<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>جهانگرد</title>
	<atom:link href="http://abho.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://abho.wordpress.com</link>
	<description>پنجره ای به سوی جهان هستی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 12:17:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<cloud domain='abho.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://www.gravatar.com/blavatar/10fd12a21d31276fabc3317458b5d06f?s=96&#038;d=http://s.wordpress.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>جهانگرد</title>
		<link>http://abho.wordpress.com</link>
	</image>
			<item>
		<title>مجلس به یاری دولت</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/11/08/33/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/11/08/33/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 12:17:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=417</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا 
روز 12 آبان رئیس دولت منتصب به همراه هیئتی سر زده به صحن مجلس یا همان خانه ملت سابق رفت. نمایندگان مردم یا بخوانید مردم را تهدید کرد که اگر اختیار پول باد آورده ای که از گلوی مردم به واسطه هدفمند کردن یارانه ها بریده می شود و چندین میلیارد تومان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=417&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا </p>
<p>روز 12 آبان رئیس دولت منتصب به همراه هیئتی سر زده به صحن مجلس یا همان خانه ملت سابق رفت. نمایندگان مردم یا بخوانید مردم را تهدید کرد که اگر اختیار پول باد آورده ای که از گلوی مردم به واسطه هدفمند کردن یارانه ها بریده می شود و چندین میلیارد تومان هم خواهد شد را تمام و کمال به دولت واگذار نکنید لایحه اش را (یا برنامه خاصی که دولت قانونی شدن آن را به مجلس می فرستد تا مجلس تصویب کند) پس می گیرد.<br />
تا اینجای قضیه این را باید تصریح نمود که حضور رؤسای دولت در ایران همین طور بی هوا و بدون خبر قبلی و هماهنگی در مجلس غیر قانونی است چه رسد به اینکه طرف برود و دو قورت و نیمش هم باقی باشد! امروز ظاهرا <a href="http://zamaaneh.com/news/2009/11/post_11094.html">طبق گزارشی </a>برگرفته از خبرگزاری مهر مجلس به دولت امتیازی را که برایش سراسیمه به مجلس مراجعه نموده بود از نمایندگان دریافت کرد تا هیچ دلهره ای برای دولت در این میان باقی نماند و به داد محرومین برسد. شاید شما خواننده این سطور، راقم سطور را از مرفهان بی درد یا از کسانی بنامید که به فکر پا برهنگان نیست و رانت خواری گروهی را بر عدالت اجتماعی و رفاه عمومی ترجیح می دهد. در توضیح تکمیلی باید عرض کنم که ابدا این طور نیست و فرجام چنین طرح های ضربتی به نفع مستضعفین اظهر من الشمس است و کار امروز و دیروز نیست بلکه سی سال است که مردم مستضعف ما به دنبال بهتر شدن اوضاع اند و دریغ از &#8230;<br />
آن روز 12 آبان آقای توکلیِ اصولگرا به ریاست مجلس اعتراض کرد که ای آقا این کسی که علناً قانون را به هیچ محسوب می کند حق استفاده از تریبون را ندارد او  نباید بتواند صحبت کند.<br />
رئیس دولت به نمایندگان گفت: &#8220;نه من قانون شکنی نکرده ام&#8221;(نقل به مضمون) گویا این بابا خیال می کند قانون شکنی ورود به خانه مردم است آن هم از روی دیوار، آن هم از ساعت دو بعد از نیمه شب به بعد. همین و بس.<br />
تازه پا فرا تر نهاد و توی روی این همه نماینده گفت: &#8221; حضور من در اینجا با هیئت رئیسه هماهنگ شده &#8220;(نقل به مضمون ) که در اینجا  علی لاریجانی رئیس مجلس که سابقه بازی درنقش یک بام و دو هوا را به خوبی در کارنامه دارد صدایش در آمد و کار به یکی به دو و جر و بحث و این حرفها کشید.<br />
هم زمان با سخنرانی رئیس دولت هم،دم به دم و راه به راه نمایندگان تذکر آیین نامه ای مجلس را دادند و ابراز وجود کردند که لاریجانی هم <img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/11/nazm3930.jpg?w=300&#038;h=240" alt="nazm3930" title="nazm3930" width="300" height="240" class="alignright size-medium wp-image-418" />متعدد می گفت:&#8221; وارد است، وارد است.&#8221; در این هنگام رئیس دولت عرصه برایش تنگ آمد و زبان به تهدید و باز پس گیری لایحه نمود که صدای نمایندگان به هوا رفت.<br />
خوب بگذریم آن روز و آن جنجال (که صدا و سیما در خبر دو بعد از ظهر آن قدر و صله پینه کرد تا چیزی معلوم نشود که عرق از هفت جای کار مندانش در آمد) گذشت اما آن های و هو وجنجال نمکایندگان مردم  این نتیجه را نمی بایست در پی داشته باشد که مجلس از همه مواضعش کوتاه بیاید و بشود آنچه نباید می شد !!!!!!!!!!!<br />
حقیر چنین می پندارم که گویا دستی قدرتمند چیزی تو مایه های &#8220;یدُاللهِ القهار&#8221; در میان باشد و همه تصمیمات و خواسته های ملت را به نفع دولت مصادره می کند! دستی کبریایی که از هوای نفسِِ کافی به نفعِِ منافع مشترک با دولت برخوردار است و دائم هم به گوش دیگران می خواند که ایها الناس برحذر باشید از دیکتاتوری گروهی از مردم بر مسئولین دلسوز نظام!<br />
 والا دولتی که طرفداران رئیسش عکس فوق را دست چین می کنند و ارزش منتخب شان را در چنین چیز های بی اهمیت می بینند ساده تر، ناتوان تر و عاجز تر از آن است که بتواند برملتی هفتاد میلیونی دیکتاتوری کند. آن هم ملت پر افتخار ایران! آیا ممکن است ملتی را شخصی مانند <a href="http://zamaaneh.com/news/2009/11/post_11087.html">عوضعلی خان کردان</a> صاحب کمالات و وجاهت بفریبد؟! هیهات&#8230;<br />
اما خوب است به خواست مردم هم اشاره ای کنم که بعداً عذاب وجدان نگیرم که ای آقا چرا نگفتم و در حد کافی از مردم و توان عملی شان صحبت نکردم؟ ببینید این روز ها سالگرد فرو ریختن دیواری است که دو آلمان به دنیا تقدیم کرده بود. در واقع این دیوار خواسته حاکمان دو آلمان بود. حاکمانی در دولت شرقی و حاکمانی در دولت غربی، اما ملت آلمان شرقی و غربی چه می خواستند؟<br />
 چه بسیار فیلم و رمان از اتفاقات پیش آمده ساخته شد که این طرف دیواریها برای آن طرفی ها دل شان چنگ می زد و آن طرف دیواری ها برای این طرفی ها غش و ضعف می رفتند آیا (به قول رئیس کنونی دولت به اصطلاح دهم) این همه دلبستگی دو ملت هم زبان دروغه ؟!!!<br />
پس نتیجتاً تقریباً بعد از سی سال! برقراری دیواری حائل ! این مردم و ملت دو آلمان بودند که در یازدهمین ماه از سال 1989 میلادی با بیل ،کلنگ و گاهی بلدوزر و آلات مخربه به جان این دیوار ننگین افتادند تا هر مانعی را که از اتحاد دو ملت هم زبان ممانعت می کند از میان برکنند و نهایتاً موفق هم شدند و امروز شاهد آلمان واحد و بالنده هستیم.<br />
فتاملوا جیداً ایها الأذکیاء *</p>
