعاجزانه در خواست می کنم ،دوستان کم لطفی نفرمایید در این مهم ما را یاری دهید که عرصه کتاب پهنه وسیعی از جامعه را شامل می شود و ما در این صورت قدم مثبتی را برای اصلاح این مهم برداشته ایم.

در کامنت هایی که برای این فیلم گذاشته شده کتابخانه مزبور را هشتمین کتابخانه از ده کتابخانه برتر دنیا شمرده است

اگر کسی به زبان فیلم اشنا بود برای ما از گفته هایی که گفته می شود ومی توانست بگوید مطلب جالبی می شدچرا که ظاهرا گوینده به معرفی فعالیتهای این مرکز می پردازد .

اما جالب اینکه در فیلم مشاهده می کنیم قسمتی برای فیلم وموسیقی وکتاب های صوتی در نظر دارند قسمتی برای کتابخوانی برای بچه ها که این در ناخوداگاه ذهن بچه انس با کتاب را ذخیره می کند و ما متا سفانه از این مدل های کتابخانه وفعالیت هنری فرهنگی دور هستیم مخصوصا برای ملت کتاب نخوان ما کتاب صوتی می تواند جبران کننده باشد که من از اینجا به رادیو فرهنگ شکوایه وگله می کنم که این رادیو در هر شب راس 11:30 به روایت شب می پردازد ورمان وداستان کوتاه برای مردم قرائت می کند که نسبتا بی نظیر است گله من اینجاست که چرا ما نمی توانیم این برنامه ها را دانلود کنیم؟ ودوباره وچند باره گوش دهیم الان تا جایی که من خبر دارم برنامه 1100 به بالا را درحال اجرا هستند واز نویسندگان معروف ونامدار دنیا کتاب خوانده اند اما مردم را اسیرکپی رایت نموده واجازه دانلود نمی دهند ایا این قدمی مثبت

در روند اصلاح این معضل فرهنگی نیست ؟

علاوه بر این ها کتابخانه به منابع اینترنتی مجهز است ونیز وسایل کمک اموزشی برای اموزش بچه ها روایتی از پیامبر خدا امده که فرمود :علم ودانسته های کودکی مانند نقشی که برسنگ حکاکی شده است پایدار وهمیشگی است تصورکنید بچه از ان سنین در کتابخانه می اموزد و 1- چقدر فرهنگی بار می اید2-چه مقدار مانوس باکتاب می شود 3- پاتوق او، یاراو، فراغتش واستراحتش کتابخانه خواهد بود4-تا سنین بالاتر هم اگر مشغله زندگی داشت باز به کتاب رو می اورد حتی درگرفتاری زندگی چنین ادمی که به کتاب اعتیاد دارد از وقت مرده اش واز وقت پرت خود برای کتاب مایه می گذارد واهتمام می ورزد 5- چه بسا چنین افرادی از اوقات خود برای مطالعه بدزدند برای خواندن مطلبی از خرید رفتن وکارهای دیگر بزنند تا به مطالعه بپردازند.

Advertisements

ژوئیه 22, 2008

قبرستان

Filed under: فرهنگ,هنر — جهانگرد @ 8:31 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا

در اخبار امده بود که گورستان ظیر الدوله که مدفن بسیاری از اهل هنر وادب این مرز وبوم است در حال تخریب و از بین رفتن است

گورستان هایی در دنیا موجود است که مشاهیر در انجا جمع می شوند البته ناخواسته  واز جمله مهمترین انها می توان پر لاشز فرانسه به حساب اورد. در این قبرستان که در پاریس واقع شده است بسیاری از هنرمندان ونویسندگان جهان ارمیده اند که دوتن از نویسندگان ایرانی که صادق هدایت وغلام حسین ساعدی باشند در انجا ارامش ابدی را یافته اند.

مقصود من از این روده درازی ها همانا نهیب زدن به خودمان است که در کجا وکدامین هوا نفس می کشیم پر لاشز راببینیم وظهیر الدله را پرلاشز را ببینیم وقطعه هنرمندان که درسایت رسمی بهشت زهرا جایی ندارد.

