جهانگرد

ژوئن 30, 2008

BBC vs PRESS TV

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 8:15 ق.ظ.
Tags:

 

به نام خدا                     
شبکه جهاني BBC قصد دارد شبکه تلويزيوني فارسي زبان راه اندازي کند.  تادر کشور هايي مثل ايران ،افغانستان وتاجيکستان و همچنين قسمتهايي از هند و پاکستان و بخشهايي از ترکمنستان و اذربايجان به پخش برنامه به زبان فارسي بپردازد. و درميان اين کشورها ايران،افغانستان و تاجيکستان بيشترين جمعيت پارسي زبان را در خود جاي داده اند .
در اينجا اين سئوال مطرح است که چرا اين سه کشور خود به فکر راه اندازي تلويزيون مشترک نيفتادند؟! بايد در جواب گفت:چرا اينها بعد از شنيدن زمزمه هايي مبني بر راه اندازي BBC فارسي با عجله به اين فکر افتاده و توافق نامه هم امضانمودند.امسال عيد متکي وزير امور خارجه به تاجيکستان رفت تا بر سنتهاي فارسي و ايراني بين کشورهاي منطقه پا فشاري کند و ضرغامي رئيس صدا و سيما هم به تاشکند رفت و توافق نامه امضا نمود تا تلويزيون مشترک برپا کنند اما تلويزيون فارسي BBCکجا و تلويزيون مشترک ما کجا . چرا که ما به ظاهر با هم، فرهنگ مشترک داريم و در باطن نمي توانيم فرهنگ ازاد – البته به نسبت ايران – را دران کشور ها تاب بياوريم ايا دختر تاجيکي اگر انطور که در کشورش مي گردد در تهران باشد طرح امنيت اجتماعي ومبارزه با بد حجابي او را از توي خيابان جمع نمي کند؟! خوب اين يعني تفاوت فرهنگي .
ما هنوز به ياد داريم دختر ونزوئلايي با تاپ کوتاه بالاي ناف کنار رئيس جمهورمان ايستاد و عکس گرفت بله ما حتي با ونزوئلا هم که اين وضع را دارد مشترکات فرهنگي داريم و مي گوييم موسي به دين خود عيسي به دين خود اما در داخل کشور از اين پدر سوخته بازي ها نداريم بله دختر تاجيک هم محترم است تازماني که درمملکت خودش باشد و نام، تصوير ،روش و سلوکش به اين مرز وبوم نيايد که مي شود مصداق بارز تهاجم فرهنگي ما گفته ايم نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي.
مخلص کلام اينکه تلويزيون مشترک وسيله اي است که از ان مي شود به جاي کلمه سانسور هم استفاده کرد چرا که کلي اصلاحيه به برنامه هايش مي خورد تا بشود براي ايراني جماعت پخش شود وتلويزيون BBC از اين اصلاحات و تفاوت هاي فرهنگي چيزي را در بساط خود نمي اورد اما شيطنت هايي را هم انجام مي دهد که به ضرر سه ملت خواهد بود که تاريخ رسانه اين مسئله را نشان داده و هنگامي که ما عرضه ارائه برنامه مشترک نداريم طبعا غرب براي ما برنامه نويسي خواهد کرد.
اما نبايد  پيشرفت رسانه اي ايران را -البته نسبت به سالهاي گذشته خود ايران – ناديده گرفت که شبکه پرس تي وي را ه اندازي نمود همانکه امروز يک ساله شد واينکه چطور برنامه سازي مي کند را بايد مخاطبان ان بيان نمايند.
به هر حال ايران را با غربي ها در زمينه رسانه در حال جنگي کاملا اشکار مي بينيم چرا که ايران به ساخت برنامه وشبکه به زبان انگليسي وغربي ها به ساخت برنامه وشبکه به زبان فارسي مي پردازند واين نشانگر دروغگو پنداشتن طرف مقابل است واين جنگ همچنان ادامه دارد ايا اين جنگ تمدن هاست يا گفتگوي تمدن ها ؟
                                                           

 

Advertisements

ژوئن 25, 2008

تهران امروز

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 6:38 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا

خبرگزاري فارس در گزارشي به نقل از وزارت کار و امور اجتماعي دولت محمود احمدي‌نژاد، از اعلام انحلال انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران از سوي مقامات اين وزارت‌خانه خبر داد.
پروانه انتشار روزنامه تهران امروز به دليل انتشار مطلبي در ويژه‌نامه خود که طي آن کارنامه مالي و اقتصادي دولت احمدي‌نژاد را مورد انتقاد قرار داده، از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات لغو شد. اگرچه اين هيأت، دليل لغو پروانه را افترا و فقدان شرايط انتشار اعلام داشته است .
بله اين روزنامه لغو پروانه شد واصلا يکسره کارت قرمز گرفت امروز در ايران اين چنين مطبوعات و انجمن صنفي انان -بخوانيد خانه تيمي مخالفان نظام- بسته وپلمپ مي شود در اينجا قصد دارم به گفته هاي امام موسي صدر که خدا حفظش کند اشاره کنم
اما صدر رهبر معنوي و سياسي و اجتماعي لبنان در31 مي 1966مطابق با 10 خرداد 1345در هفتمين روز کشته شدن کامل مروه روزنامه نگار لبناني سخناني را درپاسداشت ازادي ايراد کردند که به بخش هايي از اين سخنراني اشاره مي کنم :

«…..مطبوعات با نظارت بر جامعه و ارکان ان و با جهت دهي به دولت و حاکميت و نهادها و با مشارکت درساماندهي اقتصاد و سياست و کوشش و تصحيح امور جامعه در حقيقت به جامعه بشري و محيط انساني نظم مي بخشد ….. برادران ازادي مهمترين ساز و کار فعال کردن همه توانايي ها و ظرفيت هاي انساني است هيچکس نمي تواند در جامعه محروم از ازادي خدمت کند و توانايي هايش را پويا و موهبت هاي الهي را بالنده سازد ازادي يعني به رسميت شناختن کرامت انسان و خوش گماني نسبت به انسان،حال انکه نبود ازادي يعني بدگماني نسبت به انسان و کاستن از کرامت او .کسي مي تواند ازادي را محدود کند که به فطرت انسان کافر باشد… ازادي حق روزنامه نگار است که جامعه اش بايد به او پيشکش کند ازادي خدمتي است به روزنامه نگار تا کار خود را به انجام رساند و خدمتي است به جامعه تا همه چيز رابداند. صيانت  از ازادي ممکن نيست مگر با ازادي . ازادي برخلاتف انچه مي گويند هرگز محدود شدني نيست و پايان يافتني نيست و در حقيقت ازادي کامل عين حق است حقي است از جانب خدا که حدي بران نيست … اگر بخواهيم ازادي را تعريف کنيم بايد بگويم که ازادي رهايي از ديگران و رهايي از نفس است اگر ازادي را اينگونه تعريف کنيم ديگر معتقد به حد ومرزي براي ازادي نخواهيم بود … برادران ،روزنامه نگار نبايد مرود اهانت و تحت فشار قرار گيرد نبايد به فقر و نداري بيفتد و نبايد در معرض تهديد و زور واقع شود …»
اينها نمونه هاي دستچين شده من بود از سخنراني مردي بزرگ و متفکري بي نظير که لبنان خود را به او و افکارش وامدار مي داند اگر مي خواهيد او را بشناسيد در زنگي و افکارش مطالعه کنيد و از مردم لبنان از او بپرسيد. با دقت در کلمات بالا تامل کنيد وتفاوت سيره عملي روحاني ان زمان در لبنان را با حاکمان روحاني اکنون در ايران مقايسه کنيد .
اين سخنان امام صدر از کتاب اديان در خدمت انسان چاپ موسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر پاييز 84 انتخاب شده است .

ژوئن 23, 2008

فیلم

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 9:04 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا


از ساز وکار های فیلم وسینما روشنگری هم هست واساسا سینما به عنوان یک هنر می تواند انسان را بسوی بهتر دیدن وعمیق نگاه کردن وتجزیه وتحلیل مسائل اجتماعی وسیاسی وا بدارد واگر سینما این کار را هم بکند برگ زرینی بر کار کردهای خود افزوده واین افتخار را نصیب خود کرده که می تواند در اجتماع ومسائل مربوط به ان دخیل وتاثیر گذار باشد .
امروز فیلم انیمیشن «مزرعه حیوانات» اثر «جرج اورول» را دیدم انیمیشنی متفاوت و مخصوص بزرگسالان، انیمیشنی روشنگر در رابطه با انقلاب ومفاهیم انقلابی اگر کسی این کتاب را خوانده باشدخواهد دانست که این کارتون رنگ و رو رفته وتک بعدی و قدیمی با کیفیت پایین نسبت به شرک امروزی چه روشنگری ها وچه پیام هایی را در دل بزرگ خود جا داده است اثر اورول را وقتی خواندم و امروز در غالب کارتون دیدم بر عظمت فکر و موشکافی دقیق اورول ایمان اوردم این اثر شاید در نقد سوسیالیسم و حکومتی اشتراکی نگاشته شده باشد اما در جوامع امروزی الگوی بسیار بزرگی بدست می دهد ودر مورد خود کامگی های  حکومت ها افشاگری می کندامروز روزی است که ما در ایران نیازمند اگاهی وشناخت ومطالعه دقیق وریشه ای هستیم و نباید هر مورد یا مسئله ای را تنها باشنیدن یا گفتن یک جمله تمام کنیم مثلا بگوییم:
اقامحمد خان قاجار یک خواجه بود و تمام …رضا خان میر پنج یک قلدر و دیکتاتور بود و تمام ….امام با بنی صدر خائن مخالف بود. همین … منتظری لیاقت رهبری را نداشت ….
ایا این رسم تاریخ نگاری ومطالعه افراد وجوانب عملی وکارکرد های اشخاص است ؟
ایا باشنیدن همین جملات کلیشه ای در مورد افراد -اعم از ختائن ومیهن پرست خوب یا بد – کافی است تا حکم نهایی را درمورد انها جاری کنیم ؟
اینها ابعادی از سخنان براستی گهر بار جرج اورول فقید بود .وتمام

ژوئن 16, 2008

سهام عدالت !

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 10:33 ق.ظ.
Tags:

به نام خدا
چند شب پیش اخبار ساعت 10:30 دقیقه شب مصاحبه ای کوتاه اما گویا از وزیر اموزش و پرورش پخش کرد. با این عنوان که مزد معلمان باز نشسته چه مبلغی یا هر عنوان بها دار دیگری خواهد بود؟ ایشان در پاسخ چنین گفت: ما بنا داریم سهام فلان شرکت و بهمان کارخانه را در بازار واگذار و تبدیل به پول کنیم و به معلمانی که به حق ،حقوق انها به تعویق افتاده که البته نباید به تعویق می افتاد هر چه زودتر این کار را انجام می دهیم وحقوق انها را می پردازیم و اصلا قرار نبوده که به جای این معوقه ها سهام عدالت پرداخت شود بلکه این سهام شرکت های معتبر است که ما به پول تبدیل می کنیم و به معلمان عزیز می پردازیم .(نقل به مضمون تاحدودی )
2نکته :
_ معلمانی در بین هستند که در  درخواست حقوق و مزایا حق ندارند و اساسا حقی برای انها وجود ندارد.
_ ارزش سهام عدالت را هر چه صادقانه تر و واقع بینانه تر از گفتار وزیر اموزش و پرورش می توانیم تخمین بزنیم .

به امید یک هوای تازه تر اگر هموطنان وخاصه شهرستانی های عزیز وبالاخص روستاییان ساده دل وعلی الخصوص عشایر دلیر گول عوام فریبی های رئیس را نخورند ومجددا به او رای ندهند .

ژوئن 15, 2008

فرهنگ توسری خوری !

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 1:03 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا

در ایران اسلامی چند وقتی است که استفاده از کارت پارسیان وثمین وکارتهای اعتباری دیگر رواج پیدا کرده ومردم به جای استفاده از پول نقد از این کارتها بهره می برند در اساسنامه یا بقول معروف سندی که بانکها به نام افراد صادر می کنند به شدت تاکید شده که رمز کارت یک رمز است بین شما و مثلا خدای شما مراقب باشید جز خودتان کسی از ان مطلع نشود . این تا اینجای ماجرا .
به تازگی حتی بقالی های کوچک و مغازه های کوچک حتی روزنامه فروشی ها به این سامانه مجهز شده اند و استفاده از این کارت در انها هم امکان پذیر شده اما اینجا باز مسئله مهمی وجود دارد و ان اینکه وقتی اجناس را انتخاب کردی و خواستی قیمت را بپردازی فروشنده با کمال پر رویی می پرسدکه : ببخشید رمز کارتتون ؟!!!
حالا در این شرایط جرئت داری بگو : نمی گویم یا نباید بگویم ادم را جر می دهند یا اگر توان یا روحیه این کار رانداشته باشد می گوید دستگاه سیمش کوتاه است تا دم پیشخوان نمی رسد این پشت است باید کارت را بدهید من پولش راکم کنم حالا باز جرئت داری بگو : عیب ندارد من می ایم ان پشت . مثل اینکه ان پشت اندرونی خانه پدری اش است وناموسش انجا با وضع خصوصی دراز کشیده می گوید: نمی شود که!! باز بیا وثابت کن بابا رمز را که بگویم که دیگر رمز نیست در هر حال چنان قشقرقی بپا می کنند که بیا و ببین البته حرفهای من بطور کلی و مطلق نیست حالا یک عزیزی پیدا نشود وامصیبتاه سر دهد که ما درمغازه این کار را نمی کنیم و…. اما این روند،شکل اصلی و جا افتاده ماجرا ست که البته استثنا هم دارد . در هر حال این رمز که جزء مسائل خصوصی و امنیتی در زندگی ماشینی و شهری امروز است به همین راحتی نقض می شود من و تو و ما هم که در این جا زندگی می کنیم برای فرار از اعصاب خوردی سر فرود می اوریم.
این هم قسمتی از فرهنگ توسری خوری وتوسری زدن است عادت ما ومسئولین شده از ماست که برماست وانرژی هسته ای حق مسلم ماست واللا !!

ژوئن 12, 2008

غیرت!

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 3:46 ب.ظ.
Tags:

به نام خدا

يک ليوان چايي براي خودم مي ريزم ويک جرعه از ان مي نوشم با تلخي وداغي چايي در افکار خود غرق مي شوم
راستي عجب شبي بود ان شب درست بعد از بيست روز از ان شب غرق باز خواني ان شده ام.چرا ما بايد تعصب را در پوست غيرت به خودمان وديگران عرضه کنيم؟ يا اسم بعضي کار ها را مردانگي بگذاريم؟ تعصب تنها تعصب است وبس همين . وقتي راننده مو سفيد ، شکم گنده که به قول خودش روزي مثل برق از دکل بالا مي رفت و در صدا و سيما مسئول نصب انتن بر دکل هاي مرتفع بود از خودش ، خانواده اش ،غيرت و موفقيت هايش حرف مي زد خود را به خواب مي زدم نه براي اينکه فضولانه به حر فهايش گوش دهم تنها براي اينکه از سوالات فضولانه سه سرنشین دیگر ماشین که با راننده می شدندچهار نفر در نظر سنجي هاي احتمالي درباره مسائل مطرح شده در انجا در امان بمانم.مجبور بودم يک ساعتي را که در اين ماشين هستم تا تهران اين حرفها را تحمل کنم.خودم را از مورد سئوال وجواب واقع شدن حفظ کنم من از ابتدا بو برده بودم که افکار همه محترم هست اما نبايد افکار چرندي را که محترم هم هست را با بله بله گفتن تاييد کنم واگر هم بخواهم کمي در ان مناقشه کنم طرف من ادمش نيست يک راننده پير گنده با فرهنگي کوچه بازاري ويک جوان پر چانه که انصافا به درد اين مي خورد که راننده را از خوابیدن محافظت کند ودو نفر ديگري که ان ها هم احتمالا مثل من فکر مي کردند وتن به صحبت نمی دادند ولي خودشان راهم به خواب نزده بودند بلکه بله بله گويان جو را تحمل مي کردند علاوه بر این ها من خستگی و سر درد و دارو همرا ه خود به تهران می بردم ونمی دانم از سر خوش شانسی یا بد شانسی اقای مسافر خوش سخن وحراف در صندلی عقببه اندازه یک نفر فاصله با من نشسته بود واقای راننده هم دقیقا جلوی من لذا صدای هر دو را با کیفیت عالی در یافت می کردم.
می گفتند ومی شنیدند انقدر گفتند وشنیدند که معلوم شد هر دو اذری یا به قول خودمانی ترک هستند بعد معلوم شد مسافر بلبل زبان در بومهن باغی دارد وبا خانواده داماد اقای راننده اشنایی دارد وانها را از خانواده های مشهور منطقه معرفی کرد تا اینجاها که با هم به قولی فامیل در امدند دیگر کلا مشان گر گرفت وگل انداخت راننده خوش مشرب توسن سخن را تا فرزندان وداماد وعروسش تازاند وبا افتخار می گفت:یک مهندس ویک لیسانس ویک فوق لیسانس به جامعه تحویل داده ام کمی که این سخنرانی کش امد معلوم شد یگی از اقازاده هایش زنش را طلاق داده ودو طفل معصوم را از داشتن مادر محروم کرده یک پسر هشت ساله یک دختر بچه چهار ساله که هردو نزد خودش زندگی می کنند وبیشتر معلوم شد که اقازاده در زندان است و گفت :عصر امروز به عیادتش رفتم. مسافر پر چانه که نمی گذاشت لحظه ای راننده بی کلام با قی بماند با عجله ومثل خبر نگار ها پرسید :حاجی برای چی به زندان افتاده؟ پیر مرد چاق وبدقواره که به گفته خودش روزگاری چوپی می رقصیده با خونسردی گفت : ای اقا زنش وپدر زنش پدر بچه ام را در اوردند ان قدر اذیتش کردند تا با چاقو کون پدر زنه را پاره کرد بعد هم دختره طلاق گرفت ورفت . مسافر کنجکاو با شیطنت گفت :اه اخ اخ اخ حاجی چطور حالا قضای حاجت میکنه ؟ اصلا چطور مینشیند ؟ نچ نچی کرد وگفت : حالا برای چی این طور شد؟ راننده انگار که اصلا این حرف ها را نشنیده به حرفهایش این طور ادامه داد:زنش با او ناسازگاری می کرد با پدرش دست به یکی می کردند و از بچه ام طلا و خونه و هزار چیز می خواستند خلاصه بچه ام به اینجاش رسید و دیوانه شد و ان کار را کرد مسافر بی نظیر ماگفت :واقعا ببینید چی برسر ان بنده خدا اوردند که قاطی کرده وان طوری یارو را نا کار کرده ؟!! راننده گفت برایش وکیل گرفته ام شاهد اوردیم ان شاء الله کار درست می شود چند وقت زندانی می کشد و می اید بیرون بالای سر بچه هایش من گفته ام مگر من مرده باشم که بچه ها را به ان زنیکه بدهند اصلا خود خاک برسرش هم گفته بود کسی که با بابای من این کار را کرد بچه هایش را هم نمی خواهم گفتم بهتر.
می گفتند وما هم مجانی می شنیدیم منظورم من و دو مسافر دیگر ماشین است راننده گوشتالو از دختر ها وداماد هایش گفتن را اغاز کرد گفت یکی از داماد هایم فلان شغل را دارد یکی دیگر فلان کاره است و دامادم اهل دماوند است مسافر پرسید :فامیلی اش چیست ؟ در این جا معلوم شداز اشنا های دیرینه مسافر همه فن حریف ماست .
من دائم به گارد وسط جاده در ان شب نگاه می کردم وخودکار گوشم از سخنان این دونفر پر می شدبا خود می گفتم: چه کلک ها چه زود با هم اشنا شدند مثل فیلم ها می ماند!!!
صحبت هایشان خصوصی تر می شد چون با هم اشنا شده بودند به انجا رسید که راننده می گفت : داماد ها ودختر هایم وقتی می ایند خانه ما اگر بخواهند شب بخوابند من نمی گذارم دوتا دو تا بروند ودر یک اتاق بخوابند زنانه مردانه درست می کنم زنها یک اتاق مردها در یک اتاق دیگر اره بابا جون کس کش خانه که نیست !
مسافر دم خور با راننده هم با ایو الله ای والله گفتن غیرت پوشالی او را تایید می کرد او هم دور می گرفت ومی گفت :ما ترکها غیرت داریم حالا اگر فارس باشد می گوید عیب نداره بگذار راحت باشند دوتا دوتا می روند به اتاق های مختلف ومثل جنده خانه و….مرغ خیالم پر کشید تا کجا تا انجا که غیرت را بررسی کرد تا انجا که از کسی شنیده بودم عربها بی غیرتند رشتی ها شمالی ها و….غیرت غیرت وغیرت….
همیشه سکس را به عنوان فصلی از زندگی شخصی هر انسانی دانسته ام ولی این فصل از جهت فلسفی مرا خیلی به خود جلب کرده و می کند اما در ان وقت ذهنم مشغول رویکرد جدید اقای راننده خوش غیرت ترک شده بود .
چرا ما قوم با ایرانی مسلمان در این پر گهر مرز دنیا که هنری منحصر به فرد داریم یا بهتر بگویم هنر منحصر کردن هنر را داریم در مقابل این جنبه از زندگی چرا این طور عمل می کنیم ؟این قدر اشفته چرا من وهمه همسالانم در کوچه یعنی فراتر از مرزهای خانواده سکس را اموختیم اصلا مدرسه هم این قضیه را سانسور کرد. خوب کرد وقتی همه سانسور می کنند او چرا این بار سهمگین و ویرانگر را بردوش گیرد .کاندوم در این مرز جغرافیایی از هر حرف رکیک بد تر و زشت تر تلقی می شود ذهنم تا اینجا که رسید ناگهان جهشی کرد وبه یاد حرف خان جانم افتاد که می فرماید :اگر خوب بود خدا اون رو روی پیشانی نصب می کرد ومنظورش الت تناسلی وعضو جنسی می باشد ایا واقعا باید ان قدر مخفی بماند که در استفاده کردن از ان و طریقه بکار گیری ان هم نادان بمانیم ؟!!!
مرغ پر گشوده ذهن دوباره برشاخسار حرف گهربار و درربار اقای راننده نشست که دختر خودش را در قبال شوهر شرعی وقانونی اش به روسپی وخانه خودش را بواسطه یک تماس جنسی به فاحشه خانه تعبیر می کرد جدا اگر ان شب دختر یا دامادش هوس همبستری به سرشان می زد چه باید می کردند؟!! دست وپایشان را غیرت اقا بسته بود .راستی این اقا حق دارد از انها این حق را سلب کند یا تنها حق مسلم برای ما مردم این مرز پر گهر انرژی هسته ای است وبس . این غیرت، نژاد پرستی ،برتری جویی نژادی و قوم گرایی را من برگ زرینی دیگر در روند تفرقه ملی می دانم که برای ما ایرانیان در سراسر دنیا افتخار جلب کرده واین هم یکی از همان هنر هایی است که نزد ما ایرانیان است وبس.
با صدای راننده غیور که گفت: اقا رسیدیم . به خود امدم و با رسیدن به ته لیوان چایی به اینکه دومین چایی را دل می طلبد اگاه شدم.

