جهانگرد

اکتبر 30, 2009

بازی وبلاگی قدیمی

دسته: تصویر, متفرقه — جهانگرد @ 12:07 ب.ظ

به نام خدا
Image000
به تاریخ 88/11/9در همین وبلاگ بازی وبلاگی را پیشنهاد کرده بودم که بعضی از دوستان به آن لبیک گفته بودند. امروز که جمعه باشد اوضاع به هم ریخت یعنی اوضاع بهتر شد و این به هم ریختگی مثبت بود نه منفی.

قضیه از این قرار بود که من در آن تاریخ این ایده به ذهنم آمد که هر کسی بیاید و مکانی را که از آنجا می نویسد به تصویر بکشد تا همه بدانند وبلاگ فلان و وبلاگ بهمان از کجا آپ می شود دوستانی شرکت کردند که از آن جمله وبلاگ دوست عزیز ماللصین از چین و ماچین بود که به این بازی پیوست.
اما امروز که جمعه 88/8/9 همچنین ولادت امام رضا علیه السلام هم هست (بنا به قول معظم مراجع تقلید به غیر از رهبرکه عید فطر را یک تنه جلو انداخت) به لطف دوست عزیزی صاحب میزی شدم که از او کمال تشکر را دارم. (البته اگر این صفحه را ببیند)
به همین خاطر جای نوشتن من از آن اتاق به این اتاق آمد اتاق قبلی دقیقا مقابل همین اتاق است که می بینید و این پنجره هم پشت سر من واقع می شود که به کوچه دید دارد.
در تصویر میز قبلی را هم زیر این میز می توانید مشاهده کنید همچنین این پارچه زرد رنگ را که یادگار عزیزی است در زمان خاموشی لپ تاب روی آن می اندازم تا خاک نخورد که تمام زندگی من این است و بس.
عکس سر چالز چارلی چاپلین هم از قبل این جا بر دیوار بوده گرچه شخصا به آن مرحوم ارادت دارم و او را دوست می دارم.
اما آن تاریخ که به بازی دعوت نموده بودم برایم کامنت هایی آمده بودکه خیلی محبت نموده بودند. عزیزی خواسته بود خود نویسنده را ببیند. عرض کنم قصد از دست دادن همین مقدار مخاطب را ندارم. دوست دیگری فرموده بود معلومه چاق هستی که راحت روی زمین می نشینی. باید عرض کنم من قدی در حدود 160 تا 170 (دقیق نمی دانم) دارم با 51 کیلو گرم وزن پس آن کپل کذایی کامفتبل را در بساط نداشته و ندارم و یکی از علل دگردیسی از آن میز به این میز همین بوده .
خوب دو مرتبه از همه عزیزان دعوت می کنم بسم الله عکس نوشتنگاه مجازی-حقیقی یا حقیقی-مجازی تان را آپ نمایید. می توانید به راحتی طوری عکس بگیرید که مطلبی لو نرود و فکر کنم این کار ،کار سختی نباشد در ضمن خوب هرکس در این بازی شرکت کرد (البته شرکت در این بازی گرچه مجدداً مثل خود من باشد اگر سود نداشته باشد ضرر هم ندارد) یک کامنت هم بگذارد تا دایرة المعارفی یک جا از محل نوشتن دوستان جمع آوری شود. بعضی از دوستان عقیده داشتند از روی محل نوشتن می شود به بعضی از زوایای شخصیتی
نویسنده با توجه به نوشته هایش هم پی برد. خوب هرکه علاقه دارد شرکت کند مرا هم خبر کند من دعوت عمومی می نمایم و ابداً کسی را نام نمی برم تا دوستان را به زحمت نیانداخته باشم. Image001
لازم به ذکر است که تصویر دوم متعلق به پشت میز است البته با کمی ا ین طرف آن طرف وپنجره همین اتاق است که به کوچه مشرف است وخواستم حفاظ بیش از 60 ساله اش را بر ای دوستان به نمایش بگذارم چرا که در کامنت های قبلی بعضی موفق شده بودن قدمت منزل ما را حدس بزنند که باید بگویم کاملا درست است واین هم سندش.