<p>* ای با هوشان خوب دقت کنید. </p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/417/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/417/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/417/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/417/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/417/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/417/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/417/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/417/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/417/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/417/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=417&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/11/08/33/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/11/nazm3930.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">nazm3930</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بازی وبلاگی قدیمی</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/30/29/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/30/29/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 12:07:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر]]></category>
		<category><![CDATA[متفرقه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=408</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا

 به تاریخ 88/11/9در همین وبلاگ بازی وبلاگی را پیشنهاد کرده بودم که بعضی از دوستان به آن لبیک گفته بودند. امروز که جمعه باشد اوضاع به هم ریخت یعنی اوضاع بهتر شد و این به هم ریختگی مثبت بود نه منفی. 
قضیه از این قرار بود که من در آن تاریخ این [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=408&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا<br />
<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image0002.jpg?w=600&#038;h=800" alt="Image000" title="Image000" width="600" height="800" class="alignright size-full wp-image-409" /><br />
 به تاریخ<a href="http://abho.wordpress.com/2009/01/29/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%DB%8C/"> 88/11/9</a>در همین وبلاگ بازی وبلاگی را پیشنهاد کرده بودم که بعضی از دوستان به آن لبیک گفته بودند. امروز که جمعه باشد اوضاع به هم ریخت یعنی اوضاع بهتر شد و این به هم ریختگی مثبت بود نه منفی. </p>
<p>قضیه از این قرار بود که من در آن تاریخ این ایده به ذهنم آمد که هر کسی بیاید و مکانی را که از آنجا می نویسد به تصویر بکشد تا همه بدانند وبلاگ فلان و وبلاگ بهمان از کجا آپ می شود دوستانی شرکت کردند که از آن جمله وبلاگ دوست عزیز <a href="http://pekin.blogfa.com/post-95.aspx">ماللصین</a> از چین و ماچین  بود که به این بازی پیوست.<br />
اما امروز که جمعه 88/8/9  همچنین ولادت امام رضا علیه السلام هم هست (بنا به قول معظم مراجع تقلید به غیر از رهبرکه عید فطر را یک تنه جلو انداخت) به لطف دوست عزیزی صاحب میزی شدم که از او کمال تشکر را دارم. (البته اگر این صفحه را ببیند)<br />
به همین خاطر جای نوشتن من از آن اتاق به این اتاق آمد اتاق قبلی دقیقا مقابل همین اتاق است که می بینید و این پنجره هم پشت سر من واقع می شود که به کوچه دید دارد.<br />
در تصویر میز قبلی را هم زیر این میز می توانید مشاهده کنید همچنین این پارچه زرد رنگ را که یادگار عزیزی است در زمان خاموشی لپ تاب روی آن می اندازم تا خاک نخورد که تمام زندگی من این است و بس.<br />
عکس سر چالز چارلی چاپلین هم از قبل این جا بر دیوار بوده گرچه شخصا به آن مرحوم ارادت دارم و او را دوست می دارم.<br />
اما آن تاریخ که به بازی دعوت نموده بودم برایم کامنت هایی آمده بودکه خیلی محبت نموده بودند. عزیزی خواسته بود خود نویسنده را ببیند. عرض کنم قصد از دست دادن همین مقدار مخاطب را ندارم. دوست دیگری فرموده بود معلومه چاق هستی که راحت روی زمین می نشینی. باید عرض کنم من قدی در حدود 160 تا 170 (دقیق نمی دانم) دارم با 51 کیلو گرم وزن پس آن کپل کذایی کامفتبل را در بساط نداشته و ندارم و یکی از علل دگردیسی از آن میز به این میز همین بوده .<br />
خوب دو مرتبه از همه عزیزان دعوت می کنم بسم الله عکس نوشتنگاه مجازی-حقیقی یا حقیقی-مجازی تان را آپ نمایید. می توانید به راحتی طوری عکس بگیرید که  مطلبی لو نرود و فکر کنم این کار ،کار سختی نباشد در ضمن خوب هرکس در این بازی شرکت کرد (البته شرکت در این بازی گرچه مجدداً مثل خود من باشد اگر سود نداشته باشد ضرر هم ندارد) یک کامنت هم بگذارد تا دایرة المعارفی یک جا از محل نوشتن دوستان جمع آوری شود. بعضی از دوستان عقیده داشتند از روی محل نوشتن می شود به بعضی از زوایای شخصیتی<br />
 نویسنده با توجه به نوشته هایش هم پی برد. خوب هرکه علاقه دارد شرکت کند مرا هم خبر کند من دعوت عمومی می نمایم و ابداً کسی را نام نمی برم تا دوستان را به زحمت نیانداخته باشم. <img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image0011.jpg?w=225&#038;h=300" alt="Image001" title="Image001" width="225" height="300" class="alignleft size-medium wp-image-411" /><br />
لازم به ذکر است که تصویر دوم متعلق به پشت میز است البته با کمی ا ین طرف آن طرف وپنجره همین اتاق است که به کوچه مشرف است وخواستم حفاظ بیش از 60 ساله اش را بر ای دوستان به نمایش بگذارم چرا که در کامنت های قبلی بعضی موفق شده بودن قدمت منزل ما را حدس بزنند که باید بگویم کاملا درست است واین هم سندش.</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/408/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=408&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/30/29/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image0002.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">Image000</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image0011.jpg?w=225" medium="image">
			<media:title type="html">Image001</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آبنبات قیچی</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/29/67-2/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/29/67-2/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 10:48:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تصویر]]></category>
		<category><![CDATA[متفرقه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=405</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا 

آب نبات قیچی یکی از خوراکی هایی است که معمایی با خود همراه دارد و آن این که چرا آن را آبنبات قیچی می نامند؟
ظریفی گفت :
چون در زمان ساختن آن را با قیچی مبرند آن را آب نبات قیچی می گویند.
