به نام خدا
عشق! کدام عشق!
عشق را بعضی برگرفته از نام گیاه عشقه که در فارسی ان را پیچ می گویند می دانند منظور از پیچ هم ان گیاهی است که به دور چیزی می پیچد وبالا می رود وبالا می رود که انواع مختلفی دارد. گیاه عشقه دارای برگهایی است كه به صورت دایره ای دور ساقه مستقیمی می پیچند. نباتی است مثل لبلاب و بسیار کم برگ و شاخه های او بغایت از لبلاب قوی تر و درازتر، و بهر درختی که پیچد خشک کند لهذا عشق مشتق از اوست.
ومنوچهری نیکو گفته : حکیمان زمانه راست گفتند که جاهل گردد اندر عشق عاقل .
خوب این است عشق همان که عامل حیاة وبه گفته مرحوم صدر الدین شیرازی :عشق به معنی عام خود ساری در تمام موجودات و ذرات عالم بوده و هیچ موجودی در عالم وجود نیست مگر آنکه به حکم عشق فطری ساری در موجودات در جریان و حرکت است.
اما عشقِ عارضی، که من به عنوان یک انسان به دوستی انسانها بپردازم همو حقیقتا عشق است. عشقی عمیق به بشریت. اما به زعم ونظر من اینکه من خود را عشقه وار به دور نفسی از نفوسی انسانی بپیچانم و او را دوست بدارم این قسمت کردن عشق است بین مردم و معشوق و ان را برنمی تابم و این را نمی پسندم بلکه عشق ان است که به تمام دنیای بشری عاشق باشیم و در این عشق بسوزیم. این عشق بر گرفته ازعشق به خالق است و خلقت خالق و عشق به خالق و مخلوقش چنین در زندگی جریان دارد و نباید این عشق را الود .
عربها در زبان زیبا و فرهنگ غنی عربی یک جمله دارند زیباست و برای من مورد پسند است. وان اینکه عرب ها به ازدواج می گویند “قفس ذهبی” به معنی قفس و حصار طلایی .
ازدواج هر چه باشد طلایی است ولی هر کارش کنی قفس است.دوستان به این نوشته وعبارت عربی از لحاظ جنسی نگاه نکنید. این یک مطلب است که برای کوته فکران و کسانی که جز نوک بینی و چند وجب پائین ترش را نمی بینند واجد اهمیت است وانان هستند که هوس رانان وبهایم اند. که به ازدواج نزدیک نشوند و خود را محدود به رابطه با یک نفر نمی نمایند تا بتوانند هر گلی را ببویند و حرمسرایی بسازند و اینان پست تر از چهار پایان هستند. اما محدود شدن در ازدواج که من ان را فرا جنسیتی می دانم . ازدواج و تشکیل زندگی مشترک که غالبا هم اشتراکی در ان نیست برای طرفین محدودیت به بار می اورد ما ملتی هستیم که ظرف تنها سی سال جمعیت مان دو برابر شد. و این نمایانگر ازدواج های پیاپی است. معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ملي جوانان که حجه الاسلام حاج علی اکبری باشد با افتخار از روند رو به رشد ازدواج ها خبر می دهد هر ساله شاهد ازدواج های گروهی دانشجویی و کمیته امام برای محرومان همراه با تهیه جهیزیه هستیم وهمۀ هم وغم اینان رواج ازدواج است و تسهیل در این امر مقدس وهدف این اقایان در واقع بیمه کردن جامعه در برابر فساد و فحشاست که هدفی بسیار عالی است اما این قضیه در کدامین جامعه اتفاق می افتد؟ ایا به این قضیه هم توجهی شده؟ بین این زوج های دانشجو ومحرومینی که با جهیزییه و کمک های مراکز خیریه به خانه بخت می روند ایا تفاهم وهمزیستی و مشارکت ودوستی وبقا وجود دارد؟ ایا از امار طلاقی که بین این زوج ها اتفاق می افتد هم خبری به گوش می رسد؟ این ها حقایق جامعه ای است که قاری قرانش را که بنده می شناسم که با داشتن عروس همسرش را هنوز به باد کتک می گیرد و وحشیانه ، بدترین رفتار ها را با او انجام می دهد که پسرش قدرت مبارزه با چنین پدر بی فرهنگ و بربروغار نشین را ندارد لذا با گریه به خواب می رود. دوستان این رهاورد ازدواجی است که دو نفر به ظاهر انسان از سال 62 تا کنون چنین زندگی می کنند. توجه کنید سال 62 اول انقلاب ایران اوج ساده گرفتن عروسی و راهی کردن جوانان به خانه بخت.