مسئولین باید دررابطه با اهمیت دادن به هنر وهنرمند کاری کنند والا این کم اهمیتی انان منجر می شود به انزجار عمومی که در تشییع پیکر مرحوم شکیبایی مردم وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی را هو کنند وابراز انزجار کنند حقیقتا باید بیشتر دقت شود وزیر حقش بود که مورد نفرت قرار گیرد چرا ایده ال او حذف سینما از جامعه است شما را به خدا ، شما و وجدانتان ایا این درست است که وزیر ارشاد چنین بگوید ان هم برای اردوی دانشجویانی که در ان اردو فعالیت سیاسی می اموزند !!!!

حکومت از طریق نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه سیاست ورزی ورویکرد سیاسی را اموزش می دهد واز اموزه های ان نبود وحذف سینما از صحنه فرهنگ است .

خدایا این حکومت را درهم شکن

ژوئیه 19, 2008

خدا حافظ رفیق

Filed under: مناسبت,هنر — جهانگرد @ 1:08 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا

من هم ناراحتم ودوست داشتم نمی شنیدم یعنی روزی که شنیدم هرگز فرانمی رسید اگر مرگ ما که تولد ماست در جهانی دیگرفرابرسد قطعا مرگ کسانی را که بعد از ما زنده میمانند را نمی بینیم ولحظه تلخ شنیدن خبر مرگ انها را که تلخ وناراحت کننده است نمی چشیم کاش هرگز لحظه شنیدن خبر مرگ وتولد دوباره خسرو شکیبایی را نمی شنیدم او برای من رفیقی بود رضا صباحی عمرم قد نمداد تا حمید هامون را درک کنم وبفهمم گرجه دیده بودم اما صباحی وصباحی های سریال سبز خانه سبز برمن اثرات مثبتی گذارد ومحور این اثر گدذاری رفیق خسرو شکیبایی بود که با شکیبایی خاص خودش در من اثر گداری کرد واموخت بسیاری از رموز زندگی را .

حیف وصد حیف که مرگ او را شنیدم واو را که تا درخشیدن بیش از این جا داشت از دست دادیم حالا همه از او به نام حمید هامون نام می برند من هم به دیدن این فیلم وهنر اوهمت می گمارم تا ببینم خسرو چه قدر بزرگ بود

خداحافظ خسرو ان هم از جنس خداحافظی رضا کیانیان عزیز

ژوئیه 16, 2008

کتاب

Filed under: کتاب,اجتماعی — جهانگرد @ 2:50 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا

کتاب باید در همه جنبه های زندگی وارد شود وهمیشه ومداوم باید با کتاب سر و کار داشته باشیم به اینجا نگاه کنید!

من به تفحص در بین کشور های پیشرفته دنیا مشغول شدم تا به نتایجی در زمینه کتاب وکتاب خوانی واهمیت کتاب برسم چرا که دولت فخیمه ادعا هایی دارد که فلان جای اسمان را پاره می کند احمدی نژاد در نطق تلویزیونی گفت بازدید کنندگان نمایشگاه نشانگر کتابخوانی مردم ماست اما نگفت چه تعداد برای گذراندن اوقات فراغت و یافتن دوست به نمایشگاه رفته بودند وچه تعداد تنها برای خرید کتب درسی و کنکوری به نمایشگاه رفته بودند عکسی که درمقابل مشاهده می کنید کتابخانه مدرسه ای در سوئد هست با مدل داخلی مقایسه کنید

ناگفته نماند تمامی دوستان خارج از کشور مورد خطاب من هستند مخصوصا انهایی که به انها اعلام کردم وتقاضای کمک کردم که بیایید و درباره کتاب مطلب بنویسید تا ما ثابت کنیم ملت ما سرانه مطالعه اش تا جه اندازه است اما کسی پاسخ نداد و بعضی هم قول سر خرمن دادند و رفتند که رفتند عزیزان این کتاب و اگاهی در بالا رفتن فرهنگ و اندیشه بسیار تاثیر گذار است و ملت ایران با ملل با سواد و کتاب خوان فاصله دارند و من این را درک می کنم اما به دنبال راه حل می گردم وبلاگ نویسان عزیز بیایید خودتان و فامیل و دوست و اشنایانتان را به خواندن کتاب توصیه کنید و بر این امر پا فشاری نمایید و هرکس در توان دارد بجای بازی وبلاگی در این زمینه مطلب بنویسد و برای من ادرسش را ارسال نماید و یا اگر مطلبی در گذشته نوشته ادرسش را به من بدهد تا شاید کاری از پیش ببریم من خواهش دارم دراین امر همکاری کنید و لو یک خط یا یک تصویر می تواند برای کار تبلیغی در زمینه کتاب مفید باشد قضیه را بیش از پیش جدی بگیریدمتشکرم

