به نام خدا

بسیار پیش می آید که در کار خود موفق می شویم، بعد در آن کار پیشرفت قدم به قدم و نامحسوس برایمان پیش می آید در آن صورت هر روز به جلو می رویم و در نهایت در حال خدمت هستیم اما اگر کمی بالا بیاییم و به کارمان نگاه کنیم می بینیم تصویری زشت را آفریده ایم گاهی در حال تنیدن پیله به دور خود هستیم و توهم می کنیم که به جایی رسیده ایم و برای خودمان کسی هم شده ایم و بدا روزی که این توهم را مبنی قرار دهیم و بر اساس آن ساختمان پر طمطراق شخصیتی نیز برای خود بسازیم. چرا که پایداری این ساختمان تنها به ملاقات شخصی با تخصص ما اما تنها با این تفاوت که ضریب توانایی او چندین برابر ما باشد رابطه مستقیم دارد.
در یک کلام نباید تصور کنیم که الان که به مطالعه و یادگیری فلان دانش و بهمان علم مشغولیم تنها کسی هستیم که در این رابطه مطلب می دانیم. به علاوه اگر هم روزگاری از هر علمی چیزکی به دست آوردیم نباید خیال کنیم که باید از مردم عادی فاصله بگیریم وتصور کنیم که ما نوع دیگری هستیم و عیار خود را بالاتر بدانیم . یک مطلب هم این جا باقی می ماند که در هر علم ،دانش ،صنعت و هنری که به تحصیل مشغول شدیم بد نیست اگر نو آوری هایی نیز از خود به نمایش بگذاریم چرا که هر صاحب نامی همین کار را کرد و اگر اینگونه به قضیه نگاه نمی کرد در آن صورت در هر علمی ایستایی و رکود به وجود می آمد و فاتحه پیشرفت خوانده می شد.
همه اینها را گفتم تا بگویم ویل هانتینگ نابغه را تماشا کنید این فیلم که محصول 97 آمریکاست برنده اسکار فیلمنامه برای “مت دیمون” و “بن افلک” شد که مشترکاً ملاط اصلی فیلم را بر کاغذ ریخته بودند من این فیلم را که در تلویزیون سالها پیش پخش شده بود 3 آبان 88 به تماشا نشستم و از آن لذت بردم چرا که خیلی از مطالب مطرح شده در فیلم را قبول دارم و می پسندم لازم به ذکر است که بینندگان در وب گاه IMDB به آن درجه 8 از 10 را داده اند که به گمانم درجه قابل قبولی می باشد.
تا بعد…
اکتبر 26, 2009
روزمرگی یا غرق در روتین شدن
۱ دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. URI دنبالک
…ma inja miaim o mikhanim
دیدگاه با zikki — اکتبر 28, 2009 @ 12:29 ق.ظ |