       <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=405&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا </p>
<p><img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image001.jpg?w=300&#038;h=225" alt="Image001" title="Image001" width="300" height="225" class="aligncenter size-medium wp-image-406" /><br />
آب نبات قیچی یکی از خوراکی هایی است که معمایی با خود همراه دارد و آن این که چرا آن را آبنبات قیچی می نامند؟<br />
ظریفی گفت :<br />
چون در زمان ساختن آن را با قیچی مبرند آن را آب نبات قیچی می گویند.</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/405/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/405/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/405/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/405/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/405/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/405/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/405/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/405/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/405/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/405/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=405&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/29/67-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image001.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">Image001</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>روزمرگی یا غرق در روتین شدن</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/26/54-3/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/26/54-3/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 13:03:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=403</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا

بسیار پیش می آید که در کار خود موفق می شویم، بعد در آن کار پیشرفت قدم به قدم و نامحسوس برایمان پیش می آید در آن صورت هر روز به جلو می رویم و در نهایت در حال خدمت هستیم اما اگر کمی بالا بیاییم و به کارمان نگاه کنیم می بینیم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=403&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا<br />
<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/good_will_hunting.jpg?w=204&#038;h=300" alt="good_will_hunting" title="good_will_hunting" width="204" height="300" class="aligncenter size-medium wp-image-402" /><br />
بسیار پیش می آید که در کار خود موفق می شویم، بعد در آن کار پیشرفت قدم به قدم و نامحسوس برایمان پیش می آید در آن صورت هر روز به جلو می رویم و در نهایت در حال خدمت هستیم اما اگر کمی بالا بیاییم و به کارمان نگاه کنیم می بینیم تصویری زشت را آفریده ایم گاهی در حال تنیدن پیله به دور خود هستیم و توهم می کنیم که به جایی رسیده ایم و برای خودمان کسی هم شده ایم و بدا روزی که این توهم را مبنی قرار دهیم و بر اساس آن ساختمان پر طمطراق شخصیتی نیز برای خود بسازیم. چرا که پایداری این ساختمان تنها به ملاقات شخصی با تخصص ما اما تنها با این تفاوت که ضریب توانایی او چندین برابر ما باشد رابطه مستقیم دارد.<br />
در یک کلام نباید تصور کنیم که الان که به مطالعه و یادگیری فلان دانش و بهمان علم مشغولیم تنها کسی هستیم که در این رابطه مطلب می دانیم. به علاوه اگر هم روزگاری از هر علمی چیزکی به دست آوردیم نباید خیال کنیم که باید از مردم عادی فاصله بگیریم وتصور کنیم که ما نوع دیگری هستیم و عیار خود را بالاتر بدانیم . یک مطلب هم این جا باقی می ماند که در هر علم ،دانش ،صنعت و هنری که به تحصیل مشغول شدیم بد نیست اگر نو آوری هایی نیز از خود به نمایش بگذاریم چرا که هر صاحب نامی همین کار را کرد و اگر اینگونه به قضیه نگاه نمی کرد در آن صورت در هر علمی ایستایی و رکود به وجود می آمد و فاتحه پیشرفت خوانده می شد.<br />
 همه اینها را گفتم تا بگویم <a href="http://www.imdb.com/title/tt0119217/">ویل هانتینگ نابغه</a> را تماشا کنید این فیلم که محصول 97 آمریکاست برنده اسکار فیلمنامه برای &#8220;مت دیمون&#8221; و &#8220;بن افلک&#8221; شد که مشترکاً ملاط اصلی فیلم را بر کاغذ ریخته بودند من این فیلم را که در تلویزیون سالها پیش پخش شده بود 3 آبان 88 به تماشا نشستم و از آن لذت بردم چرا که خیلی از مطالب مطرح شده در فیلم را قبول دارم و می پسندم لازم به ذکر است که بینندگان در وب گاه IMDB به آن درجه 8 از 10 را داده اند که به گمانم درجه قابل قبولی می باشد.<br />
تا بعد&#8230;   </p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/403/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/403/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/403/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/403/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/403/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/403/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/403/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/403/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/403/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/403/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=403&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/26/54-3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/good_will_hunting.jpg?w=204" medium="image">
			<media:title type="html">good_will_hunting</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>باز هم سیاسی شد!</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/20/34-3/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/20/34-3/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 11:05:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تصویر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=394</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا

زمانی كه صفار هرندی از تلاش موسوی برای پایان فضاحت‌های موجود سخن می‌گفت، یكی از حامیان لنگه‌ كفشی را به سوی جایگاه برنامه پرت كرد كه در بین راه بر سر دانشجویان دختر بسیجی فرود آمد. البته صفار نیز درواكنش به این حركت در حالی كه لبخند به لب داشت؛ گفت: &#8220;لطف كنید [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=394&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا<br />