عمه فیلسوف

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 11:05 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا

در راه فرودگاه تا منزل در ماشین با عمه گپ می زدیم

گفتم: خوب عمه چه خبر از اون ور اب؟

گفت : سلامتی عمه جان، همه جا اسمون همین رنگه

عمه تازه سر شصت سالگی رو می کند به ما و می گوید :من همش میگم خدایا چرا اصلا ما رو خلق کردی که بعدشم باید از این دنیا بریم ؟!

سعی می کنم جوابی به حرفش بدهم اما خودم هم می دانم این جواب خودم را قانع نکرد چه برسد اورا!

در هر صورت با شوخ طبعی و خوش رویی جوابی می دهم اما سئوال او را که درباره وجود است در وجود خودم عمیق تر می یابم چرا که حقیقتا معتقدم زندگی چیز خاصی به دنبال ندارد امده ایم ادم خوبی باشیم و برویم پاسخ خوبی مان را بگیریم یا بالعکس ادم بدی باشیم و رهسپار دیار بدان یعنی جهنم شویم خوب اینها یا از ابتدا معلوم بوده یا نه. اگر معلوم بوده که نیاز به ازمایش نداشته اگر نامعلوم بوده که معلوم شدنش دردی را دوا نمی کندجز رنج بشر .

نه ،عمه داغ دلم را نیامده تازه کرد باید در میان نوشته ها و اندیشه های فلاسفه غور کنم و ببینم چه نوشته اندشاید چیزی برای تسکین دل داغ دارم یافتم . اما خیلی را عقیده بر این است که این طوری هم به جایی نمی رسی! چرا که فلاسفه هرکدام تنها خودشان را قبول دارند تو هم که نمی توانی جمع اضداد کنی و همه را قبول کنی ونه می شود مقلد شوی که باز همین اش است و همین کاسه بلکه تو باید فیلسوف شوی. یعنی باید من هم ببافم؟! و بگویم بپوشید ببینیم به قامت انسانی تان راست می اید یا خیر؟!

وای مالیخولیا، تف بر توهم، تف برشیطان ،اصلا تف بر…

ژوئیه 15, 2008

ايران اباد ومردم نا شکر

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 7:29 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا

شب گذشته دوشنبه_ شب سه شنبه_ ساعت 10 تا 11:10 جناب ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در چارچوب صفحه تلویزیون ظاهر شدند ودومرتبه در مورد مسائل اقتصادی دوره تکمیلی برای مردم اجرا فرمودند تا این مردم بحران زده را به نحوه اداره کشور اشنا کنند .

من هم مثل مات زده ها تا جایی که می فهمیدم با تعجب می گفتم نه بابا!چی می گی!!وتا انجا که نمی فهمیدم سکوت می کردم تا ببینم این مرد چه می گوید. درد سرتان ندهم همینطور می دیدم تا بفهمم و صحبتهای عالمانه اش را درک کنم . من فکر میکنم شاید، شاید اقای رئیس در دوران دانشجویی علاقه مند به رشته اقتصاد بوده و نشده که به مطالعه در این رشته بپردازد لذا امروز اثار ان علاقه و اثار ان عدم موفقیت در این رشته را در گفتار و رفتار او می بینیم. او دائم از اقتصاد حرف می زند و مباهات می کند که با 100 دقت کنید 100 نفر از دانشمندان و اساتید اقتصاد نشست داشته به به!!

چی از این بهتر که 100 نفر از اساتید این رشته محبوب رئیس جمهور با او نشستند مثل کسی که با معشوقه اش که سالها در عشق او می سوخته بخواهد شبی بخوابد چه لذتی وصف ناکردنی .

