به نام خدا
26 تیر در برابر 29 خرداد 88 .
عجب سالی شد این سال 88 .
بار دیگر گمانه های سیاسی ام درست از آب در آمد. خوب که چی می خواهم بگویم که من خیلی سیاسی ام ومی فهمم؟ نه اشتباه نکنیدهمچنین قضاوت زود هنگام هم نکنید. می خواهم بگویم خوشحالم که آنچه فکر می کردم اتفاق افتاد. خوشحالم که بهبودی اوضاع منتظر (به فتحه ظ بخوانید) است.
یک روحانی دیگر هم مثل کروبی و خاتمی به صف مردم پیوست و با حاکمیت قهر کرد. گرچه قهر بود اما حسابش را با حاکمیت در پیشگاه مردم تسویه نمود و به مردم فهماند که من از شمایم نه از اینان که در برابر شمایند.
من فکر می کردم که اگر هاشمی رفسنجانی بیاید به نفع حاکمیت صحبت کند یا حداقل به نحوی بیاید و توصیه کند” که خوب خندیدیم بیایید حد وسط را بگیرید جمش کنید و وحدت و آشتی ملی را پیشه کنید.” در ان صورت مردم به خیابان می آیند و داد و قال مردمِ از همه جا رانده و مانده به هوا می رود که “ای خدا به داد ما برس که بی پناه شدیم” و این در واقع بنزینی بر اتش خشم عمومی خواهد شد تازه اقای موسوی هم ریسک نمی کند با این شرایط اعلام حضور کند و خلق الله مخالف و معترض را به میدان بیاورد و به کتک و درگیری بکشاند
اما اگر هاشمی بخواهد علیه رهبر صحبت کند و به سبوی دوستی 53 ساله شکسته شده در 29 خرداد اشاره کند یا انتخابات را مردود اعلام کند یا از موسوی دفاعی اشکار کند یا هر چه که مزاج حاکم را بر هم زند آسایش خودش و باز هم به هم ریختن جو عمومی را به همراه دارد.
اما انچه به نظر من می رسید -شاید از ندای درونی من بر می خواست- این بود که هاشمی رو به مردم می کند و آنچه می خواهد بگوید باز بستگی به شرایط دارد که البته همین هم شد و هاشمی خود را در برابر آن 29 خرداد مشهور قرار داد و پاسخ نماز خونبار آن روز را داد و من باز این را می پنداشتم که هاشمی هر چه بگوید با توجه به دو احتمال قطعا حرف تازه ای دارد که آمده آن هم بعد از بیش از 50 روز غیبت از تریبون نماز جمعه. و نیز تصور داشتم که هاشمی هر چه بگوید نماز جمعه اش چه از لحاظ وسعت حضور مردمی و چه از لحاظ سیاسی،اجتماعی با نماز معروف رقابت خواهد کرد و در واقع 26 ام در برابر 29ام خواهد بود و این دو برگی در تاریخ ایران خواهد شد که اوراق تاریخ را تشکیل می دهند.
آنچه مهم است و قابل توجه است فرداست که آیا شنبه بعد از این نماز هم مثل شنبه بعد از نماز جمعه 29 خرداد خواهد شد یا خیر؟
که امیدوارم مردم با تیز هوشی و عدم درگیری تن به این فجایع که حکومت در پی آن است ندهند.
نکته دیگر سانسور مورد انتظار از تلویزیون ایران بود که از خطبه ها و از تصاویر فکر نکنم در اخبار ساعت 2 بیش از دو دقیقه پخش کرده باشد که تصور من ان است که جمعیتی که از داخل دانشگاه پخش شد مال امروز نبوده و برای پخش شب هم به میکس ماهرانه خواهد پرداخت علاوه بر آنکه از خیابان های اطراف ابدا تصویری نداد که دوستان من که حاضر بودند و مورد وثوق من هستند جمعیتی بالا را نقل نمودند که تا نزدیکی چهار راه ولیعصر فلسطین و… بوده اما آنچه بی بی سی مطرح کرد آمار دو میلیون نفر بوده است. یکی از نزدیکان من نقل نمود که مردم را نزدیک وزارت کشور بعد از نماز گله ای ودسته ای به داخل وزارت کشور که این روز ها سلاخ خانه است برده اند و از سر شناسان دستگیر شده در این روز می توان به خانم شادی صدر اشاره کرد که بصورت وحشیانه بدون ارائه حکم قضایی و با لباس شخصی بی نام و نشان در واقع با هیبت آدم ربایی قبل از نماز در خیابان کریم خان دستگیر شده است که در واقع جای بسی تاسف دارد.
من این را برای حکومت به فال شر می گیرم و این اعمال به مثابه تسریع در روند سقوط و تغییر حکومت خواهد بود مگر به فریاد این نظام پایمال شده برسند و آنچه باعث خدشه دار شدن آن می شود را از آن بزدایند.
جولای 17, 2009
فصل الخطاب به این می گن
3 دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دوست خوبم .عید مبعث بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد و تشکر می کنم از حضور خوبتان به وبلاگ حقیر و نظر دلبندتان که برایم به یادگار گذاشتید.
Comment با فرید صلواتی — جولای 20, 2009 @ 8:24 ق.ظ |
مهربانم حق با توست. می بوسمت اردوخانی
Comment با اردوخانی شوخی و جدی — جولای 20, 2009 @ 11:55 ق.ظ |
من از بیخ با تشیع مشکل دارم عزیزم.. صرفا مربوط به این حکومت نیست، چیزهایی که گفتم از چند صد سال پیش در جریانند
—
رفسنجانی زرنگ ترین سیاست مداریه که ایران در کل تاریخش به خودش دیده. بعضی ها اینو می دونستند و بعضی ها اغراق آمیز فرض می کردن این ادعا رو.. حالا همه به یقین رسیدند.
Comment با Calabros — جولای 22, 2009 @ 8:00 ق.ظ |