اکتبر 29, 2009

آبنبات قیچی

دسته: تصویر, متفرقه — جهانگرد @ 10:48 ق.ظ

به نام خدا

Image001
آب نبات قیچی یکی از خوراکی هایی است که معمایی با خود همراه دارد و آن این که چرا آن را آبنبات قیچی می نامند؟
ظریفی گفت :
چون در زمان ساختن آن را با قیچی مبرند آن را آب نبات قیچی می گویند.

اکتبر 20, 2009

باز هم سیاسی شد!

دسته: تصویر, سیاسی, مناسبت — جهانگرد @ 11:05 ق.ظ

به نام خدا
40054_121
زمانی كه صفار هرندی از تلاش موسوی برای پایان فضاحت‌های موجود سخن می‌گفت، یكی از حامیان لنگه‌ كفشی را به سوی جایگاه برنامه پرت كرد كه در بین راه بر سر دانشجویان دختر بسیجی فرود آمد. البته صفار نیز درواكنش به این حركت در حالی كه لبخند به لب داشت؛ گفت: “لطف كنید و علامت مدنیت را به سوی ما پرت نكنید.”

یک سئوال:azeidi
چرا وقتی منتظر الزيدي خبرنگار شبكه البغداديه یا العراقیه (تردید از نگارنده است) در عراق بوش را با لنگه کفش پذیرایی کرد در دل آقایان قندی آب شد که مدتها شیرینی اش در راهپیمایی ها و مدارس و… ماندگار شده بود. ایمان خان مرآتی در مدارس مسابقه لنگه کفش پرانی برای بچه های معصوم این آب و خاک ترتیب داده بود و این عمل قبیح وبی ادبانه را در روح و جان آنها نهادینه می کرد، اما حالا وزیر سابق سردار سرتیپ کنونی آن را نشانه عدم مدنیت _لابد نشانه بربریت_ می داند؟
آیا امرو معیار ها عوض شده؟

اکتبر 17, 2009

بی کاری!

دسته: اجتماعی, تصویر, متفرقه — جهانگرد @ 10:17 ق.ظ

به نام خدا
Image000
آیا حقیقتا در ایران بی کاری است؟
آیا در ایران تولید جایگاهی ندارد؟
آیا جوانان ایرانی نمی توانند؟
آیا من در حال سیاه نمایی ام؟
آیا من در حال عکاسی ام؟

پی نوشت:
در25 مهر ماه 88 یا 17 اکتبر 2009 ساعت1:35 در مرکز تهران کوچه ای فرعی یا بهتر بگویم از پنجره خارجی خانه مان گرفتم

آگوست 6, 2009

تقریبا بدون شرح

دسته: تصویر, سیاسی, مناسبت — جهانگرد @ 3:32 ب.ظ

به نام خدا

461852_orig

یک مار در گوشه حسینیه چنبره زده

ژانویه 29, 2009

بازی وبلاگی

دسته: تصویر, متفرقه — جهانگرد @ 10:04 ق.ظ

به نام خدا
بلاگ برای تو  یک دعوت عمومی برای یک بازی وبلاگی زیبا گذاشته ایده جالبی است. که او هم از دیگری گرفته وخلاصه به ما رسید با این عنوان که از کجا می نویسید. من هم علاقه مندم به اطلاع برسانم من بصورت وحدت میان سنت ومدرنیته از روی زمین با یک لپ تاپ acer در اتاقی از خانه قدیمی مان از مرکز تهران منطقه امام حسین علیه سلام یا به قول قدیمی ها فوزیه برای خوانندگان و دوستان خود درد دل می کنم و نوشته های ان عزیزان را با جان و دل می خوانم واین لحظات زندگی را بهترین لحظه ها می دانم این نقطه که می بینید اتاق مهمان خانه ما ست (البته به اصطلاح والا ما از اینم قرتی بازی ها در این خانه درویشی قدیمی نداریم) این هم کیف لپ تاپ من ان هم حشره کش ان هم در ورودی اتاق و…توی عکس هر سئوالی دارید در خدمتم .در ضمن علاقه مندم یا (حس فضولی ام گل کرده) تا ببینم دوستان از کجا می نویسند.

image0001

دسامبر 14, 2008

دسته: تصویر — جهانگرد @ 6:16 ب.ظ
Tags:

image0001

به نام خدا

سلام به تصویری از یک کوچه ارام در یک روز پاییزی نگاه کنید.

وبلاگ روی وردپرس.کام.