بگذریم از فرهنگ می گفت از موفقیت های فرهنگی هنری و کتاب و فیلم که البته فرمود: در فیلم ما به مطلوب نرسیدیم اما ریشه هایی غیر فرهنگی اینجا هست.در مورد کتاب گفت ما دائم در شهر های مختلف نمایشگاه برپا می کنیم به شکل گردشی در سراسر ایران نمایشگاه کتاب داریم اما نگفت موضوع این کتب چیست ؟ نگفت مطالعه کنندگان چه کسانی هستند ؟! نگفت اثار این مطالعه در کجا دیده می شود؟ واساسا چرا ما این شکلی هستیم؟!! در مورد رسانه ها هم در افشانی کرد اما روزنامه وجراید را در سایه رسانه ملی مخفی نگه داشت و به دومجری مزدور _ یا بهتر است بگویم دو مجری که از قبل برای انها برنامه داده بودند که چگونه بپرسند وکجا توقف کنند وکلا گیر ندهند_ اجازه نداد که ادامه دهند و بپرسند که پس محل روزنامه و جراید چه می شود بابا ازادی بیان درمملکت در چه حدی است ؟!!!

عرض به حضور انورتان دوستان اقای رییس جمهور ان قدر از گفت وگفت که من در این 2 سال وده ماه چنین کردم وچنان کردم انقدر از هنر نمایی ها و زیبایی کار خود گفت که من یک ان خیالاتی شدم و وهم برم داشت که ایران در مقام سیاسی فرهنگی اجتماعی اقتصادی در حد دانمارک و سوئد و المان قرار دارد وچشمان نابینای من ایران را در رده پس از زیمباوه تنها در تورم اقتصادی می بیند حالا بقیه عرصه ها بماند

نمی دانم کجا زندگی می کنم نمی دانم که رییس جمهور این مملکت کیست اورییس جمهور است رییس من که جدای از جمهور هستم نیست من به این اقا رای نداده ام وامروز افتخار می کنم که چنین کسی را برای حکومت بر خودم بر نگزیدم و الله اکبر از این همه تزویر و این همه دروغ و کذب همانطور که روزنامه ای را به سبب کذب وتشویش افکار عمومی می بندند و لغو امتیاز می کنند کدامین مرجع قانونی باید این عنصر کذاب وتشویش اذهان_ البته به شکل مثبتیعنی امید واهی _ را ببندد ولغو امتیاز کند.

من سیاسی نیستم چرا که الودگی سیاست را بسیار بالا می دانم ونمی خواهم دامن تر کنم به این الودگی اما دوستان وقتی رییس جمهور و همکارانش می گویند که بله ما 70% اراذل و اوباش را جلب کرده ایم و امنیت در مملکت فرش گسترانیده اقا قسم تورا باور کنم یا دم خروس را ؟!!!! امروز که این سطور را رقم می زنم در استانه میلاد علی پسر ابوطالب علیه سلام هستیم او که تاریخ از او به عنوان عدل مجسم نام برده اوکه ازادی بیان در حکومتش در بالا ترین حد موجود بود تا جایی ازادی سیاسی به مردم اعطا فرموده بود که اگر می گفتند تو را نمی خواهیم با یک رفراندم حکومت را تحویل داده و عطایش را به لقایش بخشید رییس جمهور ما و سران ما که خود را پیرو ان امام همام می دانند ایا سزد که به اواقتدا کنند؟

ژوئیه 6, 2008

هنرمند متعهد

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 6:22 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا
خوب به صحبتهاي اقاي کيانيان در اين بخش زنده خبري توجه کنيد
بله جوابهاي تند وتيز جوابهاي رک و بدون هرگونه چاپلوسي و…..هنر مند متعهد اين است اين که خودش راقرباني مي کند تا به مقصد وتعهدش برسد گفتم قرباني هنوز ،اقاي کيانيان است وخبري مبني برمرحوم کيانيان منتشر نشده اما از فاشيست جماعت بعيد نيست که در کار کرد هاي اقاي کيانيان خلل وارد کند اما به هر حال در12 تير 87 ساعت 20در بخش خبري زنده شبکه 4 سيماي جمهوري اسلامي حرفش را زد.
چه مي شد اگر چنين تعهدي نزد همه هنرمندان بود وهمه با هم به اعتصاب يا تقاضا ويا هر چيزي که به رسيدن اقاي کيانيان درزمينه تئاتر سينما تلويزيون وکتاب کمک مي کرد وايشان به خواسته هايش دست مي يازيد در اين حالت ما خيلي فرهنگي تر از امروز بوديم وملتي پيشرفته تر بابا به کي بگويم پيشرفت،تنها پيشرفت هسته اي يا نانوتکنولوژي يايکسري اسم قلمبه سلمبه نيست پيشرفت ان است که درسلوک اجتماعي ما ايرانيان تغييري تحولي يا چيزي چشمگير ايجاد شود.
نکته: صحبتهاي اقاي کيانيان بعد از 10 الي 15 دقيقه بعد از شروع بخش خبري است با اسکرول پايين نمايشگر ان را بيابيد و بگذاريد لود شود و تماشا کنيد و لذت ببريد.