<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/40054_121.jpg?w=300&#038;h=199" alt="40054_121" title="40054_121" width="300" height="199" class="alignright size-medium wp-image-395" /><br />
زمانی كه صفار هرندی از تلاش موسوی برای پایان فضاحت‌های موجود سخن می‌گفت، یكی از حامیان لنگه‌ كفشی را به سوی جایگاه برنامه پرت كرد كه در بین راه بر سر دانشجویان دختر بسیجی فرود آمد. البته صفار نیز درواكنش به این حركت در حالی كه لبخند به لب داشت؛ گفت: &#8220;لطف كنید و علامت مدنیت را به سوی ما پرت نكنید.&#8221;</p>
<p>یک سئوال:<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/azeidi1.jpg?w=300&#038;h=200" alt="azeidi" title="azeidi" width="300" height="200" class="alignleft size-medium wp-image-399" /><br />
چرا وقتی منتظر الزيدي خبرنگار شبكه البغداديه یا العراقیه (تردید از نگارنده است) در عراق بوش را با لنگه کفش پذیرایی کرد در دل آقایان قندی آب شد که مدتها شیرینی اش در راهپیمایی ها و مدارس و&#8230; ماندگار شده بود. ایمان خان مرآتی در مدارس مسابقه لنگه کفش پرانی برای بچه های معصوم این آب و خاک ترتیب داده بود و این عمل قبیح وبی ادبانه را در روح و جان آنها نهادینه می کرد، اما حالا وزیر سابق سردار سرتیپ کنونی آن را نشانه عدم مدنیت _لابد نشانه بربریت_ می داند؟<br />
آیا امرو معیار ها عوض شده؟</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/394/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=394&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/20/34-3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/40054_121.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">40054_121</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/azeidi1.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">azeidi</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بی کاری!</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/17/34-2/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/17/34-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 10:17:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر]]></category>
		<category><![CDATA[متفرقه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=388</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا

آیا حقیقتا در ایران بی کاری است؟
آیا در ایران تولید جایگاهی ندارد؟
آیا جوانان ایرانی نمی توانند؟
آیا من در حال سیاه نمایی ام؟
آیا من در حال عکاسی ام؟
پی نوشت:
در25 مهر ماه 88 یا 17 اکتبر 2009 ساعت1:35 در مرکز تهران کوچه ای فرعی یا بهتر بگویم از پنجره خارجی خانه مان گرفتم 
  [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=388&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا<br />
<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image0001.jpg?w=768&#038;h=1024" alt="Image000" title="Image000" width="768" height="1024" class="aligncenter size-large wp-image-391" /><br />
آیا حقیقتا در ایران بی کاری است؟<br />
آیا در ایران تولید جایگاهی ندارد؟<br />
آیا جوانان ایرانی نمی توانند؟<br />
آیا من در حال سیاه نمایی ام؟<br />
آیا من در حال عکاسی ام؟</p>
<p>پی نوشت:<br />
در25 مهر ماه 88 یا 17 اکتبر 2009 ساعت1:35 در مرکز تهران کوچه ای فرعی یا بهتر بگویم از پنجره خارجی خانه مان گرفتم </p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/388/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/388/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/388/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/388/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/388/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/388/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/388/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/388/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/388/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/388/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=388&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/17/34-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/image0001.jpg?w=768" medium="image">
			<media:title type="html">Image000</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خوشبختی!</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/16/43/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/16/43/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 13:27:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=385</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا 
عمه فاطمه هر روز صبح ساعتی به اذان صبح مانده از خواب برمی خیزد و به عبادت مشغول می شود. بعد از نماز صبح کار روزانه و وظایف محوله اش آغاز می شود او کار را زود تر از هر کارمندی می آغازد. به پختن و شستن و رُفتن می گذراند و در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=385&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا </p>
<p>عمه فاطمه هر روز صبح ساعتی به اذان صبح مانده از خواب برمی خیزد و به عبادت مشغول می شود. بعد از نماز صبح کار روزانه و وظایف محوله اش آغاز می شود او کار را زود تر از هر کارمندی می آغازد. به پختن و شستن و رُفتن می گذراند و در حین انجام این کار ها صبحانه را نیز آماده می کند تا نوه اش که پیش او و منوچهر خان زندگی می کند به موقع آن را چون شاهزادگان صرف نموده و به درس و <img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/964746875x-240.jpg?w=160&#038;h=240" alt="964746875X.240" title="964746875X.240" width="160" height="240" class="alignleft size-full wp-image-386" /> دانشگاهش برسد. منوچهر خان هم که معمولا ساعت زندگی اش به علت سن و سالش و مریضی هایش با همه کمی تفاوت دارد، از 12 ظهر کمتر از خواب بر نمی خیزد پس عمه باید برای نوه عزیز کرده اش و خودش صبحانه آماده کند. تازه بعد از صبحانه باید به خرید برود و شیر، ماست ،سبزی و سور و ساط نهار را تهیه و غذا را بار بگذارد عمه خودش هم عادت کرده سرش را شلوغ نگه می دارد تا حوصله اش سر نرود لذا از مربا پختن و ترشی انداختن و لواشک و برگه درست کردن هم صرف نظر نمی کند. تصورش را بکنید در قلب تهران _پایتخت_ در بطن زندگی شهری اموری مثل لواشک و برگه و&#8230; خیلی جذابیت دارد.<br />
