به نام خدا

زمانی كه صفار هرندی از تلاش موسوی برای پایان فضاحتهای موجود سخن میگفت، یكی از حامیان لنگه كفشی را به سوی جایگاه برنامه پرت كرد كه در بین راه بر سر دانشجویان دختر بسیجی فرود آمد. البته صفار نیز درواكنش به این حركت در حالی كه لبخند به لب داشت؛ گفت: “لطف كنید و علامت مدنیت را به سوی ما پرت نكنید.”
یک سئوال:
چرا وقتی منتظر الزيدي خبرنگار شبكه البغداديه یا العراقیه (تردید از نگارنده است) در عراق بوش را با لنگه کفش پذیرایی کرد در دل آقایان قندی آب شد که مدتها شیرینی اش در راهپیمایی ها و مدارس و… ماندگار شده بود. ایمان خان مرآتی در مدارس مسابقه لنگه کفش پرانی برای بچه های معصوم این آب و خاک ترتیب داده بود و این عمل قبیح وبی ادبانه را در روح و جان آنها نهادینه می کرد، اما حالا وزیر سابق سردار سرتیپ کنونی آن را نشانه عدم مدنیت _لابد نشانه بربریت_ می داند؟
آیا امرو معیار ها عوض شده؟
شاد و سربلد باشی
درود بر تو
که گل کاشتی
واقعا احمقانس
بستگی داره چی به صرفه باشه چی نباشه!
چی بگیم که نگفتنش یه درد گفتنش 10000000درد.
به روز کردم
منتظرتم….
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
Comment با hamnafas — اکتبر 21, 2009 @ 8:56 ق.ظ |
مهربانم ، ار مهر بی دریغ تو سپاسگزارم، راستش را بگویم انقدر در زندگی حماقت کرده امو باز می کنم که حساب ندارد. با این ال دیدم خر بیچاره رامورد تهمت قرار می دهم، بدیبن جهت از او برای توهینی که به او شده پوزش خواستمو خر را به عنوان استاد پذیرفتم. اگر حوصله کنم چند نمونه از آنها را همین چند روزه می نویسم. می سوت اردوخانی
Comment با اردوخانی.شوخی و جدی — اکتبر 22, 2009 @ 5:33 ب.ظ |
شرومنده نخوانده نطرم را فرستادم با چند تا غلط.با پوزش. پدرانه می بوسمت اردوخانی
Comment با اردوخانی.شوخی و جدی — اکتبر 22, 2009 @ 5:35 ب.ظ |
معيارها عوض نشده اين ها اصلا معيار حالي شون نيس يعني واقعا فك مي كني سقاك چرندي معيار مي دونه چيه يا اون حرومزاده دروغگو
نه اينا كارشون همينه جز اين انتظاري نيت ازشون
Comment با شاه رخ — اکتبر 24, 2009 @ 5:25 ق.ظ |
از قدیم ضرب المثلی بود که می گفتند ” دیگی که برای من نجوشه سر سگ توش بجوشه”.برای آقایان هم لنگه کفش زمانی می شود پیراهن عثمان که بسوی دشمن!!! پرتاب بشود.اشاره بجا و زیبایی بود.نوشته هایتاد را در وبلاگتان پی خواهم گرفت.
Comment با سیاوش — اکتبر 24, 2009 @ 8:56 ق.ظ |
قبول دارم که سیاست جزو زندگی ما شده….اما چه کنم که من از آن بیزار شدم!
لنگه کفش هم نشان تمدن سیاسی است دیگر….
Comment با سپیده — اکتبر 24, 2009 @ 6:25 ب.ظ |