ژوئیه 5, 2008

کوتوله

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 9:18 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا
کوتوله را خواندم منظورم کتابی با این نام است اثر پر لاگرکوئیست نویسنده سوئدی .
کتابی در مورد جنگ وعشق وحقایق زندگی وهمه این مسائل را به شکلی برهنه وواضح وبادید خودش معرفی کرده لاگر کوئیست 1891 در سوئد به دنیا امد ودر 1974در استکهلم از دنیا رخت بربست
این کتاب را در ایران نشر چشمه به چاپ رساند وترجمه زیبا و روان استاد حسین گلابیان زینت دهنده و امکان بخش مطالعه این کتاب است
خواندن این اثر را به دوستداران ادبیات خارجی توصیه می نمایم.

ژوئیه 2, 2008

مرید ومراد

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 3:27 ق.ظ.
Tags:

راه پیروزی شما همین است ….
کی گفته تنها راه همین است شما این طور تصور می کنیدبرفرض ما هم که نمی دانیم ایا راه دیگری هم هست یانه؟پس اینها همه تصورات شماست که به خورد ما می دهید
همه شما با اراده خودتان پا در این  میدان گذارده اید….
 بله بله بله هزاران بار بله خودمان با پای خودمان پا در این راه پر فراز و نشیب گذارده ایم کاش نمی گذاردیم که این بله اول تا اینجا ما را عنتر و منتر خودش کرده
 کسی که خودش امده مختار است نه مجبور پس اعتراض برای چی ؟! جایی برای اعتراض و سر باز زدن نمی ماند اگر من شما را مجبور می کردم بله حق داشتید اعتراض کنید اما خودتان خواستید در این راه پله های ترقی را بالا بروید و بالا رفتن این است که اطاعت کنید. فرمود : «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم «خوب معنی را هم که طبیعتا باید بدانید خدا و پیامبرش و ولی امورتان را اطاعت کنید تا به سر منزل مقصود برسید غیر از این است عزیزان !
خوب توجه داشته باشید که …
بالا رفتن از این نردبان ترقی را انتخاب کرده ایم اما دیگر مختار نیستیم چه اختیاری برای لحظه لحظه زندگی مان حضرت اقا برنامه ریزی می کند چه بکنیم چه نکنیم کی بیدار شویم کی بخوابیم و…تماما در اختیارش باشیم تا به نتیجه مطلوبش برسیم خوب شکی نیست که می رسیم اما به چه قیمت؟ با چه هزینه ؟این شد زندگی؟ این که عین مردگی است. بابا ،من دلم می خواهد در این راه پا بگذارم اما دلم نمی خواهد مجبور باشم و لو لحظه ای او باید به ما ازادی عمل دهد چون خودمان امده ایم حق اعتراض نداریم ؟! کی گفته؟ ما امده ایم حق اعتراض هم داریم چرا نداشته باشیم ؟! اصلا مگر ما میوه هایی هستیم که به کارخانه کمپوت سازی وارد می شوند که وقتی از کمپوت سازی خارج می شوندهمه به صورت قوطی های فلزی یک شکل و اندازه در امده اند؟ هان… 
در حالی که حضرت اقا صحبت می کرد در خودم فرو رفته بودم و به حرف هایش گوش می دادم و با خودم در ذهنم جواب صحبت هایش را می دادم
او هم که من را از داخل جمع ادمی ناراحت نسبت به برنا مه هایش می دانست هر از چند گاهی با چشم و ابرو نگاهی معنادار و متفاوت به من می انداخت و سعی می کرد با ابروانش و تنگی و گشادی چشمش به من حالی کند که متوجه این تکه از کلامم باش
با خود در این لحظه می اندیشم که خوب است پاسخ به صحبت هایش را از ذهنم به زبانم جاری کنم  در این وقت است که پیروزم و واقعا معلوم می شود که مجبور نبوده و نیستم ای ازادی ای ازادی توچه چیزی هستی که اگر لحظه ای نباشی نفس تنگی پدر ادم را در می اورد.

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.