خانم دیگری از اقوام را می شناسم که تنها گوش به زنگ این است که بچه هایش _البته همه سر خانه و زندگی خودشان هستند_ چه غذا یا دسر یا هر نوع خوراکی را ویار فرموده اند وبه ایشان  مثلا گفته اند که آه مامان چه قدر هوس آش رشته با کشک خانگی را کرده ام تا به سرعت به آشپزخانه برود و به مهارتی چون جراح به جان مواد اولیه بیافتد و با خرد کردن و رنده کردن و شستن و در قابلمه ریختن و هم زدن به به وچه چهی از حلقوم بچه هایش و شوهر عزیز کرده اش بیرون بیاورد.<br />
از اصل مطلب دور نشوم دور نشوم که منوچهر خان 12 ظهرکه بر می خیزد می فرماید: &#8220;من که زیاد نمی توانم بخورم یه پیش دستی برای من برنج و مرغ بیار&#8221;   <br />
عمه با عجله آماده می کند. تازه می نشیند که نوه عزیز تر از جانش از در می رسد و نرسیده طعام می طلبد عمه با عجله باقالی پلو با مرغ را که اندکی با برنج سفید منوچهر خان متفاوت است برای او می آورد او هم می خورد و دو ایراد از سردی و کم شِوید بودن باقالی پلو می گیرد و در نهایت تشکر می کند.<br />
عمه باید به فکر شام باشد البته وقت بسیار است تا منوچهر خان استقلال و داماش را تماشا می کند به روضه ای زنانه می رود و برای اهل بیت پیامبر اشکی می چکاند و به اصطلاح سبک می شود و باز با عجله می آید تا عزیزانش گرسنه نمانند.<br />
دختر همسایه پارسال به عقد خواستگار ایرانی مقیم سوئد در آمد و چون پرستو های مهاجر به آن دیار پرواز کرد و با آنکه شوهرش چندان سوادی نداشت و در حمل و نقل شهری کار مند یا بهتر بگویم کارگر اتوبوس رانی بود باز هم قبول کرد. به سرعت در دانشگاه سوئد ادامه تحصیل داد چون او در ایران تا فوق لیسانس خوانده بود لذا به سرعتی که خودش هم باورش نمی شد قبول شد و زندگی آکادمی را در یکی از 100 دانشگاه معروف دنیا پی گرفت و دوسالی که گذشت و اقامت گرفت از شوهرش هم جدا شد و یا بهتر بگویم مستقل شد و&#8230;</p>
<p>&#8220;در جهان خوشبختی واقعی وجود ندارد اما گاهی نمونه های از آن هم پیدا می شود &#8230;&#8221;<br />
جمله بالا اولین سطر از کتاب &#8220;خانواده خوشبخت&#8221; مرحوم ژان پل سارتر فیلسوف فرانسوی است که در ایرانتوسط آقای بیژن فروغانی به زبان شیرین فارسی ترجمه شده و توسط نشر  جامی در فروردین 87 به زیور نازیبایی از طبع آراسته شده. گفتم نازیبا چرا که پر از غلط است ،کلی کلمه از جمله ها جا افتاده، خیلی از کلمات اشتباه تایپ شده و کلی ایراد دارد اما ترجمه ای رسا و روان دارد.<br />
سارتر ما را در خانواده میرون ها می برد با مارگریت دختر زیبا، ژوزف نورل کارگر چیره دست و کنت روژه پولدار و&#8230; همراه می کند تا خوشبختی را وا کاوی کند به چالش بکشد و تحلیل کند کتاب ما را با چرا هایی مواجه می کند و ذهن را درگیر مفهوم خوشبختی می نماید<br />
کتاب 2700  تومان قیمت دارد اما ظاهرا کم یاب است آن را به دست آورده و بخوانید خوب است.</p>
<p>پی نوشت: خودم هم از بس سیاسی نوشتم و غر زدم و نقل قول کردم خسته شدم کمی باید رنگ و روی نوشتن گاه را عوض می کردم.</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/385/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/385/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/385/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=385&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/16/43/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/964746875x-240.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">964746875X.240</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>توصیه آن مرحوم</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/07/79/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/07/79/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 15:26:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=379</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا

خوب این روزها اتفاقاً به فکر فرموده مرحوم آیة الله خمینی افتادم که چه معیاری برای حق یابی به دست ملت داده بود. در همین گیر و دار بودم و خودم را با متری که آن مرحوم برایم به عنوان یک بچه بعد از انقلاب به یادگار گذاشته است می سنجیدم که بفهمم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=379&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا<br />
<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/2vcw6kh.jpg?w=300&#038;h=191" alt="2vcw6kh" title="2vcw6kh" width="300" height="191" class="alignright size-medium wp-image-380" /><br />
خوب این روزها اتفاقاً به فکر فرموده مرحوم آیة الله خمینی افتادم که چه معیاری برای حق یابی به دست ملت داده بود. در همین گیر و دار بودم و خودم را با متری که آن مرحوم برایم به عنوان یک بچه بعد از انقلاب به یادگار گذاشته است می سنجیدم که بفهمم چطور با بی بی سی ، وی او ای و کلا اجانب صاحب تریبون برخورد کنم که از صدا وسیما و این طرف و آن طرف اخبار شنیدم که از نشست 1+5 هم آمریکایی ها خشنودند هم دولت که سخنگوی وزارت خارجه آن را پیروزی ملی نامیده .<br />
امروز هم که رهبر معظم انقلاب (خدا کنه چیزی از عناوین والا مقام را جا نیانداخته باشم و الا کرام الکاتبین منتظرمه تا محاکمه ام کند راستش اضطراب دارم) در چالوس چنین فرمودند :<br />
&#8220;هر حركتي كه دشمنان خوني ملت و نظام اسلامي يعني استكبار و صهيونيسم را خشمگين كند، حركتي صحيح و در مسير حق است و هر اقدام و مسيري كه آنها را خوشحال و ذوق زده كند و در تبليغات و سياست‌هايشان بر آن تاكيدكنند، مسيري كج، غلط و زاويه‌دار است.&#8221;<br />
خوب ما اصلا نه ماهواره و شبکه های فاسدش را کار داریم نه اینترنت و سایت های وابسته و آنچنانی و نه دانشگاه و اساتید این چنینی و نه با احدی خارج از ضوابط کار داریم<br />
ما تنها به جمهوری اسلامی و ته مانده عقل ماسیده و آکبند نگاه داشته خودمان رجوع می کنیم (البته اگر این کار را بکنیم و این کار را هم از روی تنبلی به عهده دولت و ولی نعمت مان نگذاریم)<br />
نتیجه: هم آمریکا ،هم اروپا ،هم دولت فخیمه جمهوری اسلامی، از نشست 1+5 در مورد مسائل هسته ای راضی اند سخنگوی وزارت خارجه هم آن را مثل رسانه ملی پیروزی ملی می نامد رئیس جمهور آن نتیجه را گامی به جلو دانسته.<br />
به قول یارو گفتنی، آن سو تر، می بینیم ایران کاملا به قوانین و خواسته های غربی ها گردن می نهد. عملا غنی سازی تعلیق می شود و با آنها از موضع رحمت وارد می شود. نیز به نقل از فارس (این خبر گزاری نیمه رسمی اما تماما مطیع رهبر وخادم ملت) <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807150989#">رئیس جمهور</a> می فرماید ما حاضریم سوخت هسته ای را از هر کشوری حتی آمریکا وارد کنیم! ناگهان گوش به فرمان می شود و علاوه بر آن تحریم ها و پروندۀ فشار ها هم همچنان باز است و&#8230; (برای اطلاع بیشتر به روزنامه ها و اخبار این روزها مراجعه کنید)<br />