ژوئن 9, 2008

امروز چه روزی است؟

Filed under: Uncategorized — جهانگرد @ 2:28 ب.ظ.

به نام خدا
ایا حتما امروز باید روزی خاص با تعریفی خاص ویا همراه با مناسبت خاص باشد ؟من چنین تصور نمی کنم امروز هم مثل تمام روز های بدون مناسبت می تواند روزی باشد و این وابسته است به نگرش ما به نسبت ایام هر روزی پتانسیل هایی در خود دارد که روز قبل و روز بعد .
هروز بی نام ونشانی می تواند مثل ایام معروف باشند سالها قبل مصاحبه ای با اقای صالح علا در مجله چلچراغ چاپ شد وایشان می گفت:» من هر سال ابتدای پاییز به دوستانم زنگ می زنم وامدن پاییز را تبریک می گویم » واقعا زیبا نگاه کرده اند که یک نو اوری انجام داده اند _البته ان سال مثل امسال سال نو اوری وشکوفایی نبود ها_ تماشایی است این نوع نگاهها چرا که باعث بوجود اوردن ایده نو وانگیزه نو می شود وکشوری که وابسته به ایام خاص باشد البته فقط ان ملت ارام ارام از تکاپو در دیگر روز ها می افتد ان ملت دیگر نمی تواند روز های بی نام ونشان را نشان دار ونامدار کند. البته همه اینها دلمشغولی ها وذهن واره های یک ذهن مریض که صاحبش من باشم است

ژوئن 4, 2008

باز هم اسباب کشی

Filed under: متفرقه — جهانگرد @ 11:46 ق.ظ.

به نام خدا
در اولین سالگرد تولد جهانگرد سومین بار است که محل زندگی جهانگرد عوض می شود! اسباب کشی از محلی به محل دیگر سختی های مخصوص به خودش را دارد. اولین محل زندگی جهانگرد محله ی بلاگفا بود. بعد از آن به محله بلاگر نقل مکان کرد. امروز در اولین سالگرد میلاد به محله وردپرس آمد و خانه جدید اجاره کرد.
انشاء الله از این به بعد در اینجا از دوستان پذیرایی خواهیم کرد و از اینجا لینک دوستان را منتشر می کنیم.

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.