به نام خدا
انتقاد در لغت به معنای اشکار کردن عیب خرده گرفتن ونقد کردن به معنای بررسی وباز خوانی یک روش ، رفتار ،کردار وعمل دیگری می باشد البته معانی دیگری هم دارد که به بحث ما مربوط نمی شود و با این معانی اختلاف کلی دارد که بهتر است برای یافتن انها به لغت نامه مراجعه نمایید .
بحث کلی من در این نوشتار حول عیب جویی مشفقانه است اگر عیب جویی با غفلت از عیوب شخصی همراه باشد این عیب جویی نکوهیده و ناپسند است. اما گاهی عیب جویی از سر خیر خواهی یا از جهت سیاسی اجتماعی می باشد که اغراض شخصی کنار می رود. در مسئله حکومت و حاکم رویکرد این چنینی وجود دارد که حتی غیبت پشت سر حاکم هم جایز می باشد و بر غیبت کننده حرجی نیست چرا که حاکم خود را بر سر زبان ها انداخته با خواست خودش بر منصبی تکیه زده است که این منصب مورد اشاره سر انگشتان است مثل اینکه کسی بگوید ایا هنر پیشه مشهور هم می شود؟ که پاسخ این سئوال کاملا بدیهی است که هنر پیشگی و شهرت لازم وملزوم هم هستند وبه هم بستگی کامل دارند ونمی شود این دو از هم جدا شوند. حاکم هم در تمام اعمال و رفتار زیر ذره بین مردمان است و نباید از این انتقادات که برگرفته از خواسته های مردم است ناراحت شود و من در اینجا باید روشن کنم منظورم از حاکم تمامی طبقه حاکم بر هر جامعه ای می باشد چرا که اعتقاد ندارم که حاکم یک نفر است بلکه این گفته شامل حال تک تک گروه حکام می شود. و شکی در این گفته نمی باشد.
در ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب مردم ما در اینکه ازادانه بتوانند مسئولین وحاکمان را به باد نقد و بررسی و بازخوانی بگیرند یا در نهایت ازادی از انها خرده بگیرند یا عیب جویی کنند در مضیقه بوده اند که من نمونه هایی از انها را برای شما به عنوان مشتی از خروار است در روزگار معاصر می اورم :
اخیرا شاید یک سال پیش یا کمتر یا بیشتر طی یک مراسم تقدیر، تندیس منتقد دولت را به دستان قلم به دست کسی مثل اقای حسین شریعتمداری می دهند که همه شاهد بوده اند که در تقدیس و تنزیه دولت و حکومت و نظام ان قدر به جلو حرکت کرده که گویی ایراد و اشکالی در این حکومت و دولت وجود ندارد و حکومت ،حکومت معصومین است این اقدام این معنا را دارد که منتقد اگر الگویی باید داشته باشد ،الگوی نیکو و اسوه حسنه برای او همانا حسین شریعتمداری است نه امثال سیامک پور زند دشمن در پوستین میش و نه نیک اهنگ کوثر.
به جای انکه مردم و نمایندگان مردم به انتقاد و طعنه و عیب جویی و بازجویی از مسئولین نظام بپردازند کار وارونه شده و مسئولین به مردم و نمایندگان انها خرده می گیرند . بعد از انکه اقای کردان از جانب مجلس استیضاح شد رهبر انقلاب اظهار داشت: به گزارش خبرگزاری ایلنا، رهبر جمهوری اسلامی که بارها از دولت محمود احمدینژاد به خاطر پایبندی به «اصول انقلاب» حمایت کرده است، امروز (چهارشنبه) در دیدار با کارگزاران اجرایی و فرهنگی حج گفت: «این فضای بیبند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد.» که این گزارش را زمانه نقل کرده است. و نمایندگانی که به استیضاح کردان رای نداده بودند و او را مستحق وزارت می دانستند اظهار داشتند که سخنان موافقان استیضاح مصداق انتقاد رهبری بود. یعنی موافقان استیضاح و موافقان برکناری کردان، بی بند و باری نسبت به حکومت را روا داشته اند و مستوجب قهر الهی را برای خود فراهم اورده اند. البته این تفسیر حرف این نمایندگان است.
خوب توجه کنید ببینید چطور جای منتقد و انتقاد شونده عوض شده است. اضافه بر این مسائل مسئله ء دیگری مطرح است که به کرات شنیده ایم که نقد را به انتقاد سازنده و انتقاد خیر خواهانه و….تقسیم می کنند و در حوزه این انتقادات اقدام علیه امنیت ملی را نیز قرار می دهیم که انتقاد مخرب که مقابل انتقاد سازنده و خیر خواهانه است به این اقدام بر اندازنده حکومت منجر می شود .
اما انچه عجیب به نظر می رسد این است که در گفتار مسئولین جملات و کلماتی در ستایش نقد پذیری دیده نمی شود و این جای تعجب دارد ،ناگفته نماند که اگر هم بوده بسیار کم رنگ وبی رمق بوده که چندان تاثیری هم نداشته است.
دوستی داشتم در یکی از مراکز اموزش عالی اتاقی داشت و شبانه روزی در انجا مشغول تحصیل بودند روزی برایم تعریف می کرد می گفت :یک روز مدیر و مسئول موسسه مرا به دفتر احضار کرد و گفتگویی کردیم از هر دری صحبت شد بعد در اخر به من گفت اقای فلانی شما جوان خوب و برازنده و درس خوانی هستید اما یک عیب دارید و ان هم اینکه خیلی انتقاد می کنید. گویا این مدیر گوشه چشمی به گذشته این دوست ما داشته چرا که او را به خاطر زبان درازش و عیب جویی هایش از شعبه ای از این موسسه در شهرستان اخراج کرده بودند یا بهتر بگویم تبعید کرده بودند . و دوست ما با عبرت از گذشته اش هیچ انتقادی اعم از سازنده و مخرب در موسسه جدید روا نمی داشت لذا از بیان این مقام مسئول سخت در تعجب فرو رفته بود. توجه بفرمایید در دانشگاهها و مراکز اموزشی ما مبارزه با انتقاد و خفه کردن اصوات مخالفین را نیز اموزش می دهند .
من به شخصه معتقدم انتقاد و لو اینکه نقدی مخرب و همراه بادشمنی باشد خیر و رحمت و برکت است چرا که اگر با سعه صدر پذیرای هر نوع انتقادی باشیم این باعث می شود خود نقد کننده رسوا شود و دست او رو شود و اگر نکته بسیار باریک در میان انبوه انتقادات منتقدین مخالف هم باشد برای نقد شونده زیرک وباهوش می تواند ابتدای راه باشد و نکته مثبتی برای پیشرفت باشد.