خوب، جان من کلاهتان را قاضی کنید آدم نباید وصیت و معیار امام راحل عظیم الشأن را به خاطر بیاورد مخصوصا که رهبر معظم عظیم الشأن هم آن را رسما ًبه یاد مان می آورند.<br />
دِ آدم باید خیلی دیگه&#8230;باشه که &#8230;</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/379/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/379/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/379/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/379/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/379/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/379/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/379/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/379/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/379/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/379/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=379&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/07/79/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/2vcw6kh.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">2vcw6kh</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پلی از گذشته به امروز ایران</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/10/06/23-3/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/10/06/23-3/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 11:22:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[متفرقه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=376</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا

خوب است نیم نگاهی به گذشته ها بیاندازیم و بگردیم و ببینیم اطرافمان چه خبر بوده .
 21 مهر ماه 86 در نمایشگاه  کتاب فرانکفورت آلمان عباس معروفی و مهدی جامی به عنوان خبرنگار با عباس سلیمی نمین صحبت می کنند و در واقع یک مصاحبه جنجالی یا بهتر بگویم نیمه جنجالی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=376&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا<br />
<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/namin.jpg?w=285&#038;h=329" alt="namin" title="namin" width="285" height="329" class="alignright size-full wp-image-377" /><br />
خوب است نیم نگاهی به گذشته ها بیاندازیم و بگردیم و ببینیم اطرافمان چه خبر بوده .<br />
 21 مهر ماه 86 در نمایشگاه  کتاب فرانکفورت آلمان عباس معروفی و مهدی جامی به عنوان خبرنگار با عباس سلیمی نمین صحبت می کنند و در واقع یک<a href="http://zamaaneh.com/maroufi/2007/10/post_61.html"> مصاحبه </a>جنجالی یا بهتر بگویم نیمه جنجالی سه قسمتی که هم صوت و هم متن آن را خوشبختانه هنوز در اختیار داریم انجام داده اند که بعضی از قسمت های آن به واقع قابل تامل و توجه است<br />
مثلا سلیمی نمین در جایی از قسمت اول این مصاحبه می گوید: &#8220;طبیعی است که ملتی که نزدیک به یک سده دیکتاتوری برش حاکم بوده، هر فردی یک رگه‌ها و رسوباتی از اندیشه دیکتاتوری در خودش داشته باشد، چه روشنفکر ما، چه غیر روشنفکر ما، این در مورد همه صدق می‌کند که بخواهد دیگران را به تبعیت از برداشت خودش دعوت بکند و اگر اجابت نکرد دعوتش را، با تمام توان او را مجبور کند که اجابت کند.&#8221;<br />
خوب این در سال 86 اعترافی واضح بوده از سوی کسی که به مراکز اصلی قدرت نزدیک است و می بینیم که این روند که او دم از اصلاح آن می زد دروغی بیش نبود بلکه روز به روز قدرت گرفت تا اینکه امروز را تشکیل داد او و قدرت حاکمه ملت را به خاک و خون کشیدند تا به ملت بفهمانند که اینجا پدر سالار است که می گوید باقی باید بشنوند واطاعت کنند &#8220;اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم&#8221;<br />
در توهمات مالیخولیایی اینان ترجمه فارسی &#8220;اولی الامر&#8221; حاکم فعلی است.<br />
من تنها این سئوال را دارم که چرا به وهابیان سعودی می تازید که به چه حقی به ملک سعودی اولی الامر می گویید؟ هر آنچه او انجام می دهد را فعل اولی الامر می دانید و چون اولی الامر انجام دهد و لو آنکه خلاف شرع احمدی باشد خطا نخواهد بود.<br />
چرا،تنها بگوئید چرا از دست او کپی کردید ومشابه شیعه آن تفکر را به خورد ملت دادید و شیعه را نیز بد نام کردید؟<br />
چرا،تنها بگوئید چرا به دست طالبان نگاه کردید و هرچه او انجام داد انجام دادید و چون او کشتید؟<br />
ظاهر این است که شما به دست شرق و غرب اسلامی کشور نگاه کردید و آب از لب و لوچه تانراه افتاده و در دل قند آب می کنید. </p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/376/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/376/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/376/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/376/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/376/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/376/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/376/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/376/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/376/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/376/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=376&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/10/06/23-3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/10/namin.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">namin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>روز قدس آتشین در تهران</title>
		<link>http://abho.wordpress.com/2009/09/19/34/</link>
		<comments>http://abho.wordpress.com/2009/09/19/34/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 07:57:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جهانگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://abho.wordpress.com/?p=370</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا
از تهران قلب ایران با شما عزیزان هستم مردم ما به رسم هر ساله ننگ ترین جنایاتی را که خودکامه گان علیه بشریت روا می دارند محکوم نمودند و شجاعانه در خیابان های پایتخت تجمع کردند و به ابراز نفرت از ظلم ، ستم ، استبداد و استکبار پرداختند.