این روند افزایش جمعیت ایران بود که علمای اسلامی فرمودند خطر کم جمعیتی شیعیان را تهدید می کند و این اندیشه و روند مبارزه با کمبود نفوس کار را به انجا رساند که انسانها را جفت کردند و دو جین دو جین در تهران و شهرهای بزرگ سکونت دادند و روستا ها ویران و خلوت شد ، کشاورزی ودامداری نابود شد والحمدلله از زمان اقای خاتمی که جشن گندم گرفتیم تاکنون همچنان بزرگترین وارد کنننده گندم هستیم.
ایا این عشق است که زنان برای برخورداری از کمترین حقوق خود باید تلاش و کوشش و مبارزه کنند و بعد دستگیر شوند و بعد درمشهد اقا بگوید کمپین یک میلیون امضا در واقع کمپین امضای فواحش است ؟(نقل به مضمون)
حال شما بگویید این عشق است که مردان نامردانه به مبارزه با زنان وپایمال نمودن حقوق انها بپردازند؟ این است که هوس بازانه حقوق انان را بعد از استمتاع جنسی از میان ببرند؟
ایا عشق هم خوابی با زنانی است که انها را تا حد ارضا کننده جنسی پائین اورده ایم؟
عشق چیست؟ عشق محدودیت ومصونیت است؟ عشق واکسن سالم سازی اجتماع است؟ عشق مخرب وکشنده است ؟ عشق چیست؟عشق رابطه مسخره دختر و پسری جوان باعشوه وغمزه و لوس بازی است که پسرک برای دوستش و نامزدش خالی ببندد که دوستت دارم و… دخترک خودش را بر او عرضه کند و کرشمه هایی از سر نمی دانم نیاز جنسی تحویل دهد؟
نمی دانم به گفته وبلاگ دوستی ولنتاین هم به مسخره بازی های به اصطلاح عاشقانه این ملت اضافه می شود و ولنتاینی می شنوند و پیاز داغ ش را افراط گرایانه زیاد می کنند ویک رسم غربی را که حالا به ما رسیده به لجن می کشند .این رسم ما ایرانی هاست که با یک قضیه طوری برخورد می کنیم که ظرف سی سال دوبرابر شویم و یا شاید اگر اراده کنیم ظرف سی سال اینده به نصف جمعیت کنونی بدل می شویم.
عشق مبارزات مردمی با گشتهای پلیس را هم به همراه دارد، که وب پر است از فیلم های این درگیری ها که برای عشق گاهی شرافت ،عزت وشخصیت انسانی افراد مورد هتک ماموران قرار می گیرد این مبارزه درواقع مبارزه با چیست؟ مبارزه برای چیست برای ارضای شهوات و تخلیه جنسی؟!به چه قیمت؟ به قیمت شرف ادمی وعزت انسانی فرد؟!

است چرا که در نقد توقیف ها فیلم کاغذ بی خط را می بینیم ازادیِ بیان به مراتب بیشتر در سینما و تئاتر را شاهد بودیم که تئاتر هایی درمدح ازادی بیان و جایگاه ان می دیدیم و یا اینکه توقیف نشریات تقریبا منحصر به نشریات سیاسی بود و مجله های پر سابقه فیلم و سینما را از دست نمی دادیم. اما امروز فیلمِ مجوز گرفتۀ، برنده جایزه شدۀ “سنتوری” را چند روز پس از نصب بیلبورد از دست دادیم و از دیدن ان برای همیشه محروم شدیم امروز روزگار بسته شدن مجله “دنیای تصویر” سینمایی است که از مجلات منحصر به فرد در زمینه هنر هفتم بود و این نشان از تعطیلی بیان دارد.