من معتقدم همه کسانی که [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=370&subd=abho&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>به نام خدا<br />
از تهران قلب ایران با شما عزیزان هستم مردم ما به رسم هر ساله ننگ ترین جنایاتی را که خودکامه گان علیه بشریت روا می دارند محکوم نمودند و شجاعانه در خیابان های پایتخت تجمع کردند و به ابراز نفرت از ظلم ، ستم ، استبداد و استکبار پرداختند.<br />
من معتقدم همه کسانی که پا به خیابان گذاردند به ابراز انزجار نسبت به هر نوع ظلمی علیه بشریت معتقد بوده و هستند اسرائیل و هر ظالم دیگری را در هر گوشه از جهان پهناور محکوم می دانسته و می دانند.<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/470760_orig.jpg?w=300&#038;h=195" alt="470760_orig" title="470760_orig" width="300" height="195" class="alignright size-medium wp-image-371" /><br />
اما نباید فراموش می شد که اسرائیل یکی از ظالمان است که به تمامیت خواهی و میلیتاریسم دست یازیده و خون ریزی می کند. در جهان کنونی حکومتهای مختلفی را با خلق و خوی اسرائیل می توان سراغ گرفت که رهرو راه پر خطر و لغزنده اسرائیل هستند اما آن درجه از منفوریت را در زبان ها هنوز نیافته اند و دور نیست آن زمان که بر علیه این نوع از حکومت ها که به هر عنوان به مردم بی پناه و بی گناه و مظلوم ظلم روا می دارند جنبش های مردمی و خیزنده به حق خواهی اقدام خواهند نمود.<br />
 در تهران به سمت دانشگاه تهران که روزگاری مرحوم آیة الله طالقانی (ره) خطبه جمعه می خواند حرکت کردم برای محکومیت انواع ظلم در عصر فیس بوک و یوتوب، نزدیک دانشگاه تجمع سبزها را دیدم بی درنگ به آنها پیوستم و با آنها هم نوا شدم و شعار هایی دادیم در آن لحظه احساس حق طلبی ملتی را که راه به جایی ندارند احساس نمودم حقیقتا تلخ بود و از سویی دیگر فکر می کنم همین که توانستیم خشم انقلابی ملتی را به گوش حاکمان برسانیم بر زیبایی این حرکت دلالت می نمود. <img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/470762_orig.jpg?w=300&#038;h=195" alt="470762_orig" title="470762_orig" width="300" height="195" class="alignright size-medium wp-image-372" /><br />
در این روز کسانی مثل شیخ شجاع و مردمی شیخ مهدی کروبی صریح اللهجه ،آیةالله هاشمی رفسنجانی با آن مواضعی که از تریبون جمعه اواخر تیر ماه گذشته شاهدش بودیم و سید دوست داشتنی خاتمی عزیز که تیری در چشمان بعضی از تنگ نظران است شرکت نمودند که تصاویر خود گویای حضور سبز این بزرگواران بود اما آنچه جای تعجب دارد آنچه بهت آور است نبود و یا در حاشیه ماندن میر حسین عزیز و گرامی است که نبودنش را قوت می بخشد که اگر نبوده لابد در حبس خانگی گرفتارش کرده اند اگر بوده اجازه حضور در میان مردم را به او نداده اند نمی خواهم موضع بگیرم و بودن یا نبودن او را تائید یا تکذیب کنم اما این فضای نا مفهوم و پیچیده این گمان را پیش می آورد که نکند خدایی نخواسته حاکمیت دست به اشتباهی بزند که مانند بسیاری دیگر از اشتباهاتش غیر قابل جبران باشد؟!<br />
باری هرچه بود روز قدسی متفاوت وظلم ستیز به معنای واقعی کلمه را شاهد بودیم و ان شاء الله ظلم جهانی و ابر قدرتهای پوشالی و صدام ها و شارون ها هیتلرها و پینوشه ها را در موزه های ظالمان و دیکتاتور ها در تاریخ جهان مشاهده خواهیم نمود. و بر پیکره آنان نماز میت اقامه خواهیم نمود و یاد آنها را برای یادآوری نتیجه ظلم بر ملتهای مظلوم و توده های ستم دیده در موزه ها زنده نگه می داریم و هر ساله همین روز را با آرامشی وصف ناشدنی به جشن ختم ظلم و تمام شدن استبداد در جهان تبدیل می کنیم و تجمع می کنیم و با<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/470788_orig.jpg?w=300&#038;h=195" alt="470788_orig" title="470788_orig" width="300" height="195" class="alignright size-medium wp-image-373" /> طمانینه جنایات آنها را محکوم می کنیم.<br />
مگر مردم اروپا سالگرد اشغال کشور های مختلف را که در آتش حماقت هیتلر این زنگی وحشی سوختند گرامی نمی دارند؟ بله آنها آن روز را جمع می شوند تا بر قربانیان جنایات او ادای احترام کنند و نام ننگ او و سر انجام شور بختانه و حقارت وصف ناشدنی او را برای همه سیاستمداران به عنوان درس عبرت نصب العین قرار دهند.<br />
و الحق که اروپا مخصوصا آلمان در یک فضای مردم سالارانه با نگاه های تیز بین قلم به دستان و روزنامه نگاران متعهد به مردم و حقوق آنها روزگار می گذراند و اگر خبط و خطایی از احدی از کوچکترین افراد حکومت سر زند او را رسوای خاص و عام می کنند و او را مجبور به پوزش خواهی و در نهایت مجبور به استعفا می کنند.<br />
چطور می شود ملتی و حکومتی نسخه پیچی برای برادران فلسطینی بنماید که بیایید سر نوشت مردم فلسطین را به خودشان واگذار کنید حال آنکه خود هنوز اندر خم یک کوچه است! حقوق را نمی پردازد و مردم را برای استیفای حق مسلم شان به خیابان می کشاند با باتوم پاسخ شان را می دهد به زندان می برد و تجاوز کارانه لکه ننگی را که به خیال خامش خطور می کند ناجوانمردانه بر دامن آنان می نهد و در آخر همه چیز را منکر می شود !<img src="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/7321_130386876138_567726138_2604354_2690470_n.jpg?w=300&#038;h=227" alt="7321_130386876138_567726138_2604354_2690470_n" title="7321_130386876138_567726138_2604354_2690470_n" width="300" height="227" class="alignright size-medium wp-image-374" /><br />
الحمد لله احمدی نژاد این آلت دست دروغین در صحبتهای امروز کشته شدن افرادی را پس از انتخابات قبول نمود و از این ماجرا به زعم خودش عذر خواست کسی هم نبود بپرسد جناب رئیس جمهور چرا این افراد بعد از انتخابات کشته شدند؟ باشد حرف شما متین این بیچارگان را &#8220;بی بی سی&#8221; و &#8220;وی او ای&#8221; فریفته بود که به خیابان بیایند و تجمع کنند و علیه تو شعار دهند آیا طبق قانون اساسی که تو و حاکمیت خود را پایبند آن می دانید سر نوشت و پاسخ شان گلوله بود؟!  از این گذشته آقای احمدی نژاد آیا تو نبودی که در امریکا به جهانیان اعلام داشتی در ایران آزادی مطلق وجود دارد؟!<br />
خوب ما معنی آزادی مطلق را هم شنیدیم و فهمیدیم. در ایران بین حاکمیت که مغالطه را خوب می داند و سفسطه گری را پیشه خود گردانیده مرسوم بوده و هست که هر گاه نامی از آزادی به میان می آید سریعا آن را به لا ابالی گری ،ولنگاری جنسی، برهنگی مفرط تفسیر می نمایند و چون یک طرفه به قاضی می روند راضی بر می گردند و می گویند عده ای قلیل از اراذل و اوباش خواستار این چنین مسائل در بیضة الاسلام ایران اسلامی هستند یا صاحب الزمان ما جان فلان و بهمان مان را در این راه&#8230;<br />
اما باید محکم و با صلابت به این عزیزان بیان داشت که خیر، ما دست شما را خوانده ایم ما این چنین آزادی نمی خواهیم ما بنا بر اصل 27 قانون اساسی که باز خود شما برای ما نوشتید از شما می خواهیم که اجازه بدهید  وقتی پدران و مادرانی که جوانان شان احساس می کنند رای شان را به یغما برده و فردا قصد تاراج منابع شان را دارید بیرون می آیند نگران عدم باز گشت عزیز شان به خانه نباشند.<br />
ما پا را عقب تر می نهیم و می گوییم آزادی را حداقل تا آنجا رعایت کنید که هنگامی عزیزی از خانواده ای را باز داشت کردید -که البته این خود پاسداشت آزادی به نظر می رسد! &#8211; با فرزند مورد تجاوز قرار گرفته مواجه نشوند.<br />
 باز عقب تر می رویم و می گوییم جناب احمدی نژاد ای مظهر حقیقت اگر در ایران آزادی مطلق است اگر مورد تجاوز قرار دادید اگر کسی را که معترض بود در زندان کشتید جنازه اش را تحویل والدین اش دهید و آنها را برای سوگواری در فشار و تهدید قرار ندهید ای حرام لقمه ها کجای اینها آزادی مطلق است این ها تهمت به آزادی است تا چه رسد به مطلق بودنش!<br />
اما امروز در میدان هفتم تیر و حوالی آن شعله خشم و امید ملت افروخته شد و دو اتومبیل پلیس را سوزاند این شعله را به راحتی نتوان خاموش کرد و امید پیروزی در دلهای ایرانیان روشن شده است در انتها به عاقبت صدام اشاره ای می کنم که خالی از لطف نیست<br />
زمانی که نیروهای آزاد سازی عراق به آن سرزمین حمله کردند که رهبری این نیروها را آمریکا و انگلستان بر عهده داشتند هر روز شهری از شهر های این کشور سقوط می کرد بغداد تحت محاصره واقع شد رسانه ها اعلام کردند که صدام 120 هزار نیروی مسلح دارد که حفاظت و مقابله با نیروهای اشغالگر را بر عهده دارند بعد از ظهری بود و چرت مرا فرا گرفت به خواب رفتم ناگهان از شبکه خبر همین جمهوری اسلامی بیان شد که بغداد با وجود این مقدار نیروی نظامی و مسلح سقوط کرد و صدام نا پدید شد. فاعتبروا یا اولی الابصار.    </p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/abho.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/abho.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/abho.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/abho.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/abho.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/abho.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/abho.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/abho.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/abho.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/abho.wordpress.com/370/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=abho.wordpress.com&blog=3894672&post=370&subd=abho&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://abho.wordpress.com/2009/09/19/34/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/ff73a54f7d5e5eced106a5ff95a6eabd?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">جهانگرد</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/470760_orig.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">470760_orig</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/470762_orig.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">470762_orig</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/470788_orig.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">470788_orig</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://abho.files.wordpress.com/2009/09/7321_130386876138_567726138_2604354_2690470_n.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">7321_130386876138_567726138_2604354_2690470_n</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>